گزارش Onward و ادعای «برق ارزان»؛ چرا ادعاها قابل‌اعتماد نیستند

اندیشکدهٔ Onward گزارش تازه‌ای منتشر کرده که مبنای بعضی استدلال‌ها برای رها کردن اهداف صفر خالص تا سال 2050 قرار گرفته است. گزارش ادعا می‌کند کنار گذاشتن برخی سیاست‌های اقلیمی می‌تواند بیش از £320,000,000,000 صرفه‌جویی ایجاد کند. اما بررسی مدل‌ها و فروض نشان می‌دهد سناریوی جایگزین (APP) نه‌تنها صرفه‌جویی مورد ادعا را تأیید نمی‌کند، بلکه تا سال 2050 حدود 524,000,000 تن CO2 اضافی منتشر می‌کند و روند برقی‌سازی گرمایش و حمل‌ونقل را کند می‌سازد.

خلاصه نتایج گزارش Onward و اختلاف با شواهد

  • Onward با استفاده از مدل‌های شرکت Transira Energy دو مسیر تا سال 2050 را مقایسه کرده: مسیر مبتنی بر سیاست‌های «صفر خالص» و مسیر سیاست جایگزین (APP).
  • برخلاف ادعای گزارش که برق ارزان‌تر باعث افزایش پذیرش خودروهای برقی و پمپ‌های حرارتی می‌شود، سناریوی APP در مدل گزارش برقی‌سازی را کندتر می‌کند و تقاضای کلی برق را تا حدود 7% کاهش می‌دهد.
  • تحلیل‌های مستقل نشان می‌دهد با فروض واقع‌گرایانه، منابع تجدیدپذیر در بلندمدت گزینهٔ اقتصادی ارجح خواهند بود؛ اما گزارش به‌طور سیستماتیک محاسبات هزینه و انتشار را به نفع گاز و هسته‌ای جهت‌دهی کرده است.

ده ایراد کلیدی گزارش

1) افزایش انتشار به جای کاهش

بررسی مدل نشان می‌دهد سناریوی APP بین 2030 تا 2050 حدود 524,000,000 تن CO2 اضافی تولید می‌کند؛ رقمی معادل انتشار سالانهٔ یک کشور بزرگ. دلیل اصلی سهم بیشتر «ظرفیت‌های گازی بدون جذب کربن» است که با اهداف کاهش انتشار در تضاد است.

2) فروض غیرواقعی دربارهٔ قیمت گاز

گزارش فرض کرده قیمت گاز پایین و پایدار باقی می‌ماند؛ فروضی که تاریخ نشان داده ناپایدار است. نوسانات قیمت سوخت مزیت کوتاه‌مدت نیروگاه‌های گازی را به‌سرعت از بین می‌برد و هزینه‌های کل اقتصاد را افزایش می‌دهد.

3) حذف هزینه‌های جایگزین سوخت از مدل

APP کاهش تقاضای برق را با برقی‌سازی کمتر تأمین می‌کند اما هزینهٔ اضافی مصرف سوخت‌های فسیلی جایگزین (بنزین و دیزل) را از محاسبات بیرون می‌گذارد. مدیرعامل RenewableUK هشدار داده این تحلیل می‌تواند طی دو دهه هزینهٔ اضافیِ £65–95 میلیارد برای سوخت جاده‌ای به‌بار آورد.

4) فروض گزینشی دربارهٔ هسته‌ای و گاز

گزارش با تعیین هزینه‌های سرمایه و زمان‌بندی راه‌اندازی مطلوب برای پروژه‌های هسته‌ای و گازی، نتیجه‌گیری را به نفع این فناوری‌ها سوق داده است؛ در حالی که تجربیات پروژه‌های بزرگ نشان‌دهندهٔ ریسک‌های قابل‌توجه تأخیر و افزایش هزینه برای این نوع پروژه‌هاست.

5) دست‌کم گرفتن روند کاهش هزینهٔ تجدیدپذیرها

نرخ‌های تاریخی کاهش هزینه برای برق بادی و خورشیدی در نظر گرفته نشده‌اند و مدل رشد سرمایه‌گذاری در منابع تجدیدپذیر دست‌کم برآورد شده است. این خطا مزیت اقتصادی بلندمدت انرژی پاک را کم‌ارزش نشان می‌دهد.

6) نادیده گرفتن بازخوردهای تقاضا

کارشناسانی مانند دانیلا کیروگا از Copenhagen Infrastructure Partners تأکید دارند که گزارش اثر بازخوردی کاهش قیمت برق بر پذیرش فناوری‌های برقی را محاسبه نکرده؛ یعنی ارزان‌تر شدن برق خود می‌تواند موجب افزایش استفاده از خودروهای برقی و پمپ‌های حرارتی شود.

