هفته گذشته تصاویر باغ سرسبز و دلانگیز پاملا اندرسون در شبکههای اجتماعی وایرال شد؛ اتفاقی که شاید برای بازیگر ۵۹ ساله که روزگاری نماد جنسی هالیوود بود، تصور نمیشد. او آن دوره جستجوی لذت را «سالهای تار و نامشخص» مینامد و اکنون از فصل ملایمتر و آرامتری از زندگیاش لذت میبرد؛ فصلی سرشار از کتابخواندن، رسیدگی به باغ ۱۵ هزار فوتیاش در جزیره ونکوور و ژرفاندیشی درونی.
با لحنی آرام میگوید: «روز زیبایی است. در جزیره هستم و از باغم لذت میبرم. این مکان فوقالعادهای برای قطع ارتباط با دغدغهها و انرژی گرفتن است.»
با این حال، این آرامش تنها یک وقفه نادر در مسیر حرفهای پرمشتری اوست. بازگشت اندرسون به جمع بازیگران جدی با مستند چشمگشای نتفلیکس با نام «پاملا، یک داستان عشق» آغاز شد که به دوران اولیه زندگی او و سالهایی که زیر نور خیرهکننده تشریفات میگذراند، پرداخت. این مستند نهتنها برای دریافت دو جایزه امی نامزد شد، بلکه توجه گیا کوپولا، فیلمساز، را نیز جلب کرد. کوپولا پس از آن به اندرسون نقش یک رقصنده نمایش در لاس وگاس را در فیلم «آخرین رقصنده نمایش» پیشنهاد داد که در حال بالا رفتن از سن و خارج شدن از صنعت بود.

نقشآفرینی صمیمی و تأثیرگذار اندرسون باعث شد تا بهترین نقد دوران حرفهایاش را دریافت کند و نامزد دریافت جایزه گلدن گلوب و انجمن بازیگران فیلم برای بهترین بازیگر زن شود. پس از آن، در کمدی استودیویی «پلیس برهنه» مهارتهای کمدی خود را به نمایش گذاشت و به تحسین بیشتری از سوی منتقدان دست یافت. تور مطبوعاتی این فیلم نیز با جنجالهای زیادی همراه شد، جایی که او و لیام نیسون با ایفای نقش بهعنوان یک زوج عاشق و معشوق، توجه رسانهها را به خود جلب کردند.
اکنون این بازیگر چهار فیلم برای اکران در سال آینده آماده دارد که نخستین آنها «هرس بوته رز» است. فیلمی به کارگردانی کریم عینوز و نویسندگی افثیمیس فیلیپو که طنزی تحریکآمیز و تاریک درباره خانوادهای ثروتمند و مبتلا به زنای با محارم است. اعضای این خانواده معتقدند مادرشان (اندرسون) توسط گرگها بلعیده شده است.

تری لتس نقش همسر منحرف او را بازی میکند و کالوم ترنر، جیمی بل، لوکاس گیج و رایلی کیو در نقش فرزندان بهشدت آشفته او ظاهر میشوند. ال فانینگ نیز معشوق بل است. در فیلم، همه اعضای خانواده با یکدیگر رابطه جنسی دارند که در صحنهای در اواسط فیلم به اوج میرسد؛ جایی که ترنر در حالی که لتس با خشم دندانهایش را مسواک میزند، به او رابطه جنسی دهانی میدهد.
کریم عینوز درباره اندرسون میگوید: «او سخاوتمند بود و برای پذیرش ریسکها آماده. هوش و حساسیت، و طنز ظریف او، این شخصیت را منحصربهفرد کرد. علاوه بر این، او رازی و کاریزمایی دارد که امضای یک ستاره واقعی سینما است.»

اندرسون از اینکه «هرس بوته رز» مخاطب را از منطقه امن خود خارج میکند و او را با انحطاط اخلاقی افراد بهشدت ثروتمند روبهرو میسازد، لذت میبرد و صراحتاً میگوید: «دوست دارم اوضاع را به هم بزنم و نیازی ندارم که دوست داشته شوم.»
وی درباره جذابیت فیلمنامه میگوید: «فکر کردم که فیلمنامه بهموقع و بسیار جالب است. من طرفدار کارهای افثیمیس و البته یورگوس لانتیموس هستم، و بنابراین میدانستم که قرار است از نظر بصری تحریککننده و جنجالی باشد. احساس کردم یک همهگیری ثروت جوانان به هیچ دلیلی وجود دارد و باید درباره این موضوع صحبتی شود. وقتی تری لتس در کنفرانس مطبوعاتی گفت: این درباره فاشیسم است، عاشقش شدم. این فیلم تا حدی سیاسی حس میشود، اما به شکلی هنری به نمایش درآمده است.»
اندرسون معتقد است فیلم آزاردهنده است، اما بسیاری از چیزها در دنیا هم همینگونهاند. او میگوید: «وظیفه یک هنرمند روبرو شدن با حقیقت چیزهاست، به جای اینکه در پی تأیید جمعی باشد یا سعی کند همه را راضی کند.»
وی درباره دوران کنونی که در آن فاشیسم در کنار ثروت غیرعقلانی و زشت در حال ظهور است، توضیح میدهد: «بخش فاشیستی، همین خودشیفتگی تهی و سبک توخالی است؛ یک نسخه بیروح و شاعرانهنشده از هوش مصنوعی که میگوید مرا کپی کن. این امر بیان جالبی از زمانهای است که در آن زندگی میکنیم. این یک دوره تکاندهنده است و نمیتوانیم در داستانگوییمان بیش از حد محتاط باشیم.»





