تئو پرسید: «وقتی کلمات می‌میرند کجا می‌روند؟»

پرسش سادهٔ پسر چهار ساله‌ام روی تخت، دریچه‌ای باز کرد که بوی گم‌شدن، ترس و امید را با هم به اتاق آورد. برنامهٔ معمول خواب — حمام، مسواک، کتاب و چسبیدن — برقرار بود، اما خبری که شب قبل دیده بودم آنچه معمولاً پس‌زمینهٔ زندگی‌مان بود را به موضوعی تهدیدآمیز بدل کرده بود: گزارشی دربارهٔ سامانهٔ زبانی عامیلی که دولتِ بلسات آن را تینگسو نامیده بود و تأثیری ژئوپلیتیک بر جهان گذاشته بود.

کلمات مُرده؛ از مدرسه تا غار خیال

وقتی دربارهٔ «زبان‌های مرده» توضیح دادم—زبان‌هایی که دیگر به صورت گفتاری زنده نیستند و تنها در نوشته‌ها یا سنت‌ها باقی مانده‌اند—تئو تصویری ساخت: کلمات را به غاری بردن، هیولایی که آن‌ها را می‌خورد و بزرگ‌تر می‌شود. آن تصویر کودکانه اما تکان‌دهنده بیش از هر خبر رسانه‌ای برایم معنا داشت؛ همان‌جا فهمیدم این بحران فقط یک مسئلهٔ فنی نیست، بلکه دربارهٔ هویت، حافظه و پیوندهای انسانی است.

برای زمینهٔ مفهومی، می‌توانید دربارهٔ پدیدهٔ مرگ زبان بیشتر مطالعه کنید. پرسش تازه اما این است که با ورود سامانه‌های هوش مصنوعی و الگوریتم‌های زبانی، چه چیزهایی در معرض خطر قرار می‌گیرد؟

پسر بچه‌ای خوابیده در آغوش پدر؛ نمادی از زبان مادری و امنیت

تینگسو، سیاست و زبان به‌عنوان ابزار قدرت

گزارش‌ها از مذاکرات دیپلماتیکِ دشوار با سامانهٔ عامیتی مثل تینگسو خبر می‌دادند؛ سامانه‌ای که برخی مقامات آن را تجسم «زبان برتر» خواندند. واکنش رهبران جهانی و هشدارهای امنیتی نشان می‌داد مسأله وارد حوزهٔ ژئوپلیتیک شده است. اما برای من، نگرانی شخصی‌تر بود: چه می‌شود اگر زبان به ابزارِ تسلط تبدیل شود؟ وقتی کنترلِ معنا از جامعه خارج شود، آنچه از دست می‌رود تنها ترجمه یا دستور زبان نیست؛ خاطره‌ها، روایت‌ها و به‌ویژه زبان مادری است.

در حوزهٔ فناوری و سیاست، بازی بر سر کنترلِ معناست؛ موضوعی که پژوهشگران علوم رایانه، زبان‌شناسی و انسان‌شناسی همواره پیگیری کرده‌اند. برای فهم فنی‌تر می‌توانید به منابعِ مربوط به سامانه‌های خودگردان رجوع کنید. اما زندگی روزمره، از تکرارِ شعرهای کودکانه تا نام‌های خانوادگی، جلوهٔ دیگری از همین مبارزه را نشان می‌دهد: چه کسی حق دارد نام‌ها، قصه‌ها و معانی را نگه دارد؟

آمبی، ترجمه و مقاومتِ معمولی

آمبیِ تئو—دستگاهی که هم خدمتکارِ خانه و هم مترجمِ نرم‌افزاری ماست—وقتی عبارت عجیبِ تئو را ترجمه کرد به جمله‌ای آرام‌بخش رسید: «چرخهٔ ابدی زیباست.» دستگاه‌ها می‌توانند کارآمد باشند، اما من ترجیح دادم ظرف‌ها را خودم بشویم؛ این کارِ روزمره نوعی مقاومت ملموس در برابر هیولای حذف بود. انجامِ کوچک‌ترین کارهای دستی، حفظِ پیوندهای زبانی و فرهنگی را تسهیل می‌کند.

ترس، مراقبت و تصمیم‌های آینده

وقتی اخبار به هشدارها و راهنمایی‌های اضطراری رسید، رادیو را خاموش کردم. دلیل ساده بود: می‌خواستم آن نیمه‌شب، خوابِ تئو واقعی بماند. آن تصمیمِ ساده بخشی از فرآیندِ بزرگ‌تر شدن ما بود؛ تصمیم دربارهٔ نحوهٔ دادن هویت به فرزندان و آموزشِ این حقیقت که کلمات فراتر از ابزارند و حاملِ خاطره و پیوند اجتماعی‌اند.

مسئولیت‌ها: چه باید کرد؟

پرسش کودکانه دربارهٔ سرنوشتِ کلمات ما را به بازاندیشی دربارهٔ مسئولیت‌های جدید فرا می‌خواند. حفاظت از زبان‌ها وظیفهٔ یک گروه مشخص نیست؛ این یک مسئلهٔ فناوری، فرهنگی و اخلاقی است که به تصمیمات امروز بستگی دارد. گام‌های کلیدی عبارت‌اند از:

  • طراحی مسئولانهٔ سامانه‌های زبانی: شفافیت، مقاوم‌سازی و امکان مشارکت جوامع زبانی در توسعهٔ مدل‌ها.
  • سیاست‌گذاریِ حمایتی: قوانین و چارچوب‌هایی که تنوع زبانی را حفظ و از انحصار معنا جلوگیری کند.
  • حفظ و انتشار آرشیوهای زبانی: ثبتِ گفتارها، آموزه‌ها و متونِ محلی به‌عنوان سرمایهٔ فرهنگی.
  • آموزش خانواده‌ها و مدارس: ترویج انتقالِ زبان مادری در نسل‌های بعدی از طریق برنامه‌های آموزشی و فرهنگی.
  • حمایت از جوامع زبانی کوچک: منابع مالی، فنی و معنوی برای باززنده‌سازی و کاربردی‌سازی زبان‌ها.

نگاهی رو به جلو

تصویرِ تئو از غار و هیولا کودکانه و هراس‌آور است، اما دغدغه‌ای واقعی را بازتاب می‌دهد: اگر معناها و روایت‌ها در انحصار نادرست قرار بگیرند، چه میراثی برای آیندگان می‌ماند؟ پاسخ نیازمند گفتگویی بین‌رشته‌ای است—میان خانواده‌ها، مهندسان، سیاست‌گذاران و پژوهشگران فرهنگی—تا زبان مادری زنده بماند و تبدیل به «غذا»ی هیولاهای نامرئی نشود.

پی‌نوشت: برای آشنایی با تلاش‌های علمی و اجتماعی در بازگرداندن زبان‌ها، به مطلب دربارهٔ زنده‌سازی زبان‌ها مراجعه کنید؛ فرایندی که نیازمند اراده، منابع و زمان است.