آغاز یک دشمنی از دل یک قرارداد
وقتی پت گلزینگر در نمایشگاه فنی اینتل سال ۲۰۰۶ رمز عبور «I HATE AMD» را روی تخته سیاه پشت سرش نوشت، سالها رقابت و کینهتوزی در دنیای نیمهرساناها به اوج خود رسیده بود. اما پارادوکس جذاب این ماجرا این است که این دشمنی سرسخت، ریشه در یک توافق همکاری داشته است. پیمان سال ۱۹۸۲ که تحت اصرار آیبیام شکل گرفت، به امدی جایگاهی دائمی در اکوسیستم پردازندهها داد و دو همسایه سیلیکونولی را به بازیگرانی تبدیل کرد که تا امروز تکتک تراشههای جهانی با نامشان گره خورده است.
اقتصاد اولیه تراشه و جرقه دومینسورسینگ
برای درک دلایل شکلگیری این قرارداد، باید به عقب برگردیم و اقتصاد صلب صنعت تراشه را بررسی کنیم. در دهه ۶۰ میلادی، اکثر کامپیوترها منطق خود را در قالب قطعات گسسته و سفارشی اجرا میکردند. خود اینتل در سال ۱۹۶۸ نیز نه برای ساخت پردازنده، بلکه برای تسخیر بازار حافظه نیمهرسانا تأسیس شد. ورود مدلهای ۴۰۰۴ و ۸۰۸۰ بازار را متحول کرد، اما خریداران بزرگ نظامی و صنعتی به شدت از تکیه بر یک تولیدکننده واحد میترسیدند. سقوط فیرچایلد نیمهرسانا که به دلیل نقصهای کیفی ناگهانی اتفاق افتاده بود، هشدار بزرگی بود. خریداران میخواستند همیشه یک منبع جایگزین داشته باشند تا زنجیره تأمین قطع نشود.
امدی دقیقاً در همین خلأ فرصتها را شکار کرد. در سال ۱۹۷۵ و تنها یک سال بعد از عرضه ۸۰۸۰، مهندسان این شرکت به همراه برادران هایلای دو قلو، اقدام به مهندسی معکوس تراشه اصلی کردند. آنها با عکسبرداری دقیق از چیپهای پیشتولید، نقشه داخلی را استخراج کردند و محصولی به نام Am9080 را درآورند. هزینه تولید هر قطعه حدود ۵۰ سنت بود، اما در بازار نظامی تا ۷۰۰ دلار به فروش میرسید. امدی تا آنجایی موفق شد که به دومین فروشنده بزرگ پردازنده ۸۰۸۰ در جهان تبدیل کند.
میکروکد و تغییر قواعد بازی حقوقی
این کلونسازی غیرمجاز، اینتل را در واکنش قرار داد. با این حال، قوانین سختافزاری آن دوران چنگی به دل نمیزد. سختافزارها تحت حمایت حق کپیرایت نبودند و دادگاههای حق اختراع (پتنت) درگیر جنگهای طولانی بودند. پاسخ اینتل هوشمندانه بود: معرفی میکروکد. دستوراتی که در سطح ماشین کدگذاری شده و به عنوان بخشی فیزیکی از تراشه اجرا میشدند. اینتل موفق شد با حمایت امدی، حکم قضایی بگیرد که میکروکد ماهیت نرمافزاری دارد و تحت قانون حق چاپ محافظت میشود. این لایه امنیتی، دومینسورسینگ مخفیانه را غیرممکن کرد و قانون حفاظت از تراشه در سال ۱۹۸۴ به طور رسمی استفاده تجاری از نسخههای تقلبی را منع نمود.
در سایه این تحولات حقوقی، رابطه دو شرکت در اواخر دهه ۷۰ میلادی به شکل غیرمعمولی صمیمی بود. بوب نویس، بنیانگذار اینتل، و جری ساندرز، مدیرعامل امدی، با هم دست به دست دادند و توافق متقابل لایسنس پتنت را امضا کردند. امدی مجوز رسمی کپی برداری از مدارج پردازنده ۸۰۸۵ و زیلگ را دریافت کرد و حتی در جلسات طراحی تکنولوژیهای جدید حضور پیدا نمود.
عهدنامه ۱۹۸۲ و تغییر ناگهانی بازی
اما آرامش موقت، تنها یک فرصت برای استراحت نبود. آیبیام در جریان تحقیقات آنتیترست خود از اینتل، شرط بست که برای جلوگیری از انحصارطلبی، باید منبع دوم پردازندههایش را تضمین کند. این اجبار حقوقی و تجاری، تفاهمنامه دومینمنبع سال ۱۹۸۲ را رقم زد. با امضای این قرارداد، امدی رسماً به شریک رسمی اینتل در طراحی و تولید تبدیل شد. اما همین که دو شرکت روی معماری x86 همافزایی کردند، مسیر پیش رو را برای دائمیترین جنگ تجاری قرن معین نمود. هر دو ناچار بودند تا تکنولوژیهای جدید را همزمان روی یک پلتفرم پیش ببرند، اما رقابت بر سر سهم بازار و اعتبار مهندسی، جای همکاری را گرفت.
این پیمان ساختاری، بازی را از حالت رقابتهای پراکنده خارج کرد و به یک نبرد ژئوپلیتیک و اقتصادی در سطح جهانی تبدیل نمود. سالها بعد، همان قراردادی که قرار بود ریسک زنجیره تأمین را کاهش دهد، موتور محرک نوآوری مداوم شد. بدون آن، شاید اینتل هرگز به تکامل سریع معماری خود ادامه نمیداد و بدون آن، امدی هرگز از مرحله تولیدکننده قطعات تقلبی خارج نمیشد.
امروز وقتی نگاهی به بازار پردازندههای دسکتاپ و سرور میاندازیم، ردپای آن پیمان سال ۱۹۸۲ هنوز در هر نسل جدید سختافزاری دیده میشود. رقابتی که از دل یک قرارداد اجباری زاده شد، به جای نابودی یکدیگر، صنعت را به سمت قوانین مور و فناوریهای هیبریدی و چند هستهای هل داد. آینده نسلهای بعدی پردازندهها نیز باز هم نشان خواهد داد که چگونه دو غول سیلیکونولی میتوانند در کنار هم، مرزهای فیزیک و مهندسی را جابجا کنند.





