ایین برینن، ذهن خلاق پشت سریالهای «گل»، «کویینهای چریه» و آنتولوژی جنایی مستر، بار دیگر قمار کرده است. این بار میز بازی به قرن نوزدهم میلادی و اتاق نشیمنِ یک خانواده ثروتمند در فالریور، ماساچوست منتقل شده است. فصل چهارم این انتراژیِ رایان مورفی، که به لزی بوردنِ متهم به تاسکشی والدین خود اختصاص دارد، نه تنها یک درام دورهای معمولی نیست، بلکه بازیِ خطرناکی است با ایرونی، سرکوب جنسیتی و بار موسیقی پانک زنانه.
وقتی ویکتوریا میخندد: راز لحن طنزآمیز فصل جدید
«محیط ویکتوریاییِ سرکوبگرانه، بسترِ ایدهآل برای ایرونی است»؛ این جملهی برینن در مصاحبه با Collider، کلید فك کدهای تونی است که تماشاگر از دقیقههای اول با آن روبرو میشود. برخلاف فصلهای پیشین — جفری دامر، اد گین و برادران منندز — که طنز در زیرین لایههای دردناکشان نهفته بود، در داستان لزی بوردن این طنز «بیشتر بارز شده» است. دلیلش ساده است: در دنیایی که زنان باید زبان بپندارند و چهرههای بیعرضه حفظ کنند، هر حقیقتی که پنهان میماند، خودِ یک نمایش کمدیِ سیاه میشود.
برینن میگوید: «چیزهای زیادی به وضوح در حال رخ دادن هستند اما نگفته میمانند، و من خودم را در بخشهای زیادی از نوشتن خندیدنی یافتم.» این خنده، خندهی تحقیر نیست؛ خندهی کسی است که میبیند چگونه یک پاتریارکیِ سفتوسخت، قربانیانِ خودش را با دستهای خودشان میسازد.
تحقیق از رویِ متنهای اولیه: وقتی قربانی، قاتل میشود
برینن برای این فصل مسیرِ معمول هالیوود را نگرفت. نه تماشای فیلمهای قبلی، نه خواندن تحلیلهای ثانویه. او مستقیماً به اسناد اولیه روی آورد: پرونده دادگاه، نامهها، روزنامههای دوره و پروندههای پزشکی قانونی. نتیجه؟ یک شوک احساسی.
«من شگفتزده شدم که چقدر برایش احساس میکنم، حتی وقتی تحقیق مرا نزدیکتر به حقیقت میکشاند» برینن اعتراف میکند. لزی در دادگاه تبرئه شد، اما برینن با اطمینان میگوید: «شرایط آنقدر عجیب هستند که غیر از اینکه او مرتکب باشد، هیچ حس دیگری نمیدهد.» با این حال، نویسنده همدلی خود را نگذاشته: «او یک زن جوان بود که تمام زندگیاش در یک قفس بود. هرچه بیشتر یاد گرفتم، بیشتر کارش یک حس عجیب میداد.»
این دیدگاه، لزی را از یک «قاتل دمدرد» به نمادِ خشمِ سیستمیِ زنان تبدیل میکند — خشمِ که برینن میخواسته از قرن نوزدهم تا امروز ردیابی کند.
از الیزابت باثوری تا آیلین وورنوس: سه نسل، یک زخم
جرأتمندانهترین انتخابِ مفهومی این فصل، قرار دادنِ سه قاتل زن در کنار هم است: لزی بوردن (۱۸۹۲)، الیزابت باثوری (قرن ۱۶/۱۷) و آیلین وورنوس (دهه ۱۹۹۰). برینن توضیح میدهد: «ما میخواستیم به ایده بپردازیم که خشم زنانه یک رویداد جداگانه نیست، بلکه چیزی است که به گذشته عمیق و حال حاضر میرسد.»
ورود سارا پولسون در نقش وورنوس، نقطهی اوج این اتصال است. برینن میگوید: «وقتی آیلین وورنوس وارد تصویر میشود، شایسته ستایش است. برای ما مهم بود خط بکشیم تا بگوییم این فقط موضوع تاریخی نیست — این چیزی است که امروز اتفاق میافتد. سرکوپ که او را دیوانه کرد، همچنان وجود دارد.»
انتخاب موسیقی هم همین را تقویت میکند. هیتهای پانک زنانه دهه ۷۰ و ۸۰ — از Joan Jett تا Patti Smith — روی صحنههای ویکتوریایی میچرخند. برینن استدلال میکند: «شما ریسک میکنید حس یک درام دورهای خشک بدهید. موسیقی، وقتی مناسب است، بلافاصله آن را حس مدرنتر میکند.»
شیمیای بیتمرین: وقتی اِلا بازی میکند، دوربین میفهمد
نقش لزی بوردن به اِلا بیتی، بازیگر جوان و نسبتاً ناشناس، رسید. برینن فرآیند کستینگ را «سختگیرانهترین جستجوی کاریره من» مینامد. جالب است که تست شیمی (chemistry read) بین بیتی و ویکی کریپس (بازیگر باثوری) انجام نشد. برینن میگوید: «ما فقط با ویکی کار کرده بودیم. ماکس، راین و من او را تحسین میکردیم. نقش لزی جستجوی گستردهتری داشت... دیدن تیپ اِلا، تنها هفت ثانیه طول کشید. گفتم: این همشه.»
این اعتماد به شهود، ریسک بزرگی بود که به نظر میرسد برآورده شده. برینن توضیح میدهد: «شما هرگز نمیتوانید بگویید بازیگران چگونه با هم جور میشوند، اما جادوست وقتی میبینید آن نوع شیمیا در صفحه نمایش وجود دارد.»
داستانهایی که از «مستر» برچیده شدند
برینن در پایان مصاحبه به فصلهایی اشاره کرد که روی میز نویسندگان افتاده اما تولید نشدند. نامها فاش نشد، اما او تأکید کرد: «ما لیست بلندمان داریم. هر فصل باید حسِ تازه و ضرورتِ روایی داشته باشد.» این جمله شاید نشانهی فصلهای آینده باشد — شاید قاتلینی که تاریخ آنها هنوز در سایهی مردانِ قدرتمند مانده است.
«مستر» تنها یک سریال جنایی نیست
فصل لزی بوردن ثابت میکند که مستر نه دنبالِ سنساشنالیسمِ خونین است، نه درامهای بیروح دورهای. این انتراژی، آینهای است به رویِ جامعهای که هنوز با ترس از «زنِ آزاد» میلرزد. با طنز، موسیقی و کستینگِ جسورانه، برینن و تیمش از تماشاگر میخواهند نگاه کند — نه به قاتل، بلکه به قفسی که قاتل را ساخته است.





