دادگاههای کار بریتانیا در ماههای منتهی به مارس 2026 با موجی از دادخواستهای تازه مواجه شدهاند که بخش بزرگی از آنها با استفاده از مدلهای زبانی مانند ChatGPT و ابزارهایی شبیه «Grok» تنظیم شدهاند. حجم و کیفیت غیرواقعی برخی پروندهها، از جمله صفحات زیاد و استنادات ساختگی، فشار شدیدی بر نظام قضایی وارد کرده است.
آمار و ابعاد مشکل
یادداشتی رسمی از رؤسای هیئتهای قضایی، بری کلارک و سوزان واکر، نشان میدهد که درخواستهای دستور موقت تا صد برابر افزایش یافته و تعداد کلی دعاوی در سال منتهی به مارس 2026 نسبت به سال قبل 39% رشد داشته است. پروندههای معوق نیز حدود 55% افزایش یافته و به نزدیک 64,000 مورد حلنشده رسیدهاند. بسیاری از دادخواستها صدها صفحهاند و شامل استنادات و ادعاهای غیرواقعی هستند؛ مشکلی فراتر از صرفاً افزایش حجم پرونده.
پیامدها برای کارگران و کارفرمایان
- تأخیر در دستیابی به عدالت: رسیدگی به دعاوی واقعی طولانیتر میشود و شاکیان مشروع با انتظار طولانی مواجه خواهند شد.
- هزینههای اداری و مالی بالاتر: کارفرمایان و دادگاهها برای پاسخدهی و بررسی فنی پروندههای متعدد بار مالی و نیروی انسانی بیشتری متحمل میشوند.
- افزایش پیچیدگی فرآیند قضایی: نیاز به بررسی صحت استنادات و محتوای تولیدشدهٔ ماشینی باعث طولانیتر شدن مراحل دادرسی میشود.
قانون جدید و تشدید احتمالی بحران
پروژهٔ «قانون حقوق کار» پیشنهادی حزب کارگر (Employment Rights Act) که دسترسی به طرح دعاوی را گسترش میدهد و حذف سقفهای غرامت میتواند انگیزهٔ ارائهٔ دعاوی بیشتر را تقویت کند. نشریهٔ The Economist آن را نوعی «تراژدی منابع مشترک، نسخهٔ هوش مصنوعی» توصیف کرده است؛ بهرهبرداری گسترده از ابزارهای رایگان که بهطور جمعی به منابع عمومی فشار میآورد.
تجربههای بینالمللی: تهدید یا فرصت
در آمریکا یک قاضی فدرال دعاوی تولیدشده توسط هوش مصنوعی را تهدیدی «وجودی» برای دادگاههای فدرال خوانده است. با این حال، مطالعهای در پاکستان نشان میدهد که تجهیز قضات به ابزارهای هوش مصنوعی و آموزش مناسب میتواند فرآیند رسیدگی را تسریع کند و کارایی سیستم قضایی را افزایش دهد. بنابراین هوش مصنوعی هم میتواند تهدید باشد و هم فرصت، بسته به نحوهٔ بهکارگیری و مدیریت آن.
راهکارهای عملی برای کاهش آسیب
- ایجاد فیلترهای ترکیبی اتوماتیک و انسانی برای شناسایی محتوای تولیدشدهٔ ماشینی و حذف یا علامتگذاری مدارک ساختگی قبل از تشکیل پرونده رسمی.
- تعریف الزامات حداقلی برای ساختار دادخواست، شامل خلاصهٔ قابلفهم، فهرست منابع و محدودیت حجم اولیه برای جلوگیری از ارسال مدارک غیرمرتبط و حجیم.
- سرمایهگذاری در آموزش قضات و کارکنان دادگاه برای استفادهٔ مؤثر از ابزارهای تحلیلی و تشخیصی مبتنی بر هوش مصنوعی در فرایند بررسی پروندهها.
- بازبینی مشوقهای قانونی و قواعد رویهای که بهطور ناخواسته موجی از شکایات را تشویق میکنند، بهویژه قوانین جدیدی که قلمرو دعاوی را گسترش دادهاند.
پرسشهای حقوقی و اخلاقی
مسئولیت محتوای تولیدشده توسط مدلهای زبانی، اعتبار استنادات خودکار، و نقش پلتفرمهای ارائهدهندهٔ این ابزارها از مسائل محوری است. امکان وضع مجازات یا هزینههای اداری برای دعاوی بیاساس وجود دارد، اما باید بهگونهای طراحی شود که مانع دسترسی مشروع افراد به عدالت نشود.
نگاه به آینده
اگرچه موج کنونی فشار شدیدی بر دادگاهها وارد کرده، تجربههای موفق نشان میدهد ترکیب اقدامات حقوقی، فنی و آموزشی میتواند از ورود گستردهٔ دعاوی غیرواقعی جلوگیری کند و در عین حال ظرفیت رسیدگی به دعاوی واقعی را افزایش دهد. تصمیمهای سیاسی و قوانین اجرایی در ماههای آینده نقش تعیینکنندهای خواهند داشت.
منابع و مطالعهٔ بیشتر: صفحهٔ ChatGPT در ویکیپدیا و مقالهٔ Tragedy of the commons برای درک زمینهٔ نظری؛ همچنین گزارش و تحلیلهای نشریهٔ The Economist.





