«آواتار انگ: آخرین بادافزار» بهاندازهای خوب است که نباید قربانی سیاستهای پخش آنلاین میشد
احتمالاً از هرکی بپرسی بهترین انیمیشن تاریخ کدومه، یکی ازشون اسم «آواتار: آخرین بادافزار» نیکلودین رو میاره. مجموعه فانتزی سهفصلی که با انیمیشن دستکشیده نفسگیر، دنیای منحصربهفرد و شخصیتهایی عمیق و درحال رشد، انقلابی در دنیای انیمیشن به پا کرد. بیش از ۲۰ سال از اولین پخشش میگذره، اما همچنان بهاندازه سال ۲۰۰۵ جذاب و تأثیرگذاره.
این محبوبیت از دید پارامونت پنهون نمونده. آنها دنیای «آخرین بادافزار» رو با یک مجموعه دنبالهدار (و یکی دیگه تو راه)، بازسازی لایو-اکشن نتفلیکس که فصل سوم و آخرش رو میسازه، و حالا یه فیلم سینمایی کامل گسترش دادن. اما این فیلم از همون اول مسیر سراشیبی رو طی کرد. اعلام شده بود که «آواتار انگ: آخرین بادافزار» به صورت سینمایی اکران میشه، ولی ناگهان از تقویم سینماها خارج و به پارامونت+ منتقل شد. بعد از موج انتقادات، فیلم حالا فقط برای یک هفته و به صورت محدود در چند سینما به نمایش گذاشته میشه – اون هم صرفاً برای واجد شرایط شدن جوایز.
و این همه ماجرا نیست. چند ماه قبل از انتشار رسمی، نسخه کامل فیلم به صورت غیرقانونی در اینترنت لو رفت؛ ضربهای که بیش از هر کسی به تیم سازنده زد، نه شرکتی که تصمیم گرفت فیلم رو از اکران سینمایی محروم کنه. حالا «آواتار انگ: آخرین بادافزار» به صورت رسمی در دسترس قرار گرفته، و باور کنید فیلمیست که واقعاً لیاقت دیده شدن روی بزرگترین پرده رو داره. جدیدترین فصل از داستان آنگ از ابتدا تا انتها فوقالعاده زیباست؛ انیمیشن دو بعدی نایاب این بار بهتر از همیشه از آب درآمده. کاملاً مشخصه که پارامونت با این اکران محدود، فرصت تماشای یه اثر هنری ناب رو از مخاطبا گرفته.
«آواتار انگ: آخرین بادافزار» درباره چیست؟
داستان فیلم در فاصله بین وقایع «آواتار: آخرین بادافزار» و «افسانه کورا» رخ میده. تیم آواتار حالا دیگه بچههای سابق نیستن؛ هرکدوم به بزرگسالانی واقعی تبدیل شدن. کاتارا (با صداپیشگی جسیکا متن) از شهر جمهوری تازهتأسیس محافظت میکنه، زوکو (استیون ین) مشغول بازسازی ملت آتشه، سوکا (رومان زاراگوزا) به اختراعات برگشته، تاف (دیون کوآن) نسل اول خمکنندههای فلز رو آموزش میده و آنگ (اریک نام) به دنبال آثار گمشده عشایر هوایی میگرده.
در این میان حس تنهایی و غم از دست دادن همتبار هاش به آنگ فشار میاره تا اینکه یه کشف انقلابی میکنه: یه بادافزار دیگه به نام تاگا (با صداپیشگی دیو باتیستا) پیدا میشه که میتونه کلید احیای فرهنگ بادافزاران برای همیشه باشه.
فیلم قصد داره شکاف دههها بین سریال اصلی و دنبالهاش یعنی کورا رو پر کنه و فرصتهای جذابی برای دیدن نسخههای مسنتر و عاقلتر این شخصیتهای کلاسیک فراهم میکنه – در مرحلهای از زندگی که هنوز کلی چیز برای یاد گرفتن دارن. اما چون فیلم «آواتار انگ: آخرین بادافزار» نام داره، تمرکز اصلی روی سفر آنگ برای پذیرفتن سرنوشت «آخرین بادافزار» بودنشه.
نقاط قوت بصری خیرهکننده
بزرگترین برگ برنده فیلم بدون شک انیمیشنشه. از سکانسهای اکشن مهیج گرفته تا تکتک لوکیشنها، شخصیتها و صحنههای دستکشیده، هر فریم از این فیلم به طرز نفسگیری زیباست. میشه ادعا کرد این زیباترین انیمیشن دو بعدی ساله.
اما مشکل اصلی فیلم اینه که برای لذت بردن ازش باید کلی تکلیف انجام بدی. اگر سریال اصلی رو کامل ندیده باشی، کاملاً گم میشی. خلاصه کوتاه ابتدای فیلم هم زیاد کمکت نمیکنه. با این حال برای طرفداران وفادار، فیلم پر از ارجاع و اشاره به محبوبترین میمها و شخصیتهای نمایشه و هیچوقت هم به قانون اصلی جهان آواتار توهین نمیکنه.

متأسفانه با مدت زمان حدود ۹۰ دقیقه، اعضای پشتیبان تیم آواتار کار زیادی برای انجام ندارن. باوجود داشتن صداپیشگان ستارهای مثل استیون ین، شخصیتهایی مثل زوکو، تاف، سوکا و کاتارا همگی حس یه فکر پشتی رو میدن. ضمن اینکه با توجه به سرنوشت مشخص این شخصیتها در «افسانه کورا»، باور کردن تنشهای عاطفی و موقعیتهای تهدیدکننده زندگیشون واقعاً سخته.
جای خالی داستانی پررنگتر
داستان فیلم هرچند سرگرمکننده است، اما بهقدر کافی توجیهکننده وجود خودش نیست. انگار که این فیلم صرفاً برای پر کردن فاصله زمانی بین دو سریال ساخته شده، نه برای روایت یه داستان ضروری و ناگفته. این مسئله باعث میشه که حتی با وجود کیفیت بصری بالا، فیلم نتونه از سایه سنگین سریال اصلی و حتی کورا خارج بشه.
جالب اینجاست که پارامونت این فیلم فوقالعاده را بهجای نمایش در سینما، قربانی سیاستهای پخش آنلاین خودش کرده. تصمیمی که برای طرفداران و سازندگان به یک اندازه ناامیدکننده بوده و هست.

نتیجهگیری
«آواتار انگ: آخرین بادافزار» یه فیلم زیبا، سرگرمکننده و وفادار به جهان آواتار است و با توجه به بلوغی که در ساخت انیمیشن دیده میشه، میتونه لحظات خوبی برای طرفداران قدیمی خلق کنه. اما برای مخاطبان جدید احتمالاً حس یه ماجراجویی ناقص رو ایجاد میکنه. امیدواریم پارامونت از تجربه این فیلم درس بگیره و در آینده اجازه بده چنین آثار هنری روی پرده نقرهای واقعی درخشش خودشون رو نشون بدن.





