نیکولاس کورسیو برای نخستین فیلم بلند ترسناکاش، سراغ خاطرات کودکی دهه ۱۹۹۰ رفت. نتیجه، «خانه بازی» (Playhouse) است؛ یک اثر مستقل با بودجه ۱۰۰ هزار دلاری که پس از برنده شدن در سکشن پِچینگ فنتاستیکفست (Fantastic Fest) و یک سال تولیدِ پرسرعت، اکنون برای نمایش جهانی در همان جشنواره در آوستین آمادهاست.
وقتی تلویزیون کودک، کابوس بزرگسالان میشود
کورسیو توضیح میدهد: «بسیاری از فیلمسازانی که با برنامههای عجیب و غریب کودک دهه ۹۰ بزرگ شدهاند، اکنون به بلوغ رسیدهاند و غریزی میل دارند به سراغ آن سوژهها بروند. من دهها برنامه از دوران نوجوانیام را مرور کردم؛ اثری مانند «زندگی مدرن راکو» (Rocko's Modern Life) یا دیگر کارهای نیکلودئون (Nickelodeon)، وقتی اکنون بازبینی میشوند، لایههای ترسناکی دارند که در دیانای نسل ما نهفته شدهاند.»
داستان فیلم حول الیوت (ویل هریسون) میچرخد که پس از جدایی از دوست دخترش (جسیکا سولا)، در یک حرکت ناگهانی خانهی خرابی میخرد تا بلوغ عاطفیاش را ثابت کند. در کفپوشش، گردهای پر از کستهای ویدیویی (VHS) کشف میشود که برنامه کودکِ ناچسبی با مستر مورتون (جیمز آربانیاک) و گروهی از عروسکهای وحشتزده را ثبت کردهاند. با ورود دوست سابق و بهترین دوست (جردان گونزالس) برای تحقیق، اوضاع به سرعت تیره و تلخ میشود.
ترس مبتنی بر شخصیت: ریسکی که به سود آمد
کورسیو و همنویسنده و همسرش، کیربی گلدستین، تصمیم گرفتند رابطه سه شخصیت اصلی را قلب فیلم بگذارند، نه تنها جهشهای ترس (Jump scares) معمول. در آزمونهای نمایش اولیه، بازخوردها فشار میآورد: «برش بده به ترس، برش بده به ترس». کورسیو دودول میکرد، اما گلدستین ثابتقدم بود: «این فیلم درباره یک رابطه است. تمام انواع فیلمهای ترسناک وجود دارد.»
با پیشرفت تدوین (Montage) و لایهریزی طراحی صدا (Sound Design)، نگاه مخاطبان تغییر کرد: «عاشقم که ترس مبتنی بر شخصیت (Character-driven horror) را برگرداندید.» این رویکرد، ریشه در کلاسیکهای ژانر مانند «شیطون» (The Exorcist) یا «درسیان» (The Shining) دارد، اما با حساسیت نسلزدگی مدرن بازآفرینی شده است.
از محتوای تیکتاک تا برد برنده فنتاستیکفست
کورسیو پیش از این به عنوان خالق محتوای سناریونویسی در تیکتاک (TikTok) شهرت داشت، سناریوهایی در «لیست سیاه» (The Black List) قرار گرفته و کمدی انیمیشنی بسکتبال «گوزن» (Goat) برای دریمورکس انیمیشن (DreamWorks Animation) نوشته بود که برای اوایل ۲۰۲۶ برنامهریزی شده. اما او میخواست چیزی کاملاً شخصی بسازد.
فرصت در «فنتاستیک پِچها» (Fantastic Pitches) فراهم شد؛ همکاری جشنواره ژانر محبوب آوستین با استودیو مستقل کرما (Chroma). برنده ۱۰۰ هزار دلار دریافت میکرد با شرط جذاب: premier در جشنواره سال بعد و اجرای سینمایی تضمینی از سوی آلامو درافتهاوس (Alamo Drafthouse). کورسیو برنده نخستین دوره شد و ساعتشنی برای تحویل فیلم در کمتر از یک سال آغاز گردید.
تولید، عروسی و یک موعد نهایی غیرممکن
«واقعاً شدید بود»، کورسیو از داخل ماشین، در مسیر جلسه تصحیح رنگ (Color Grading) چند روز قبل از premier میگوید. «کیبری و من فیلم را با هم نوشتیم و تولید کردیم. پِچ ما این بود: «فیلم درباره رابطه است و ما در یک رابطه هستیم.» نمیخواستیم بگوییم در فوریه میگیریم، چون فکر میکردند وقت نمیکنیم. پس نگفتیم، اما یک هفته بعد از پایان فیلمبرداری، ازدواج کردیم. انگار دو تولید موازی داشتیم: فیلم و عروسی. کاملاً دیوانهوار بود، اما شگفتانگیز. عروسی جایزهی تمام کردن فیلم بود.»
پِچ همچنین توجه دو تولیدکننده قدرتمند ژانر، آدام هندریک و گریگ گیلرت از تیم «دیواید/کانکر» (Divide/Conquer) – سازندگان «میگان» (M3GAN) و «تلفن سیاه ۲» (The Black Phone 2) – را جلب کرد. آنها به عنوان تولیدکننده اجرایی (Executive Producers) راهنمایی کردند و اعتبار پروژه را بالا بردند.
صدای جدید در سینمای ژانر
آبرا پری، مدیر فنتاستیک پِچها، میگوید: «من این برنامه را راهاندازی کردم تا دنیا را با صداهای جدید در سینمای ژانر آشنا کنم. لحظهای که نیک برنده شد، به بلندگوی آن مأموریت تبدیل شد. در عمق تولید اولین فیلم بلندش، از پیش از پلتفرم خود برای حمایت از استعدادهای نوظهور استفاده میکرد. تازه فقط آغاز کرده است.»
اعتماد دوچندان؟ کورسیو نه تنها فیلمش را premier میکند، بلکه در هیات داوران پِچهای امسال برای انتخاب برنده بعدی نشسته است. در موازی، پروژههایش در حال پیشرفتاند: از اقتباس «اتوبوس جادویی مدرسه» (The Magic School Bus) تا فروش سناریو ترسناک اروتیک مشترک با گلدستین به پارامونت پرایمال (Paramount+).
ترس و کودکی: دو روی یک سکه
کورسیو ریشه علاقهاش به ژانر را در کودکی مییابد: «من یک بچه خیلی ترسیده بودم. همیشه ترس و کودکی را به هم وصل خواهم کرد. عاشق هالووین (Halloween) بودم، اما از آن وحشتزده بودم. رفتن به پارتی سیتی (Party City) محبوبترین قسمت سال بود، اما ترسیده بودم داخل بروم. این دو چیز همیشه برای من متصل بودهاند: ترسیدن و بچه بودن، اما عاشق داشتن آن.»
«خانه بازی» اکنون به عنوان نمادینی از قدرت سینمای مستقل، نوستالژی ترسناک نسل ایکس و میلنیالها، و ثمره یک چالش تمامعیار تولیدی در آستانه نمایش جهانی در آوستین قرار دارد.





