دهه ۲۰۰۰ میلادی شاهد تولد برخی از بهترین سریال‌های معمایی تاریخ تلویزیون بود؛ از آثار کالتی مانند دکستر گرفته تا انیمیشن‌های تحسین‌شده‌ای مثل دفترچه مرگ. اما در کنار این غول‌های نام‌آشنا، آثاری خلق شدند که با وجود کیفیت بالا، امروز در سایه فراموشی قرار دارند. واژه «فراموش‌شده» شاید کمی اغراق‌آمیز باشد، اما بی‌شک این شاهکارها آن‌قدر که سزاوارند، در مرکز توجه مخاطبان جهانی قرار نمی‌گیرند.

جامعه از سریال‌های معمایی دهه ۲۰۰۰

چه یک درام پلیسی مانند «در دیدرس» باشد، یک کمدی معمایی مانند «اِدیِ زیرک» یا یک کارآگاهی تاریخی مانند «جنگ فویل»، فرقی نمی‌کند. این سریال‌ها فارغ از زیرژانرشان، بسیار بیشتر از ستایشی که امروز دریافت می‌کنند، شایسته توجه جریان اصلی فرهنگ پاپ هستند.

در دیدرس (In Plain Sight) - 2008 تا 2012

تصویری از سریال در دیدرس

سریال «در دیدرس» اثر دیوید مپلز که در البوکرکی تصویربرداری شده، نقش اصلی آن را مری مک‌کرمک در نقش مارشال فدرال مری شنون بازی می‌کند. او وظیفه دارد شاهدان پرونده‌های فدرال را در برنامه حفاظت از شاهدان پیدا کند و در عین حال زندگی شخصی و آشفته خود را مدیریت کند. حتی امروزه نیز سریال‌های معمایی با نقش اول زن به اندازه کافی تولید نمی‌شوند که این تنها یکی از دلایلی است که باعث شده این اثر مانند شراب کهنه با گذشت زمان بهتر شود.

طرفداران معمولاً موافقند که این سریال هرگاه داستان برای تمرکز بر زندگی خانوادگی مری تغییر مسیر می‌دهد، ضعیف‌تر می‌شود. اما در بیشتر مواقع، «در دیدرس» درباره داستان‌های پریکنرژی و زیربخش‌های معمایی سرگرم‌کننده است که آن را به تماشایی رضایت‌بخش برای کسانی تبدیل می‌کند که از درام‌های جنایی محور شخصیت لذت می‌برند.

سیم در خون (Wire in the Blood) - 2002 تا 2008

تصویری از سریال سیم در خون

تلویزیون بریتانیا به ویژه در ژانرهای جنایی و معمایی تبحر دارد، اما این اتفاق رایج است که برخی از این سریال‌ها در بریتانیا به شهرت می‌رسند و سپس در بقیه جهان تقریباً نادیده گرفته می‌شوند. یکی از این موارد «سیم در خون» است که بر اساس سری رمان‌های تونی هیل و کارول جردن نوشته وال مک‌درمید ساخته شده است. این سریال درباره دکتر تونی هیل (رابسون گرین)، روان‌شناس بالینی است که با بهره‌گیری از سمت تاریک ذهن خود به کارآگاهان در حل پرونده‌های غیرقابل‌توضیح کمک می‌کند.

این یک درام جنایی جذاب و نمونه‌ای کلاسیک از نوار تارتان است؛ زیرژانری از داستان‌های جنایی با حال و هوای منحصربه‌فرد اسکاتلندی. «سیم در خون» یکی از بهترین سریال‌های جنایی دهه ۲۰۰۰ است؛ یک اثر تاریک و پرتنش که برای کسانی که از عمق روانی در داستان‌های معمایی لذت می‌برند بی‌نقص است. با نویسندگی پرپیچ‌وخم و هوشمندانه، این سریال گاهی بسیار خشن و دلخراش می‌شود، اما ارزش تماشای بالایی دارد.

اِدیِ زیرک (Keen Eddie) - 2003 تا 2004

تصویری از سریال اِدیِ زیرک

با توجه به سطح شهرت بین‌المللی تلویزیون آمریکایی، فراموش شدن سریال‌های معمایی آمریکایی نسبت به سریال‌های سایر کشورها کمتر اتفاق می‌افتد. اما در مورد درامدی پلیسی «اِدیِ زیرک»، استدلال کردن که این سریال به خوبی به یاد سپرده می‌شود، دشوار است. با این حال، داستان یک پلیس شوخ‌طبع نیویورکی و ماجره‌های بیگانگی او در یک کلانتری پلیس بریتانیا، بسیار لذت‌بخش است.

