فیلم «سکوت بره‌ها» (The Silence of the Lambs) اثر جاناتان دمی، با گذشت 35 سال همچنان به گونه‌ای در ذهن مخاطبان نفوذ کرده که کمتر هیجان‌انگیز دیگری توانسته چنین کند. داستان کلاریس استارلینگ، کارآموز اف‌بی‌آی که از دکتر هانیبال لکتر، قاتل زنجیره‌ای زندانی، برای دستگیری قاتلی دیگر کمک می‌گیرد، نه تنها برای جودی فاستر و آنتونی هاپکینز جایزه اسکار به ارمغان آورد، بلکه تنها فیلم ترسناک تاریخ سینما شد که جایزه بهترین فیلم را برنده شد.

جودی فاستر و آنتونی هاپکینز در فیلم سکوت بره‌ها

اما پشت پرده این شاهکار، تصمیمی سرنوشت‌ساز در انتخاب بازیگر نقش کلاریس وجود داشت که می‌توانست مسیر فیلم را کاملاً تغییر دهد.

جودی فاستر؛ انتخاب آخر کارگردان برای کلاریس استارلینگ

برای طرفداران سینما، تصور چهره‌ای به جز جودی فاستر در نقش کلاریس دشوار است. با این حال، دمی در ابتدا میشل فایفر را برای این نقش در نظر داشت. در همان زمان، فاستر با وجود موفقیت چشمگیرش پس از بردن اسکار برای فیلم «متهم» (The Accused)، انتخاب آخر کارگردان بود.

جاناتان دمی کارگردان فیلم سکوت بره‌ها

جاناتان دمی در جشنواره فیلم آستین در سال 2015 درباره فرآیند انتخاب بازیگران گفت: «او فقط مثل یک فرد عادی به نظر می‌رسید.» فاستر که از شخصیت کلاریس در رمان اصلی به شدت تحت تاثیر قرار داشت، اصرار داشت این نقش را بازی کند، اما دمی معتقد بود: «من جودی فاستر را در آن نقش باور نمی‌کنم.»

کارگردان سپس به مگ رایان پیشنهاد داد که از آن «کمی برآشفته» شد. پس از آن، لورا درن را که هنوز به شهرت نرسیده بود در نظر گرفت، اما استودیو روی فاستر پافشاری کرد. دمی به یاد می‌آورد: «من دوباره با جودی دیدار کردم و اصلاً بیشتر تحت تاثیرش قرار نگرفتم.» اما در نهایت، اشتیاق فاستر و پافشاری استودیو او را متقاعد کرد. پس از شروع فیلمبرداری، دمی «دیوانه‌وار عاشق او شد» و فاستر تمام انرژی سرسختانه شخصیت کلاریس را به تصویر کشید.

میشل فایفر؛ جذابیت بدون دلیری

میشل فایفر با بازی در فیلم‌های موفقی چون «صورت‌زخمی» (Scarface)، «بانوی شاهین» (Ladyhawke) و «جادوگران ایستویک» (The Witches of Eastwick) به یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های هالیوود تبدیل شده بود. قدرت ستاره‌ای او بی‌شائبه بود، اما حضور او انرژی متفاوتی به نقش کلاریس می‌بخشید. فایفر جذاب، کاریزماتیک و در تصویر چشم‌گیر بود؛ ویژگی‌هایی عالی برای یک ستاره سینما، اما نه لزوماً برای این نقش خاص.

میشل فایفر بازیگر مطرح هالیوود

فاستر از کلاریس شخصیتی متواضع اما مصمم ساخت؛ زنی جوان، باهوش و جاه‌طلب که در صنعتی مردسالار می‌جنگید. لباس‌های ساده و بی‌پیرایه او، همان‌طور که لکتر با تمسخر به «کفش‌های ارزان» و «سلیقه کم»اش اشاره می‌کند، نشان‌دهنده تمرکز او بر وظیفه‌اش بود، نه جلب توجه.

فایفر توانایی اجرای نقش‌های خشن را داشت، همان‌طور که در فیلم «بتمن برمی‌گردد» (Batman Returns) در سال 1992، شخصیت زن گربه‌ای را به فریادی از خشم زنانه تبدیل کرد. با این حال، حضور او بسیار بزرگ‌تر و درخشان‌تر از اجرای آرام و سنجیده فاستر می‌بود.

در مصاحبه‌ای در سال 2021 با مجله نیویورکر، فایفر از دلایل خود برای رد کردن این نقش پرده برداشت: «چیزی که بیشترین از همه از دست دادن آن متاسفم، فرصت ساخت فیلم دیگری با جاناتان بود.» اما او تاکید کرد که به دلیل پایان تاریک فیلم قرارداد امضا نکرد: «در پایان آن فیلم شر غالب می‌شود. من با آن پایان راحت نبودم و نمی‌خواستم چنین چیزی را در جهان پخش کنم.»

غیبت فاستر در دنباله فیلم هانیبال

ده سال بعد، هاپکینز بار دیگر نقش هانیبال لکتر را در فیلم «هانیبال» (Hannibal) ایفا کرد، اما فاستر به این پروژه بازنگشت. جایگزینی فاستر در این دنباله نتوانست به همان قله‌های موفقیت نسخه اولیه دست یابد و عدم حضور او به وضوح در اتمسفر فیلم حس می‌شد.

شاید اگر مسیر انتخاب بازیگران متفاوت می‌شد، «سکوت بره‌ها» اثری متفاوت از آن چیزی می‌شد که امروز می‌شناسیم؛ اما همین انتخاب‌های غیرقطعی و کشمکش‌های پشت صحنه باعث شد تا یکی از ماندگارترین فیلم‌های تاریخ سینما متولد شود.