کانادا در حالی طرح یک خط لوله عظیم به ظرفیت یک میلیون بشکه در روز به ساحل غربی را از نظر سیاسی عملیتر کرده است که توجیه اقتصادی آن روزبهروز دشوارتر میشود. این پروژه اکنون یک مسیر مشخص از منطقه ادمونتون تا جنوب بریتیش کلمبیا دارد و شرکت دولتی ترنس مونتین (Trans Mountain) بهعنوان سازنده و بهرهبردار آن انتخاب شده است. ساختار مالکیت این خط لوله شامل ترنس مونتین، کمیسیون بازاریابی نفت آلبرتا و شرکت پمبینا (Pembina) خواهد بود. دولت فدرال کانادا با ورود یک شرکت دولتی به این پروژه، فراتر از حمایتهای سیاسی صرف حرکت کرده است. اما هنوز یک پرسش اساسی بیپاسخ مانده: آیا واقعاً یک میلیون بشکه در روز نیاز به یک خروجی جدید دارد؟
رشد تولید قابل مشاهده چقدر است؟
سازمان تنظیمگر انرژی آلبرتا (AER) پیشبینی میکند تولید بیتومن خام از 3.558 میلیون بشکه در روز در سال 2024 به 4.061 میلیون بشکه در روز تا سال 2034 برسد. این یعنی افزایش حدود 503 هزار بشکه در روز. نکته مهم این است که این رشد عمدتاً از بهینهسازی، رفع تنگناها و توسعه تأسیسات موجود حاصل میشود؛ نه از احداث معادن جدید. در واقع، AER انتظار ندارد در این دوره هیچ معدن جدید نفت ماسهای (greenfield) راهاندازی شود. بنابراین، این یک مورد رشد داراییهای بالغ است، نه یک رونق دیگر نفت ماسهای.
با این حال، بیتومن خام بهطور مستقیم از خط لوله عبور نمیکند. بیشتر آن باید پیش از انتقال، ارتقا یابد یا با هیدروکربنهای سبکتر مخلوط شود. پیشبینی AER نشان میدهد که بیتومن ارتقا یافته حدود 48 هزار بشکه در روز افزایش مییابد، بیتومن ارتقا نیافته حدود 329 هزار بشکه و پنتانپلاس و رقیقکننده (diluent) حدود 183 هزار بشکه. در مجموع، افزایش قابل مشاهده در جریان خط لوله مرتبط با نفت ماسهای تقریباً 560 هزار بشکه در روز است. جالب اینجاست که نزدیک به یک سوم این افزایش، مربوط به رقیقکنندهای است که برای جابهجایی بیتومن سنگین استفاده میشود، نه خود بیتومن.
پروژهای با ظرفیت دو برابر نیاز
این اعداد نشان میدهد که خط لوله پیشنهادی تقریباً دو برابر جریان رشد قابل مشاهده ظرفیت دارد. البته میتوان بشکههای موجود را از مسیرهای دیگر مانند ترنس مونتین، انبریج (Enbridge) یا سایر خطوط منحرف کرد. اما در این صورت، پروژه از یک زیرساخت ضروری برای رشد به یک پروژه جابهجایی (displacement) تبدیل میشود که برای ترافیک فعلی رقابت میکند. این تمایز اهمیت حیاتی دارد. یک کریدور جدید با ایستگاههای پمپاژ و ترمینال دریایی باید بر اساس حجم قراردادی بلندمدت تأمین مالی شود، نه ادعاهای کلی درباره تولید بالای نفت آلبرتا.
جایگزینهای واقعی: توسعه سیستم موجود
مقایسه واقعیتر، گسترش سیستمهای موجود است. ترنس مونتین اعلام کرده که با استفاده از عوامل کاهش مقاومت (drag-reducing agents) و پروژه بهینهسازی خط اصلی (Mainline Optimization Project) میتواند تا پایان سال 2028 تا 300 هزار بشکه در روز به ظرفیت سیستم موجود اضافه کند. از سوی دیگر، انبریج یک فاز اولیه بهینهسازی را نهایی کرده که 150 هزار بشکه در روز به خط اصلی آن و 100 هزار بشکه دیگر در مسیر جنوبی فلانگان ساوت (Flanagan South) تا سال 2027 اضافه میکند. شرکت ساوت بو (South Bow) نیز در حال بازاریابی سرویس محکمی به حجم 450 هزار بشکه در روز از منطقه هاردیستی به نقاط تحویل در ایالات متحده از طریق پروژه پریری کانکتور (Prairie Connector) است.
اگرچه این پروژهها هنوز تأییدیه نهایی نظارتی را دریافت نکردهاند و ظرفیتهای آنها کاملاً قابل جایگزینی نیست، اما همگی از کریدورها، تأسیسات و روابط پالایشگاهی موجود استفاده میکنند. این به معنای مواجهه سرمایهای کمتر، جدول زمانی کوتاهتر و ریسک حجم پایینتر در مقایسه با یک خط لوله جدید 1,250 کیلومتری با یک ترمینال دریایی جدید است. بنابراین، رشد قابل مشاهده آلبرتا پیش از احتساب خط لوله ساحلی غربی، خروجیهای قابل قبولی دارد.
سه سناریوی تجاری برای نجات پروژه
پس از احتساب خروجیهای موجود، پروژه جدید برای توجیه اقتصادی خود نیاز به ترکیبی از سه سناریوی تجاری دارد:
- ربایش بشکهها از مسیرهای دیگر: این پروژه میتواند بشکههای موجود را از مسیرهای رقیب مانند انبریج یا سایر خطوط لوله جذب کند.
- توسعه عظیمتر نفت ماسهای: این سناریو متکی بر گسترش بسیار بزرگتری از تولید نفت ماسهای نسبت به پیشبینی فعلی تنظیمگر است.
- جذب ریسک توسط دولت: مالکیت عمومی، تأمین مالی دولتی و طراحی تعرفه میتواند ریسک را آنقدر کاهش دهد که حملکنندگان برای پر کردن ظرفیت ترغیب شوند.
مواد توافق فدرال-آلبرتا با عنوان "Pathways Plus" بهطور غیرعادی در مورد سناریوی دوم صریح است: آلبرتا متعهد شده است حمایتهای مالی را با هدف تشویق رشد تولید نفت لازم برای پشتیبانی از خط لوله جدید ساحلی غربی، توسعه ترنس مونتین و سایر خروجیها اجرا کند. ترتیب کار به این صورت است: اول ظرفیت ایجاد میشود، سپس حمایت سیاستی برای تولید مورد نیاز برای پر کردن آن ارائه میشود. این یک رویکرد معکوس و پرریسک است که منتقدان آن را زیر سوال بردهاند.
برای مطالعه بیشتر درباره خط لوله ترنس مونتین و تاریخچه آن، میتوانید به صفحه ویکیپدیا مراجعه کنید.





