فتح جدید در أنطولوژی جنایی راین مورفی

فصل چهارم سریال «مَنْستر» با phụ đề «داستان لیزی بوردن» رونمایی شد و بلافاصله ثابت کرد که این انطولوژی همچنان پتانسیل‌های بی‌کران برای شوک و تفکر دارد. برای اولین بار، راین مورفی و ایان برنان کانون روایت را بر روی یک قاتل زن متمرکز کرده‌اند: لیزی بوردن، زنِ جوانی که در سال ۱۸۹۲ در فال‌ریور، ماساچوست، پدر و مادربد خود را با تبه به قتل رساند. این فصل تنها یک درام جنایی نیست، بلکه تصویری لایه‌لایه از سرکوب زنان در عصر ویکتوریایی ترسیم می‌کند.

داستان و بافت‌بندی: ویرجینیا ویکتوریایی پر از راز

سریال از همان لحظات پایانی جنایت آغاز می‌شود: لیزی (بازی الا بیتی) با گاوینی خونی در میان اجساد بی‌جان پدر و مادربدش ایستاده است. اما بلافاصله روایت به چهار ماه قبل پرش می‌کند. می‌بینیم لیزی در یک خانه‌ی خفه‌کننده با مادربد زورگو، ابی (بازی رِبهکا هال)، پدری بی‌تفاوت، اندرو (بازی چارلی هانم)، و دردهای مهاری ویران‌کننده زندگی می‌کند. ورود بِرِجیت سالیوان (بازی ویکی کریپس)، خادمه‌ی تازه، تعادل را دگرگون می‌کند. دوستی‌شان، که ریشه در رنج‌های مشترک دارد، به توطئه‌ای خروشان برای رهایی می‌انجامد.

بازیگری‌های برجسته: چهره‌هایی که در خاطره می‌مانند

  • الا بیتی: در نقش لیزی، ترکیبی از ناتوانی ظاهری و خشمِ فشرده‌ی درونی را به خوبی اجرا می‌کند. نگاه‌های او بیشتر از دیالوگ‌ها حرف می‌زنند.
  • رِبهکا هال: به عنوان مادربدِ متلاین و سرکوب‌گر، حضور ترسناکی دارد که هر صحنه‌ای را که در آن است، دچار تنش می‌کند.
  • ویکی کریپس: در دو نقش (بِرِجیت و کنتس الیزابت باثوری) ظاهر می‌شود و با ظرافت، لایه‌های متفاوتی به روایت اضافه می‌کند.

لحن و فضای بصری: گوتیکِ بازیانه و پرانرژی

برخلاف فصل‌های پیشین که اغلب به سمت تاریکیِ خالص می‌رفتند، «داستان لیزی بوردن» لحنی بازیانه و رنگارنگ دارد. دکورهای پرزرق‌برق، لباس‌های دوره‌ای دقیق و موسیقی که بین ترس و جذابیت نوسان می‌کند، فضایی می‌سازند که تماشاگر را هم‌زمان وحشت‌زده و مغرور می‌کند. لیزی قربانیِ شرایط است، نه یک شیطان بی‌دلیل؛ سریال با دقت مرز بین قربانی بودن و جنایتکاری را لایه‌لایه بررسی می‌کند.

نکات نگران‌کننده: حضور بی‌جا قاتلان دیگر

با وجود دو قسمت اول قوی، نگرانی‌ها باقی‌مانده است. تریلرها حضور سارا پالسون در نقش ایلین وورنوس را نشان می‌دهند، قاتل سریالی که نزدیک یک سده پس از لیزی بوردن فعالیت کرد. این شبیhezه به فصل سوم («داستان اد گین») یادآوری می‌شود که در آن تِد باندی و ریچارد اسپک به صورت مصنوعی در روایت گنجانده شده بودند. اگرچه داستان کنتس الیزابت باثوری (که هم‌چنین توسط ویکی کریپس بازی شده) به خوبی در بافت داستان بافته شده و تم‌الهی زیبایی و قدرت زنان را تقویت می‌کند، اما ترس از تکرار فرمول «قربانی کردن روایت برای سرویس پرسگ» وجود دارد.

ارزیابی نهایی: نگاه تازه به یک افسانه تاریخی

«مَنْستر: داستان لیزی بوردن» با تمام عيوب و خوبی‌های خود، نفس تازه‌ای به این فرنشایز دمیده است. این فصل یادآوری می‌کند که در دنیایی که زنان را نادیده می‌گیرد، خطرناک‌ترین موجودات آن‌هایی هستند که برای یک تکه آزادی فریاد می‌زنند. نتفلیکس بار دیگر اثبات کرد که درام‌های جنایی می‌توانند فراتر از سنساسیون‌گرایی، هرسالتی‌های اجتماعی عمیق را به چالش بکشند.

لیزی بوردن در صحنه‌ای از سریال مَنْستر فصل چهارم