کیانو ریوز، ستاره فرنچایز محبوب جان ویک، شاید پادشاه فعلی اکشن سینمایی باشد، اما آلن ریچسون به‌راحتی می‌تواند همتای استریمینگ او محسوب شود. ریچسون که با سریال ریچر در پلتفرم پرایم ویدئو به چهره‌ای شناخته‌شده تبدیل شد، شخصیت نمادین لی چایلد را به شکلی زنده کرد که حتی تام کروز هم نتوانست به آن دست یابد. با نزدیک شدن به اکران فصل چهارم و تایید رسمی فصل پنجم، سریال ریچر نه‌تنها به یکی از محبوب‌ترین برنامه‌های استریمینگ تبدیل شده، بلکه نام خود را به عنوان یکی از غول‌های ژانر اکشن ثبت کرده است.

ریچسون اوایل امسال با فیلم علمی‌تخیلی ماشین جنگی (War Machine) نتفلیکس را فتح کرد و سبب شد تا دنباله آن نیز چراغ سبز دریافت کند. حالا با فیلم اکشن جدید موتور سیتی (Motor City)، این بازیگر رویکردی بسیار متفاوت و اصیل‌تر به ژانر انتقام دارد و مقایسه او با کیانو ریوز را به مراتب جدی‌تر می‌کند. شخصیت اصلی این فیلم، قهرمانی پویاست که به‌جای کلمات، با مشت‌هایش صحبت می‌کند. اگرچه همه ضربات داستانی فیلم به هدف نمی‌زنند، اما آن‌هایی که اصابت می‌کنند، تکان‌دهنده و قدرتمند هستند.

داستان فیلم موتور سیتی چیست؟

در این فیلم، آلن ریچسون نقش جان میلر، محکوم سابق را بازی می‌کند که در دیترویت دهه 1970 بهترین روزهای زندگی را می‌گذراند. دوره آزادی مشروط او رو به پایان است و آماده است تا به دوست‌دختر دیرینه‌اش، سوفیا (با بازی شایلین وودلی)، پیشنهاد ازدواج بدهد. اما شبحی از گذشته بازمی‌گردد و جان به جرمی که مرتکب نشده متهم می‌شود و در نهایت به چندین دهه حبس محکوم می‌گردد. فشار و شکنجه‌های زندان جان را وامی‌دارند تا برای یافتن کسانی که زندگی‌اش را نابود کرده‌اند، نقشه فرار بچیند.

در نگاه اول، این داستان شبیه به یک سناریوی کلیشه‌ای انتقام به نظر می‌رسد و از بسیاری جهات هم همین‌طور است. اما نقطه عطف و شگفتی اصلی فیلم در جایی است که در کل اثر کمتر از 12 جمله دیالوگ قابل شنیدن وجود دارد! تمام احساسات، افکار و پیش‌رفت داستان صرفاً از طریق زبان بدن، حرکات و تکنیک‌های خلاقانه بصری منتقل می‌شوند. گاهی کلمات پشت شیشه یا با فاصله بیان می‌شوند تا مخاطب صدایی نشنود. این رویکرد فشار عظیمی را به بازیگرانی چون ریچسون، وودلی، بن فاستر و پابلو شرایبر وارد می‌کند تا بدون اتکا به کلمات، بازی درخشانی ارائه دهند و آن‌ها تقریباً در این کار بی‌نقص عمل می‌کنند.

پوستر یا سکانسی از فیلم موتور سیتی

تکیه بر طراحی صدا و موسیقی متن

حذف دیالوگ‌ها، فشار مضاعفی را بر طراحی صدا و موسیقی متن فیلم وارد کرده است که خوشبختانه هر دو در سطح بسیار بالایی قرار دارند. پاتسی پونچیرولی، کارگردان اثر، با منوی صوتی بازی زیادی انجام داده است؛ از انفجارهای کرکننده تا تنفس‌های آرام و سکوت‌های تنش‌زا.

در بخش موسیقی، موتور سیتی یک میکس‌تیپ درخشان مشابه نگهبانان کهکشان ارائه می‌دهد که بار سنگینی از روایت را به دوش می‌کشد و به سکانس‌ها وقار خاصی می‌بخشد. با این حال، گاهی اوقات سکانس‌ها بیش از حد کشیده می‌شوند تا یک آهنگ کامل پخش شود و این موضوع ریتم فیلم را کمی کند می‌کند.

سکانس‌های اکشن و نقاط ضعف فیلم

یکی از مواردی که همیشه در موتور سیتی جواب نمی‌دهد، استفاده افراطی از اسلو موشن به سبک زک اسنایدر است. گاهی این نماها جذاب به نظر می‌رسند، اما در بسیاری از مواقع کاملاً غیرضروری هستند و ریتم اکشن را بر هم می‌زنند.

خوشبختانه، این لحظات اسلو موشن معمولاً در میان سکانس‌های اکشن جذاب رخ می‌دهند. فیلم زمان نسبتاً زیادی را برای رسیدن به نقطه اوج خود صرف می‌کند، اما این اوج دارای چندین سکانس برجسته است. بزرگترین و درخشان‌ترین صحنه، یک دوئل بی‌پروا در یک آسانسور است که با زوایای دوربین خلاقانه و مفاهیم بصری عجیب و غریب ساخته شده است؛ تمام این اجرای پرهیجان بدون حتی یک کلمه دیالوگ به تصویر کشیده می‌شود.

با وجود اینکه پایان‌بندی فیلم لحظات سرگرم‌کننده‌ای دارد، اما پایان واقعی آن بسیار ناامیدکننده و مضحک است. نه به آن شکل کلیشه‌ای و بامزه که ممکن است بر اساس بقیه فیلم انتظارش را داشته باشید، بلکه یک چرخش عجیب به سمت قلمرویی که با لحن جدی و سبک ابتدایی موتور سیتی همخوانی ندارد. کمدی فیزیکی فیلم در طول مسیر مخاطب را می‌خنداند، اما پایان‌بندی آن‌قدر ضعیف است که طعم تلخی در دهان می‌گذارد.

صحنه‌ای از اکشن فیلم موتور سیتی

موتور سیتی تلاشی جسورانه برای خلق یک تجربه سینمایی متفاوت در ژانر اکشن است که با وجود نقص‌هایی در پایان‌بندی و استفاده بیش از حد اسلو موشن، نشان می‌دهد آلن ریچسون پتانسیل تبدیل شدن به یکی از بزرگترین ستاره‌های اکشن مدرن را دارد و می‌تواند سبک جدیدی از فیلم‌های انتقامی را به مخاطبان عرضه کند.