7) مدل‌سازی ناقص هزینهٔ کل تأمین انرژی

گزارش اجزای مهمی از «هزینه کل مالکیت» را یا کم‌اهمیت جلوه داده یا خارج از محاسبات قرار داده است؛ از جمله هزینه‌های شبکه، ذخیره‌سازی، و خدمات انعطاف‌پذیری که برای مقایسهٔ واقعی فناوری‌ها ضروری‌اند.

8) ادعای صرفه‌جویی £320bn بدون حساب جامع

ادعای بیش از £320 میلیارد صرفه‌جویی مبتنی بر فروضی است که هزینه‌های جانبی مانند افزایش هزینهٔ سوخت، تبعات انتشارهای اضافی و هزینه‌های سازگاری با تغییر اقلیم را وارد نکرده یا دست‌کم گرفته‌اند.

9) تأخیر در پاک شدن شبکه برق

مسیر «کسب‌وکار مانند همیشه» در مدل گزارش تنها تا 2045 شبکهٔ برق پاک را محقق می‌کند؛ بسیار عقب‌تر از هدف‌هایی مانند تعهد حزب کارگر برای سال 2030. حتی سناریوی گزارش هم نشان می‌دهد نیاز به تسریع در توسعهٔ تجدیدپذیرها وجود دارد.

10) نادیده گرفتن ضرورت اهداف صفر خالص

اهداف صفر خالص بر پایهٔ کنش جمعی جهانی برای مهار افزایش دما شکل گرفته‌اند. کنار گذاشتن اهداف ملی به‌معنای کاهش هزینهٔ واقعی نیست؛ بلکه ریسک‌های اقلیمی و هزینه‌های بلندمدت را به جامعه و اقتصاد تحمیل می‌کند. برای توضیح بیشتر دربارهٔ مفهوم «Net zero» می‌توان به صفحهٔ مرتبط در ویکی‌پدیا مراجعه کرد.

نیروگاه‌ها و منظره خطوط انتقال برق

نظرات کارشناسان

اوین استافل، دانشیار انرژی پایدار در کالج امپریال لندن، گفته مدل گزارش «داستان خوبی» روایت می‌کند اما «سوراخ‌های جدی» دارد. دانیلا کیروگا تأکید کرده حذف یارانه‌ها و الزام‌های دولتی احتمالاً پذیرش فناوری‌های برقی را کاهش می‌دهد، نه افزایش. جمع‌بندی دیدگاه‌ها نشان می‌دهد با فروض واقع‌گرایانه نتیجه‌گیری‌ها بیشتر به نفع تجدیدپذیرها تغییر می‌کند.

پنل‌های خورشیدی و توربین‌های بادی در افق

پیامدها برای سیاست‌گذاری

گزارش تلاش می‌کند هزینه‌های کوتاه‌مدت احتمالی انتقال به انرژی پاک را برجسته کند تا اهداف بلندمدت اقلیمی را زیر سؤال ببرد. اما اگر فروض اقتصادی و هزینه‌ای با دقت وارد مدل‌ها شوند، تصویر متفاوت خواهد بود: تجدیدپذیرها و برقی‌سازی در بلندمدت معمولاً کمترین هزینهٔ کل و کمترین انتشار را فراهم می‌آورند.

پرسش‌های کلیدی که باید از گزارش پرسیده شود

  • چگونه نوسانات قیمت گاز و سناریوهای متفاوت قیمت سوخت در مدل‌ها لحاظ شده‌اند؟
  • آیا هزینه‌های شبکه، ذخیره‌سازی و خدمات انعطاف‌پذیری به‌طور کامل در محاسبات گنجانده شده‌اند؟
  • آیا تحلیل اثرات بازخوردی تغییر قیمت برق بر تقاضا و پذیرش فناوری‌ها را بررسی کرده است؟
  • آیا تخمین‌های صرفه‌جویی شامل هزینه‌های اقلیمی، اجتماعی و هزینه‌های ناشی از انتشارهای اضافی است؟

نتیجه‌گیری

انتخاب مسیر انرژی کشور هم جنبهٔ فنی دارد و هم سیاسی. گزارش‌هایی که فروض نامشخص یا حذف هزینه‌ها دارند نباید تنها مبنای سیاست‌گذاری باشند. شفافیت در فروض، ارائهٔ سناریوهای حساسیت‌سنجی و محاسبات جامع هزینه-فایده باید پیش‌شرط تصمیم‌گیری دربارهٔ آیندهٔ انرژی باشد تا هم اقتصاد محافظت شود و هم جامعه در برابر پیامدهای تغییر اقلیم ایمن بماند.