تواناییهای خیرهکننده «کیمی کی۳» (Kimi K3)، بزرگترین مدل زبانی بزرگ وزنباز جهان از آزمایشگاه چینی «مونشات»، بحث داغی را برانگیخته که دو موضوع حساس را به هم گره میزند: فرصتهای اقتصادی غولهای هوش مصنوعی آمریکایی و آیندهٔ فناوری مدلهای زبانی بزرگ.
موضع Controversial اوپنایآی
دین دبلیو بال، رئیس بخش آیندههای استراتژیک اوپنایآی، تا آنجا پیش رفت که از دولت آمریکا خواست با ایجاد ترس و عدم قطعیت نظارتی، جلوی گسترش مدلهای وزنباز را بگیرد. به گفته او، این مدلها لزوماً سرمایهگذاری در آزمایشگاههای پیشرو را کاهش میدهند. این اظهارات با واکنش تند چهرههایی مانند یان لکیون و مارتین کاسادو مواجه شد که نرمافزار باز را موتور محرک نوآوری میدانند. بال بعداً حرف خود را پس گرفت، اما زنگ خطر به صدا درآمده بود.
واکنش دولت ترامپ و منافع پنهان
گزارشها حاکی از آن است که دولت ترامپ به درخواست آزمایشگاههای پیشرو، ممنوعیت «کی۳» و سایر مدلهای چینی را بررسی میکند؛ هرچند وزارت بازرگانی هنوز قدمی برنداشته است. منفعت شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی واضح است: مدلهای وزنباز روی زیرساختهای مستقل، هوش ارزانتری ارائه میدهند و اگر کاربران به سمت آنها حرکت کنند، بازده سرمایهگذاری عظیم آزمایشگاههای بسته کاهش مییابد. «بریدن هنکاک»، همبنیانگذار اسنورکل ایآی، به تککرانچ میگوید: «مدلهای متنباز قوی در سطح پیشرو حاشیه سود را تحت فشار قرار میدهند و قیمتها را پایین میآورند، اما استفاده از هوش مصنوعی را افزایش میدهند.»
نگرانیهای امنیتی یا بهانههای تجاری؟
مخالفان مدلهای چینی سه دسته نگرانی مطرح میکنند: نشت داده به دولت چین (که کارشناسان آن را بعید میدانند)، سوگیری ضمنی به نفع پکن (که تأثیرش روی کدنویسی نامشخص است)، و فقدان حفاظهای اجباری آمریکا. جالب اینکه دیوید ساکس، مشاور ترامپ، مواردی را نشان داده که شرکتهای آمریکایی برای پر کردن شکافهای امنیتی به مدلهای چینی روی میآورند، چون مدلهای آمریکایی از انجام برخی وظایف خودداری میکنند.
آینده جنگ سرد هوش مصنوعی
اما مهمترین انگیزه برای محدودیت، ترس از عقبماندن آمریکاست. سام برسینیک، پژوهشگر دانشگاه جورجتاون، میپرسد: «چرا باید دولت آمریکا از شرکتهایی محافظت کند که رقبایشان را بر اساس منشأ از بازار کنار میگذارند؟» مدافعان متنباز معتقدند شرکتهای پیشرو یک دوگانه کاذب بین نوآوری و مدلهای بسته ساختهاند. هنکاک تأکید میکند: «تأثیر بزرگتر مدلهای چینی، تصاحب نوآوری است. پایتورچ به استاندارد صنعت تبدیل شد چون متنباز بود و جامعه میتوانست روی آن کار کند.»
در نهایت، آنچه در خطر است، نه فقط برتری یک کشور، بلکه ماهیت رقابت و نوآوری در عصر هوش مصنوعی است؛ جایی که مدلهای وزنباز میتوانند دسترسی به هوش پیشرفته را برای همه فراهم کنند، یا به ابزاری برای کنترل و انحصار تبدیل شوند.





