موفقیت یک فیلم میتواند به حیات طولانی و پرباری برای یک فرانچایز سینمایی منجر شود. یک اثر موفق، راه را برای ساخت دنبالهها و گسترش به سایر رسانهها باز میکند و تاثیر عمیقی بر فرهنگ عامه برجای میگذارد. اما حقیقت تلخ این است که هر شاهکاری روزی به پایان میرسد.
بسیاری از فرانچایزهای حماسی با وجود پتانسیلهای فراوان، به مرور زمان دچار افت کیفیت شدند و به میراث خود آسیب زدند؛ در حالی که برخی دیگر درست در اوج موفقیت تصمیم به پایان کار گرفتند. فرانچایزهای معرفیشده در این فهرست، ترکیبی از هر دو دسته هستند. برخی به دلیل پایان منبع اصلی، برخی دیگر با تکمیل یک سهگانه و بخشی نیز به دلیل اتمام داستانهای قابلروایت، با ما خداحافظی میکنند.
۱. دیون (Dune)
ممکن است هیچ فرانچایز علمیتخیلی بزرگتری که در این قرن آغاز به کار کرده باشد، بیش از «دیون» وجود نداشته باشد. دنی ویلنوو با جانبخشی به رمان سال ۱۹۶۵ فرانک هربرت، آنچه را غیرقابل اقتباس تلقی میشد به یک شاهکار سینمایی تبدیل کرد. این حماسه علمیتخیلی که در آیندهای دور روایت میشود، داستان نبرد کهکشانی برای کنترل سیاره بیابانی آراکیس را روایت میکند. آراکیس تنها منبع «ادویه» در جهان است؛ منبعی کمیاب که برای سفر میانستارهای و آزادسازی پتانسیلهای ابرانسانی ضروری محسوب میشود و ارزشمندترین کالای موجود است.
داستان مرکزی حول پل آتریدیس (تیموتی شالامی)، وارث جوان خاندان نجیب آتریدیس میچرخد. زمانی که خاندان او سرپرستی آراکیس را به دست میگیرد، به سرعت در تله مرگباری گرفتار میشود که توسط رقبای سرسختشان، خاندان هارکونن و با پشتیبانی امپراتور پادیشاه (کریستوفر واکن) طراحی شده است. سهگانه ویلنوو که اکشن شدید اپرای فضایی را با پیچیدگیهای عمیق سیاسی، پیشگوییهای مذهبی و محیطگرایی ترکیب میکند، درست در زمان مناسب ظهور کرد.
دو فیلم اول، دیون و «دیون: بخش دو»، جهان را به طوفان انداختند و ثابت کردند که مخاطبان هنوز هم مشتاق دیدن فیلمهای بلاکباستر مخصوص پرده سینما هستند. در طول این سه فیلم، گروه بازیگران یکی از جذابیتهای اصلی بوده است. با حضور ستارهگانی چون شالامی، ربکا فرگوسن، اسکار آیزاک، زندایا، خاویر باردم، جاش برولین، آستین باتلر، فلورنس پیو، آنیا تیلور-جوی و رابرت پتینسون، تماشا کردن این مجموعه در سینما تجربهای بینظیر است.
اگرچه حماسه اصلی هربرت طی ۳۵۰۰ سال و از طریق شش رمان گسترش مییابد و داستانهای بیشتری برای اقتباس وجود دارد، اما در حال حاضر، نسخه ویلنوو در دسامبر امسال با «دیون: بخش سه» به پایان میرسد. این فیلم به عنوان پایان طبیعی و قطعی داستان پل آتریدیس عمل میکند. پس از رمان «مسیحا»، داستان قرنها به آینده میپرد و از شخصیتهای اصلی دو فیلم اول فاصله میگیرد. اکنون، جهان سینمایی دیون از طریق سریال تلویزیونی «دیون: پیشگویی» به مسیر خود ادامه خواهد داد، اما سهگانه سینمایی ویلنوو در این زمستان به پایان حماسی خود خواهد رسید.
۲. سریع و خشمگین (Fast & Furious)
طول عمر بیش از دو دههای یک فرانچایز به این معنی نیست که توسط همه دوست داشته میشود، اما نشاندهنده وجود پایگاه هواداران وفاداری است که از همان ابتدا بخشی از این خانواده بودهاند. این وفاداری، دلیل عمده میراث پایدار فرانچایز «سریع و خشمگین» است. این سری اکشن یونیورسال پیکچرز داستان مسابقهدهنده خیابانی دومینیک تورتو (وین دیزل) و گروه صمیمیاش را روایت میکند که از دزدهای زیرزمینی ماشین به تیمی جهانی از ماموران نخبه تبدیل میشوند.
