انتخاب بنجامین اوان اینسورث برای ایفای نقش «دِرون تارگرین» در سریال خانه اژدها، شاید بهترین راز نگهداشتهشدهی این فصل از تولیدات اچبیاو باشد. فصل سوم سریال در ابتدا مخاطبان را با یک فریب هوشمندانه مواجه میکند؛ زمانی که اورموند هایتاور (با بازی جیمز نورتون) پسری از طبقه پایین با موهای رنگشده را معرفی میکند تا خود را به جای پسر گمشدهی آلیسنت (با بازی الیویا کوک) جا بزند. با این حال، ملکه مادر بلافاصله این فریب را در مقابل رِینیرا (با بازی اما د'ارسی) خنثی میکند و عملاً نقشه بزرگتر اورموند برای تبدیل کردن دررون به رقیب اصلی تارگرینها را فاش میسازد.
مجله کولایدر (Collider) پیش از پخش قسمت ششم، به گفتوگو با اینسورث نشست تا دربارهی سرنوشتسازترین لحظات شخصیت او و ارتباطات پنهان این نقش با پروژههای دیگر، از جمله فیلم آیندهی افسانه زلدا، گفتوگو کند.
تضاد میان خاندان هایتاور و تارگرین در شخصیت دررون
ورود گِوین (با بازی فردی فاکس) به تامبلتون، پویایی روابط دررون و اورموند را کاملاً دستخوش تغییر میکند. تفاوتهای آشکار این دو چهره، ابعاد جدیدی از شخصیت دررون را بروز میدهد. دررون در میان این آشوب، دخالتدادن خود را در سیاستهای مسموم دربار رها میکند. در این رابطه، اینسورث توضیح میدهد:
فکر میکنم در هر دو رابطه میزان زیادی عشق وجود دارد، هرچند یکی پیچیدهتر از دیگری است. اورموند یک چهرهی سلطهگر و پدرانه برای دررون است و نمادی از نیرویی میباشد که او را به سمت خاندان هایتاور میکشد. اما گوین بیشتر یک الگوی برادرانه است؛ کسی که دررون میتواند چشم در چشم و همکف با او صحبت کند. گوین فرصتی است تا دررون بتواند خود واقعیاش را بروز دهد، نه لایههای محافظتی که دور وجود درونیاش ساخته است.
دررون، گوین را به عنوان مردی شرافتمند و متعادل میبیند؛ شخصیتی که همواره در دسترس نیست، اما اورموند همان فردی است که همیشه حضور دارد. در اعماق وجود دررون، اشتیاقی عمیق برای برقراری ارتباط و نیاز به یک الگوی والدینی نهفته است. به همین دلیل، او برای کسب اطلاعات درباره مادرش، آلیسنت، به پناهگاه حضور گوین پناه میبرد تا شاید بتواند شکاف عمیق دوران کودکیاش در اولدتاون را ترمیم کند.
آموزش بدلکاری در وستروس؛ بلیط ورود به دنیای هایرول
یکی از جذابترین بخشهای مصاحبه، اشاره این بازیگر به تاثیر آموزشهای بدلکاری در سریال خانه اژدها برای ایفای نقش «لینک» در اقتباس سینمایی افسانه زلدا است. تمرینات فیزیکی-intensive و شمشیربازی در وستروس، به خوبی او را برای پرداخت یک شخصیت نمادین و اکشنمحور در دنیای بازیهای ویدئویی آماده کرده است. این ارتباط غیرمستقیم، نشاندهندهی همپوشانی مهارتهای بازیگری در ژانر فانتزی است.
ریشهیابی تنشها در صحنههای کلیدی
تنشهای موجود در راهروها و دسیسههای درباری، همگی ریشه در گذشتهی دورافتادهی دررون دارند. او در جوانی به عنوان یک سپرده (پرورشیافته) به اولدتاون فرستاده شد. این انزوای طولانیمدت، اگرچه او را از فسادهای سیاسی کینگزلندگ دور نگه داشت، اما شکاف عاطفی بزرگی میان او و مادرش ایجاد کرد. حالا با تغییر معادلات و کسب عنوان پادشاهی، تلاش میکند تا این اشتباهات گذشته را جبران کند و تعادل از دسترفته را در میان آشوب جنگهای خاندانی بازگرداند. این پویایی پیچیده، به خوبی نشاندهندهی فشارهای روانی است که بر شانههای یک شاهزاده تارگرین سنگینی میکند و انتظار میرود در قسمتهای آتی به اوج خود برسد.





