شبکه تلویزیونی پی‌بی‌اس (PBS) تازه دومین قسمت از مستند جذاب خود با نام «روزگاری در فضا» را منتشر کرده است؛ بخشی که به حوادث مرزی و بحران‌های دلگیر ایستگاه فضایی میر در سال ۱۹۹۷ می‌پردازد. در کنار پخش این مستند، مصاحبه اختصاصی با مایکل فیل، فضانورد برجسته بریتانیایی-آمریکایی ناسا نیز منتشر شده است که روایتگر زنده یکی از خطرناک‌ترین لحظات تاریخ کاوش‌های فضایی است.

مستند «روزگاری در فضا» ارزشمندترین الوقایع تاریخ پروازهای فضایی انسان را از زبان عوامل آن روایت می‌کند؛ از مسیر طولانی برنامه شاتل‌های فضایی تا شکل‌گیری صنعت پرتاب تجاری در روزگار حاضر. جیمز بلومل، کارگردان این اثر، رویکرد متفاوتی در مصاحبه با فضانوردان دارد. مایکل فیل درباره سبک کار او می‌گوید:

«جیمز کارگردان فراستی و زیرکی است و با تمام افرادی که تا به حال از من مصاحبه گرفته‌اند، متفاوت بود. او کلیپ‌های آرشیوی ناب و تصاویری از دوران تازه‌کاری‌ام را پیدا می‌کرد؛ زمانی که موهایم مدل موج‌سوارها را داشت و عاشق بادبان‌سواری بودم. سپس ویدیوها را به من نشان می‌داد و می‌پرسید: 'این تصاویر چه خاطراتی را برایت زنده می‌کند؟'»

شکاف در ماژول اسپکترو و اکسیژنی که رو به پایان بود

ایستگاه فضایی میر و آسیب‌های ناشی از برخورد کپسول باری

فیل که رزومه درخشان ۶ مأموریت فضایی را در کارنامه خود دارد و در سال ۲۰۱۳ از NASA بازنشسته شد، ذهن‌ها را به ۲۵ مه ۱۹۹۷ بازمی‌گرداند. در آن روز، یک مانور پهلوپذیری دستی منجر به برخورد شدید فضاپیمای باری بدون سرنشین پروگرس با ایستگاه میر شد. این ضربه به ماژول اسپکترو آسیب جدی زد و سوراخی در بدنه ایستگاه ایجاد کرد که ناگهان وضعیتی بحرانی رقم زد. این روایت کلاسیک هالیوودی یک插曲 واقعی است: با تنها ۲۳ دقیقه اکسیژن باقی‌مانده در اختیار خدمه، فیل به همراه کیهان‌نوردان روسی، واسیلی سیبلیف و الکساندر لازوتکین، عملیاتی نجات را آغاز کردند تا نشت فشار را متوقف و از چرخش بی‌onder کنترل ایستگاه جلوگیری کنند.

تقصیر بر دوش یک فرد یا نتیجه صرفه‌جویی مالی؟

ریشه اصلی این فاجعه نه اشتباه انسانی، بلکه تصمیمی اقتصادی بود. فیل شفاف توضیح می‌دهد که عامل اصلی حادثه، تلاش برای کاهش هزینه‌ها در یک مانور بسیار پرخطر بود:

«عامل اصلی حادثه صرفه‌جویی در هزینه‌ها بود. تصمیم گرفته شد یک پهلوپذیری دست را از فاصله‌ای بسیار دورتر از حد معمول و آن هم بدون استفاده از رادار انجام دهند. رادار مربوطه در اوکراین ساخته می‌شد و در آن زمان ۲ میلیون دلار قیمت داشت. مدیران روسیه تصمیم گرفتند این مبلغ را پرداخت نکنند.»

بازگو می‌کند که در دقیقه نود و سوم، یکی از مدیران شرکت انرژیا تصمیمی گران‌سنگ گرفت. از خدمه خواسته شد تا یک آزمایش اتصال دستی در فاصله حدود ۶ کیلومتری را بدون استفاده از سیستم‌های راداری، و آن هم با یک فضاپیمای پر از زباله که قرار بود پس از این ماموریت در اقیانوس آرام غرق شود، اجرا کنند.

ساعت‌ها مرگ و تقصیر سنگین واسیلی

واسیلی سیبلیف و مایکل فیل در داخل ایستگاه فضایی میر

نتایج این آزمایش دستی به طرز اسفناکی اشتباه از آب درآمد. واسیلی سیبلیف قادر نبود بر اساس محاسبات چشمی و زمان واقعی، سرعت نزدیک شدن سفینه را تخمین بزند. فیل ضمن تحلیل شرایط آن روزها می‌گوید:

«ابتدا شما به 数据 دقیق فاصله نیاز دارید و سپس باید آن را بر زمان تقسیم کنید تا velocidad به دست آید. این محاسبات در آن شرایط دشوار امکان‌پذیر نبود و دیگر هرگز تکرار نشد. همین امر باعث شد سرعت برخورد بسیار فراتر از توان متوقف کردن توسط یک موتور کوچک فعال در سفینه پروگرس باشد.»

ضربه شدید باعث تا شدن آرایه خورشیدی و مچاله شدن بخش‌هایی از بدنه ماژول شد. ترک در پایه اتصالات به داخل بزرگی منجر شد که هوای ایستگاه را با سرعت رو به بیرون می‌راند. مایکل فیل آزادانه اذعان می‌کند که واسیلی تمام بار این فاجعه را به دوش کشید:

«او نمی‌توانست مسافت و سرعت را درست محاسبه کند. سیستم‌های ناوبری سنتی دچار کندی بودند و کوتاهی از mallitiempo او نبود، بلکه سیستم بود که با از بین رفتن رادار مختل شده بود. واسیلی تمام تقصیر این برخورد را در تن پذیرفت.»

پس از برخورد، سفینه پروگرس با یک حرکت کوبنده به عقب پرید و از ایستگاه دور شد. در حالی که خدمه در رعب و وحشت داشتند زمان باقی‌مانده را به شمارش می‌گذراندند، جوی ترسناک با نبود اطلاع دقیق همراه شد. آن‌ها حدود سه روز بعد و در پاسخ به پرسش از مرکز فرماندهی متوجه شدند که موتورهای سفینه باری توانایی تغییر جهت و فرود در اقیانوس را داشته‌اند. این تجربه生意 که در انتهای کار راهی طولانی به دست خوش شانسی جبران شد، وانمود می‌کند که چگونه تصمیمات صرفه‌جویی مالی می‌تواند یک اقیانوس از سناریوهای تلخ را پرورد.