با محوریت مفاهیم وفاداری و خانواده، این مجموعه از مسابقات محلی خیابانی به سرقتهای بینالمللی و جاسوسیهای پرخطر تغییر مسیر داد. داستان از دریچه دید برایان اوکانر (پل واکر)، پلیس مخفی که به گروه دام نفوذ میکند اما در نهایت با او پیوند عمیقی شکل میدهد، آغاز شد. این تیم به سطح بینالمللی منتقل شد و سرقتهای عظیم و غیرممکن را در مکانهایی مانند ریو، لندن و توکیو انجام داد.
با مرگ ناگهانی پل واکر در سال ۲۰۱۳، مسیر این سری تغییر کرد و تمرکز بیشتری روی مفهوم خانواده و وفاداری قرار گرفت. اکنون با اکران فیلم سریع و خشمگین ۱۰، این راهپیمایی طولانی به پایان خود نزدیک میشود. بخش دوم این فیلم قرار است پایانبخش اصلی این فرانچایز باشد و پرده از داستان دو دههای دومینیک تورتو و یارانش بردارد.
۳. مأموریت غیرممکن (Mission: Impossible)
فرانچایز «مأموریت غیرممکن» با بازی تام کروز در نقش ایتن هانت، همواره یکی از محبوبترین سریهای اکشن سینمای جهان بوده است. این مجموعه که از دهه ۱۹۹۰ آغاز به کار کرد، با انجام بدلکاریهای واقعی و خطرناک، استانداردهای ژانر اکشن را دگرگون کرد. با این حال، به نظر میرسد که فیلم «مأموریت غیرممکن: واکنش مرگبار - بخش دوم» (The Final Reckoning) به عنوان پایانبخش این فرانچایز طولانیمدت عمل خواهد کرد. تام کروز بارها اعلام کرده است که این فیلم پایانی راه خود را برای خداحافظی با نقش ایتن هانت نشان میگذارد و داستان این مامور مخفی به پایان قطعی خود میرسد.
۴. ونوم (Venom)
سهگانه «ونوم» با بازی تام هاردی در نقش ادی براک، یکی از موفقترین بخشهای جهان سینمایی مارول متعلق به سونی بود. این شخصیت ضدقهرمان که ارتباط پیچیدهای با سایمبیوت فضایی خود دارد، توانست مخاطبان زیادی را جذب کند. فیلم «ونوم: رقص آخر» (Venom: The Last Dance) رسماً به عنوان فیلم پایانی این سهگانه و پایان حضور ادی براک و ونوم در این فرانچایز معرفی شده است. با ادغام احتمالی این شخصیتها در دنیای مارول، این فیلم آخرین فرصت برای تماشای داستان مستقل ونوم خواهد بود.
۵. نگهبانان کهکشان (Guardians of the Galaxy)
مجموعه «نگهبانان کهکشان» به کارگردانی جیمز گان، توانست با فضای متفاوت و طنز منحصربهفرد خود، جایگاه ویژهای در دنیای سینمایی مارول (MCU) پیدا کند. داستان پیتر کوئیل، راکت، گامورا، درکس و گرینت، داستانی از خانوادههای انتخابی و درمان گذشتههای تلخ بود. با اکران «نگهبانان کهکشان: بخش ۳»، جیمز گان به زیباترین شکل ممکن با این تیم خداحافظی کرد. این فیلم پایان داستان اصلی این تیم و جایگاه آنها در مارول است و اعضای گروه هر کدام به مسیرهای جداگانه خود رفتند.
۶. کونگفو پاندا (Kung Fu Panda)
فرانچایز انیمیشنی «کونگفو پاندا» یکی از موفقترین آثار دریمورکس بود که توانست فرهنگ عامه و انیمیشنهای اکشن را به خوبی با هم ترکیب کند. با اکران نسخه چهارم، کارگردانان و سازندگان رسماً اعلام کردند که این نسخه میتواند پایانبخش داستان پو در نقش اژدها جنگجو باشد، هرچند که دنیای این انیمیشن همچنان با اسپینآفها و سریالها ادامه خواهد داشت. اما به عنوان یک مجموعه اصلی، داستان پو در این نسخه به نقطهای موفق برای خداحافظی تبدیل شد.
خداحافظی با فرانچایزهایی که بخش بزرگی از خاطرات سینمایی ما بودهاند، همواره دلتنگیبه همراه دارد. پایان دادن به یک داستان در نقطه اوج، به جای بازگرداندن آن روی پرده با داستانهای ضعیف، بهترین تصمیم برای حفظ میراث آنهاست. شاید حالا نوبت نسل جدیدی از قهرمانان و داستانهای نو است که جای این غولهای سینمایی را پر کنند و فصل جدیدی از فرهنگ پاپ را رقم بزنند.





