مایکل کراتسیوس، مقام ارشد فناوری کاخ سفید، استارتاپ هوش مصنوعی چینی مونشات (Moonshot) را به استفاده از روشهای فریبنده برای استخراج دادههای مدل فوقپیشرفته Fable 5 متعلق به شرکت آنتروپیک متهم کرد. به گفته کراتسیوس، مونشات از خروجیهای این مدل برای آموزش سیستم جدیدالتولید خود یعنی Kimi K3 استفاده کرده است.
اگرچه این اتهامات هنوز با شواهد عمومی قابل تأییدی پشتیبانی نمیشوند، اما لحن و ادبیات کاخ سفید در بیان آنها به همان اندازه حائز اهمیت است. دولت آمریکا با مطرح کردن «تقطیر مدل در مقیاس بزرگ» نه به عنوان یک رویه رقابتی در هوش مصنوعی، بلکه به عنوان سرقت فناوری آمریکایی، پیام روشنی ارسال میکند: واکنشهای آینده میتواند از محدودیتهای سختگیرانهتر روی دسترسی API تا گسترش کنترلهای صادراتی تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی را شامل شود.
ادعاهای پنهانکاری و دور زدن شناسایی
کراتسیوس در پستی در شبکه اجتماعی ایکس اعلام کرد که دولت اطلاعاتی دارد مبنی بر اینکه مونشات از یک پلتفرم اختصاصی و روشهای دسترسی متعدد برای جلوگیری از شناسایی و استخراج دادهها از مدل Fable 5 استفاده کرده است. او در این پست نوشت:
«تقطیر صنعتی پنهان و در مقیاس بزرگ با هدف سرقت فناوری اختصاصی ایالات متحده و تضعیف تحقیقات آمریکایی غیرقابلقبول است.»
کراتسیوس همچنین ادعا کرد که مونشات سرورهایی مجهز به تراشههای پرطرفدار GB300 انویدیا تهیه کرده و آنها را در تایلند مستقر ساخته است — اقدامی که به گفته او «احتمالاً برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی» انجام شده است. مونشات، آنتروپیک و دفتر سیاست علم و فناوری کاخ سفید (OSTP) تا لحظه انتشار این خبر به درخواستهای اظهارنظر پاسخ ندادهاند.
تقطیر مدل؛ از روش فنی تا سلاح تجاری
برای درک دقیقتر اتهامات مطرحشده، باید بدانیم مدلهای کوچکتر هوش مصنوعی امروز چگونه ساخته میشوند. تقطیر مدل (Model Distillation) فرآیندی است که در آن یک مدل کوچکتر و ارزانتر، با استفاده از خروجیهای تولیدشده توسط یک مدل بسیار بزرگتر و گرانقیمتتر موسوم به مدل «مرزی» (Frontier Model) آموزش میبیند. این روش فنی بهطور گستردهای پذیرفته شده و برای کاهش هزینههای محاسباتی سنگین آموزش مدلهای جدید از صفر به کار میرود.
مناقشه اینجا بر سر اصل تقطیر نیست، بلکه نحوه اجرای آن مورد بحث است. کاخ سفید ادعا میکند مونشات با دور زدن شرایط خدمات آنتروپیک و استفاده از روشهای دسترسی طراحیشده برای جلوگیری از شناسایی، بهطور فریبندهای به مدل Fable 5 دسترسی یافته و خروجیهای اختصاصی آن را در مقیاس صنعتی استخراج کرده است. سؤالات کلیدی همچنان بیپاسخ ماندهاند: چه دادههای تلهمتری خاصی از ادعای دولت پشتیبانی میکند؟ آیا آنتروپیک این فعالیت را در لاگهای خود بهطور مستقل شناسایی یا مستند کرده است؟
پیشینه اتهامات؛ از فوریه تاکنون
اتهامات دولت آمریکا در یک خلأ شکل نگرفته است. در ماه فوریه، آنتروپیک بهطور علنی سه شرکت چینی — مونشات، دیپسیک (DeepSeek) و مینیمکس (MiniMax) — را به اجرای کمپینهای هماهنگ تقطیر علیه مدل کلود (Claude) متهم کرد. این شرکت بیش از 16 میلیون تبادل داده را در حدود 24,000 حساب کاربری جعلی به این سه شرکت نسبت داد که سهم مونشات به تنهایی 3.4 میلیون تبادل بود.
عرضه Kimi K3 و بروز شائبهها
اتهام کراتسیوس تنها شش روز پس از عرضه مدل Kimi K3 مطرح شد. در 16 ژوئیه، مونشات از Kimi K3 رونمایی کرد — یک مدل عظیم با 2.8 تریلیون پارامتر که به ادعای这家公司، بزرگترین سیستم هوش مصنوعی با وزن باز (Open-Weight) در جهان است. مونشات ادعا کرد عملکرد K3 به مدل مرزی Fable 5 آنتروپیک نزدیک میشود. انتشار کامل وزنهای مدل برای 27 ژوئیه برنامهریزی شده بود.
این نزدیکی ظاهری در قابلیتها بلافاصله در واشنگتن هشدارهایی را به همراه داشت. عرضه Kimi K3 تقریباً پنج هفته پس از صدور دستورالعمل کنترل صادرات توسط دولت آمریکا انجام شد که به دلیل نگرانیهای امنیت ملی، آنتروپیک را مجبور به توقف موقت دسترسی به مدلهای Fable 5 و Mythos 5 کرده بود. آنتروپیک از 1 ژوئیه دسترسی جهانی به Fable 5 را از سر گرفت و Mythos 5 را نیز بیش از دو هفته پیش از راهاندازی K3 برای سازمانهای تأییدشده آمریکایی بازگرداند.
حفره پردازشی تایلند
ادعای کراتسیوس درباره استقرار سرورهای مجهز به تراشههای GB300 انویدیا در تایلند، لایه جدیدی به این تنشها اضافه میکند. این موضوع نشان میدهد چگونه شرکتهای چینی با استفاده از زیرساختهای کشورهای ثالث، ممکن است محدودیتهای صادراتی آمریکا را دور بزنند. استقرار پردازشی در تایلند نهتنها دسترسی به سختافزار پیشرفته را ممکن میسازد، بلکه ردیابی و نظارت بر فعالیتهای آموزش مدل را نیز برای مقامات آمریکایی دشوارتر میکند.
انتشار سریع Kimi K3 و ادعای نزدیکی عملکردی آن به مدلهای مرزی آمریکایی، نشان میدهد که اکوسیستم هوش مصنوعی باز چین با سرعتی چشمگیر در حال کاهش فاصله با سیستمهای کاملاً محافظتشده آمریکایی است. این روند، بحث درباره نحوه پر شدن این شکاف تکنولوژیک و نقش تقطیر مدل در آن را به یکی از داغترین موضوعات سیاستگذاری فناوری تبدیل کرده است. آیا آمریکا با تشدید محدودیتهای صادراتی و API میتواند این روند را متوقف کند، یا تقطیر مدل به ابزاری غیرقابلکنترل برای انتقال دانش در اکوسیستم جهانی هوش مصنوعی تبدیل خواهد شد؟ پاسخ به این پرسش، شکلگیری آینده رقابت تکنولوژیک بین دو قدرت بزرگ جهان را تعیین خواهد کرد.