یک کلاسیک کالت فوق‌العاده با حس پویایی و حرکت بالا که اصلاً قدیمی نمی‌شود، «اِدیِ زیرک» یکی از بهترین سریال‌های کمدی جنایی دهه ۲۰۰۰ و تماشای ضروری برای هر طرفدار ژانر معمایی است که به دنبال خنده‌های سالم می‌گردد. با الهام از سبک ماجراهای جنایی بریتانیایی و تقویت شده توسط گروه بازیگران استثنایی به رهبری مارک ولی، این یک سریال پیشگام بود که متأسفانه تنها پس از یک فصل لغو شد.

ام‌آی-۵ (MI-5) - 2002 تا 2011

تصویری از سریال ام‌آی-۵

با توجه به حضور ستارگانی در سطح جهانی مانند متیو مک‌فادین، دیوید اویلووو و ریچارد آرمیتاژ، شگفت‌انگیز است که سریال «ام‌آی-۵» (که در زادگاهش بریتانیا با نام Spooks شناخته می‌شود) تا این حد از یادها رفته است. این اثر جاسوسی پرکشش، نگاهی واقع‌گرایانه و گاه دلخراش به دنیای امنیتی بریتانیا می‌اندازد. با ریتم تند، پیچ‌وخم‌های غیرمنتظره و رگبار نقش‌آفرینی‌های درخشان، «ام‌آی-۵» استانداردهای ژانر جاسوسی را در تلویزیون بازتعریف کرد و اثری شد که بسیاری از سریال‌های مدرن امروز از آن وام گرفته‌اند.

جنگ فویل (Foyle's War) - 2002 تا 2015

تصویری از سریال جنگ فویل

سریال «جنگ فویل» یک شاهکار معمایی تاریخی است که در دوران جنگ جهانی دوم روایت می‌شود. کارآگاه کریستوفر فویل پرونده‌های جنایی را در سایه جنگ و بحران‌های ناشی از آن حل می‌کند. با دقت تاریخی بالا و نویسندگی هوشمندانه، این سریال توانسته طرفداران پروپاقرصی پیدا کند، اما برای نسل جدید مخاطبان شاید ناشناخته باشد. تماشای «جنگ فویل» مانند باز کردن یک کپسول زمانی است که نه تنها رازهای خونسردانه‌ای دارد، بلکه نگاهی عمیق به تأثیرات جنگ بر جامعه نیز ارائه می‌دهد.

بوم‌تاون (Boomtown) - 2002 تا 2003

تصویری از سریال بوم‌تاون

«بوم‌تاون» رویکردی کاملاً نوآورانه به ژانر پلیسی داشت. در این سریال، هر پرونده از زوایای مختلف (پلیس، قربانی، مجرم، بازرس و خبرنگار) روایت می‌شود. این ساختار روایی پیچیده و جسورانه باعث شد تا اثری متفاوت خلق شود، اما همین پیچیدگی موجب شد تا شبکه از پشتیبانی آن سر باز زند و تنها پس از دو فصل، سریال لغو شود. با این وجود، «بوم‌تاون» همچنان یکی از پیشگام‌ترین و هوشمندانه‌ترین سریال‌های معمایی-پلیسی آن دهه به شمار می‌رود که ارزش کشف مجدد را دارد.

فضای تاریک و معمایی سریال‌های دهه ۲۰۰۰

هارپرز آیلند (Harper's Island) - 2009

تصویری از سریال هارپرز آیلند

«هارپرز آیلند» یک مینی‌سریال معمایی است که در یک جزیره دورافتاده روایت می‌شود و مهمانان یک عروسی یکی‌یکی به قتل می‌رسند. با وجود تنش بالا و معمای قاتل پنهان که تا انتهای سریال مخواندنی می‌ماند، این اثر خیلی زود از ذهن‌ها پاک شد. در حالی که بسیاری از تولیدات امروزی با فرمول‌های مشابه موفق می‌شوند، «هارپرز آیلند» یکی از بهترین تجربه‌های تعاملی-معمایی تلویزیون بود که در زمان خودش شاید چندان درک نشد، اما امروز به عنوان یک اثر کالت و فرم‌شکن شناخته می‌شود.

صحنه‌ای از سریال‌های معمایی فراموش‌شده

کشف مجدد این آثار نشان می‌دهد که عصر طلایی تلویزیون تنها متعلق به عصر استریم‌های امروزی نبوده است. شاید زمان آن فرا رسیده باشد که سرویس‌های پخش جسورتر شوند و از فرمول‌های تکراری فاصله بگیرند تا الهامات تازه‌ای از این جواهرات گمشده دهه ۲۰۰۰ بگیرند.

اتمسفر معمای تلویزیونی دهه ۲۰۰۰پوستر سریال‌های معمایی دهه ۲۰۰۰