پیشنهاد «صندوق کانادا قوی» به ارزش 25 میلیارد دلار کانادا یک سؤال مرکزی را مطرح می‌کند: دولت چه زمانی باید زیرساخت و قواعدی ایجاد کند تا بازارها رقابت کنند و چه زمانی باید وارد حمایت مستقیم شود و ریسک عمومی را بپذیرد؟

عرصه‌سازی یا پیش‌بردِ پروژه‌های منفرد

تمایز واقعی میان رویکردها این نیست که «دولت یا بازار»؛ بلکه این است که دولت آیا محیطی فراهم می‌کند که فناوری‌ها و بازیگران متنوع در آن رقابت کنند یا خود سرمایه‌گذاری در پروژه‌های مجزا را هدایت می‌کند. رویکرد اول به ایجاد گزینه‌ها و رقابت منجر می‌شود؛ رویکرد دوم به وابستگی به فروض مشخص درباره تقاضا، هزینه و نرخ استفاده.

برای زمینه‌سازی نظری می‌توان به صفحه ویکی‌پدیا درباره سیاست صنعتی مراجعه کرد.

مثال: خطوط انتقال برق به‌عنوان زیرساخت عمومی

خطوط انتقال برق نمونه‌ای از عرصه‌سازی است. یک خط جدید می‌تواند برای معادن، شهرها، مراکز داده، خودروهای برقی و ذخیره‌سازی خدمات طولانی‌مدت فراهم کند، بدون اینکه دولت مجبور باشد برنده نهایی بازار را از پیش تعیین کند. در این مدل، دولت با کاهش هزینه‌های هماهنگی و افزایش رقابت، ارزش گزینه‌ای ایجاد می‌کند. مرجع فنی: انتقال برق.

دیاگرام شبکه انتقال برق و زیرساخت‌ها

محدودیت پروژه‌های تک‌محور

پروژه‌هایی مانند خطوط لوله، ترمینال‌های LNG یا شبکه‌های جذب و ذخیره‌سازی کربن به فروض مشخصی درباره هزینه ساخت، مشتریان و نرخ استفاده بلندمدت وابسته‌اند. چنین دارایی‌هایی انعطاف‌پذیری کمتری دارند و بنابراین دخالت عمومی در آنها نیازمند معیارهای اقتصادی قوی‌تری است. برای مرور فنی درباره LNG: گاز طبیعی مایع (LNG).

پذیرش شکست و انتظارات واقع‌بینانه از سیاست صنعتی

بازارها به‌طور طبیعی شکست، خروج واحدها و فناوری‌های ناموفق تولید می‌کنند؛ بخشی از فرایند نوآوری و بازآرایی اقتصادی است. سیاست صنعتی که تلاش کند همه شکست‌ها را حذف کند، کارآمد نخواهد بود. از سوی دیگر، بدترین سناریو تداوم تأمین مالی یک پروژه بازنده صرفاً به‌دلیل فشارهای سیاسی است؛ این رویه منابع عمومی را هدر می‌دهد و اعتماد عمومی را تضعیف می‌کند.

چشم‌اندازهای فکری

  • هایِک — مشکل اطلاعات پراکنده: دولت‌ها دسترسی کامل به دانش محلی و سیگنال‌های قیمتی ندارند. (هایِک)
  • کینز — ضرورت مداخله در شرایط شکست بازار: وقتی بازارها در تأمین زیرساخت یا سرمایه در رکود ناکام‌اند، دولت باید وارد شود. (کینز)
  • شومپیتر — اکتشاف فناورانه و شکست‌های لازم: فرایند نوآوری لزوماً برندگان و بازندگانی تولید می‌کند؛ شکست‌های منفرد لزوماً نشانه شکست کل سیاست نیست. (شومپیتر)

تحلیل طراحی پیشنهادی صندوق «کانادا قوی»

ویژگی برجسته پیشنهاد ترکیب سهام اقلیتی دولت با سرمایه‌گذاران خصوصی است. مدیریت حرفه‌ای و ساختارِ سهام اقلیتی می‌تواند سه اثر کلیدی داشته باشد:

  • قرار دادن مالیات‌دهندگان در معرض سود بالقوه و هم‌زمان محدود کردن تعهد مالی مستقیم دولت؛
  • ایجاد فاصله میان تصمیم‌گیری‌های سیاسی و سرمایه‌گذاری‌های فردی تا از دخالت سیاسی مستقیم جلوگیری شود؛
  • امکان استفاده از منطق پرتفویی برای متنوع‌سازی ریسک به‌جای تمرکز سرمایه روی یک پروژه.
نمودار ساختار سرمایه‌گذاری مختلط با مشارکت بخش خصوصی و عمومی

آزمون اصلی صندوق در حاکمیت آن است: آیا نهاد سرمایه‌گذاری می‌تواند در مواجهه با فشار سیاسی برای حمایت از پروژه‌های محبوب، تصمیم مستقلانه و منطبق بر معیارهای اقتصادی بگیرد و «نه» بگوید؟ اگر پاسخ منفی باشد، صندوق به ابزاری برای انتقال زیان به شهروندان بدل خواهد شد نه ابزاری برای کاهش خلأهای بازار.

چارچوب عملیاتی پیشنهادی

برای افزایش اثربخشی و پاسخ‌گویی در سیاست صنعتی، موارد زیر پیشنهاد می‌شود:

  • تمرکز بر پروژه‌هایی با ارزش گزینه‌ای بالا، مانند شبکه‌های انتقال و زیرساخت عمومی؛
  • استفاده از سهام اقلیتی و سازوکارهای مشارکت با بخش خصوصی برای اشتراک ریسک و منافع؛
  • تدوین قواعد خروج روشن و قابل اجرا که از تزریق دوباره منابع به پروژه‌های ناموفق جلوگیری کند؛
  • شفافیت و معیارهای مبتنی بر داده برای ارزیابی مستمر و شفاف پروژه‌ها؛
  • حفظ رقابت پس از مداخله تا بازارها نشان دهند کدام بازیگر یا فناوری کاراتر است.

جمع‌بندی و مسیر پیش‌رو

کانادا در حال تنظیم مرزهای جدیدی در سیاست صنعتی است. صندوق 25 میلیارد دلاری می‌تواند خلأهای بازاری را با کارایی و مسئولیت‌پذیری پر کند اگر حاکمیت مستقل، تعهد به رقابت و مکانیزم‌های خروج قوی داشته باشد. در غیر این صورت، به کانال انتقال زیان و تقویت منافع سیاسی بدل خواهد شد. نیاز امروز، معیارهای روشن، پایش مستمر و اراده سیاسی برای گفتن «نه» حتی در برابر فشارهای قوی است.