دِرون تارگرین (با بازی بنیامین اون اینسورث) بالاخره وارد میدان نبرد سیاست و خونریزی شده است. در قسمت سوم از فصل سوم سریال «خاندان اژدها»، جوانترین فرزند آلیسنت هایتاوار و ویسریس تارگرین، با اولین توطئه ترور خود روبرو میشود.
دِرون در شهر تامبلتون و در حالی که همراه با پسرعمویش اورموند هایتاوار (جیمز نورتون) و عمویش گوین هایتاوار (فردی فاکس) در حال صرف غذا بود، مورد حمله گروهی از سربازان خاندان باراتئون قرار گرفت. این حمله به دستور ملکه رینیرا تارگرین (اما د'آرسی) انجام شد، اما دخالت بهموقع گوین مانع از موفقیت آن شد. این درگیری به مرگ چند نفر و استفراغ شدید اورموند بر اثر بوی خون انجامخت.
تغییر پویایی قدرت میان دِرون و اورموند
این حرکت مرگبار میان جناح «سیاهها» (حامیان رینیرا) و «سبزها» (حامیان آلیسنت) تأثیر عمیقی بر شخصیت دِرون در قسمتهای پایانی فصل سوم خواهد گذاشت. بنیامین اون اینسورث در مصاحبه با وارایتی (Variety) درباره این صحنه میگوید:
«فکر میکنم شوک بخش بزرگی از آن صحنه است. این یک تشدید وضعیتی است که دِرون هرگز انتظارش را نداشت. در این لحظه، پویایی قدرت میان او و اورموند تغییر میکند و دچار تقابل میشود. تا پیش از این، 'جون راکستون' همواره از دستورات اورموند اطاعت میکرد، اما این اولین بار است که دِرون تلاش میکند جلوی او را بگیرد، در حالی که اورموند هنوز در حال صدور دستور است. این موضوع، تنشهای درونی گروه را در میان هرجومرج به شدت بالا میبرد.»
دِرون در اوج درگیری، سر جون راکستون را مهار میکند تا اجازه ندهد گوین را متوقف کند؛ اتفاقی که نشان میدهد گوین پیش از شروع توطئه، متوجه نقشه ترور شده است. این جرقه رهبری در دِرون، در کنار انزجار او از عملکرد ضعیف اورموند، سوخت لازم برای واکنش او به تلاشهای اورموند برای پادشاه کردنش را فراهم میکند.
ورود به هرجومرج و رویای پادشاهی
اینسورث معتقد است رفتار اورموند در آن لحظه، دِرون را به مرز جنون میکشاند: «او سعی دارد کنترل اوضاع را به دست گیرد، اما زیر پای این کنترل، شوک، تنش و ناامیدی از اورموند قرار دارد؛ ناامیدی از اینکه او بر اثر حواس خود فلج شده و دقیقاً در کنارم استفراغ میکند. نوعی پوچی در آن صحنه موج میزند که دِرون آن را در وجود خود احساس میکند، چه برسد به جسدهایی که همهجا افتادهاند.»
ورود گوین هایتاوار به تامبلتون، که پس از ترک سر کریستون کول رخ داده است، دِرون را وادار میکند تا نقش خود را در این جنگ ویرانگر بازتعریف کند. اینسورست در این باره توضیح میدهد: «فعل 'هل داده شدن' (Thrust) دقیقاً توصیفکننده این وضعیت است، چون یک اتفاق خشونتآمیز است. او بهناگهان در دل هرجومرج قرار میگیرد و فرصتی برای پردازش اتفاقات ندارد. همین موضوع باعث ایجاد تنشهای شدید درونی میشود. در گفتوگوی او با گوین، دِرون تقریباً مجبور میشود به ایده پادشاه شدن فکر کند؛ اصلاً این به چه معناست؟ آیا به معنای ایجاد فاصله میان او و اورموند خواهد بود؟»
آیا دِرون آماده نبرد است؟
فصل سوم سریال بهوضوح به سمت یک تقابل بزرگ میان سیاهها و سبزها در تامبلتون حرکت میکند. دِرون که پس از این تقارب به مرگ، در حیاط قلعه به تمرین شمشیرزنی میپردازد، در منبع اصلی داستان یعنی کتاب «آتش و خون» اثر جورج آر.آر. مارتین با لقب «دِرون جسور» (Daeron the Daring) شناخته میشود. اما آیا او برای پیوستن به خط مقدم نبرد آماده است؟
اینسورث در پاسخ میگوید: «فکر میکنم آماده باشد، هرچند خودش هم مدام این موضوع را زیر سؤال میبرد. دلیل اینکه او پس از صحنه ترور برای تمرین شمشیرزنی بیرون میرود همین است. او سعی میکند از استرسها فاصله بگیرد و روی چیزی تمرکز کند که از آن لذت میبرد و در آن مهارت دارد. اما در کنار آن، میخواهد به خودش ثابت کند که اگر حادثه مشابهی تکرار شد، توان دفاع از خود را دارد. او کاملاً میداند که اورموند و گوین در حال تماشای او هستند.»
دو قسمت پایانی فصل سوم، تصمیمگیرندهترین نقش آینده دِرون تارگرین در جنگ رقابت بر سر تخت آهنین خواهند بود. تماشاگران باید منتظر بمانند تا ببینند آیا «دِرون جسور» میتواند از زیر سایه سنگین خانواده و توطئههای کرگدنآسای خاندانهای وستروس، راه خود را پیدا کند یا خیر.




