کوئنتین تارانتینو بیش از هر کارگردان دیگری در نسل خود، منابع الهامبخشش را علنی میکند و از فیلمهایی که آثارش را شکل میدهند با شادی و افتخار یاد میکند. حتی پیش از ماجرای خونین «بیل را بکش»، او به پاسداشت سینمای آسیا شهرت داشت. یکی از برجستهترین نمونههای این علاقه، اکران فیلم «میمون آهنی» (Iron Monkey) در سال 2001 در آمریکا بود؛ یک فیلم رزمی هیجانانگیز هنگکنگی محصول 1993 به کارگردانی یوئن وو-پینگ و نویسندگی تسوی هارک. بدون حمایت تارانتینو، این فیلم شاید هرگز در آمریکا اکران نمیشد و به یکی از پرفروشترین آثار خارجیزبان تاریخ آن زمان تبدیل نمیگشت.
اما در پسزمینه این موفقیت، نکته ناراحتکنندهای نهفته است. استودیو میرامکس نسخه «میمون آهنی» را برای سینماهای آمریکا بهشدت بازتدوین کرد. در نتیجه، نسخهای که تماشاگران آمریکایی در دهه 2000 دیدند، در مقایسه با نسخه اصلی دهه 90 بسیار رنگ میبازد.
تارانتینو و موفقیت آمریکایی میمون آهنی بهای سنگینی داشت
از طریق شرکت رولینگ تاندر پیکچرز و اکرانهای مختلف با عنوان «ارائه کوئنتین تارانتینو»، این کارگردان به تماشاگران آمریکایی کمک کرد تا با نمونههای بارز سینمای معاصر آسیا مانند «چونگکینگ اکسپرس»، «سوناتین» و بعداً «قهرمان» اثر جانگ ییمو آشنا شوند. «میمون آهنی» کاملاً در این جایگاه قرار میگرفت. در این فیلم، دانی ین در نقش وانگ کی-یینگ، پزشک و رزمیکار افسانهای، در کنار یو رونگگوآنگ در نقش یانگ تیانچون، پزشکی متواضع که مخفیانه نقش نگهبان نقابدار افسانهای را ایفا میکند، بازی میکند. این اثر قهرمانپنداریهایی به سبک رابین هود را با حرکات هنرهای رزمی خلاف جاذبه زمین ترکیب میکند که هنوز هم پس از دههها جلوهای بینقص دارد.
زمانبندی اکران آمریکایی در بهترین حالت ممکن انجام شد. سال قبل از آن، فیلم «ببر خفته، اژدهای پنهان» مانند بمبی در صحنه سینما منفجر شده بود و یک سال پیش از آن نیز، یوئن وو-پینگ تازه طراحی حرکات در فیلم انقلابی برادران واکوفسکی، یعنی «ماتریکس» را به پایان رسانده بود. تماشاگران ناگهان اشتهای عظیمی برای اکشن وایر-فو (wire-fu) پیدا کردند. فیلمسازان کمی بودند که این سبک را بهتر از کسانی که برخی از بهترین فیلمهای ووشیا را به ما هدیه دادهاند، میشناختند: یوئن وو-پینگ و تسوی هارک. تارانتینو به همراه دوستانش در میرامکس از این موقعیت بهرهبرداری کرد و «میمون آهنی» بهسرعت به یازدهمین فیلم خارجیزبان پرفروش تاریخ اکران در آمریکا تبدیل شد. برای یک فیلم رزمی هنگکنگی که بسیاری از تماشاگران آمریکایی هرگز نشنیده بودند، این یک پیروزی غیرقابلانکار بود؛ اما در عین حال، یک دستکاری بیرحمانه در اثر اصلی به شمار میرفت.
تدوین وحشتناک میرامکس و نابود کردن اثر اصلی
مانند بسیاری از فیلمهای میرامکس که در آن دوران اکران شدند، استودیو تصمیم گرفت «میمون آهنی» برای راحتتر در دسترس تماشاگران آمریکایی قرار گرفتن، به تغییرات گستردهای نیاز دارد. این «بهبودها» به قیمت از بین رفتن چشمانداز خلاقانه فیلمسازان اصلی تمام شد. نسخه میرامکس فیلم با بیش از 100 برش جداگانه، بیش از 6 دقیقه از تصاویر را حذف کرد تا رتبه سنی PG-13 را تأمین کند. میرامکس همچنین بخش کمدی فیلم را که یک عنصر اساسی در سینمای اکشن کلاسیک هنگکنگ است، به طور کامل حذف کرد. بخشهای کامل دیالوگها یا کوتاه شدند، یا عمداً اشتباه ترجمه شدند، یا کاملاً تغییر ساختار دادند. حتی برخی از نمایهای اسلوموشن و سرعتدار دارای سبک خاص نیز تغییر داده شدند.
موسیقی متن نیز کاملاً بازنویسی و تغییر یافت. موسیقی اصلی فیلم، از جمله تم موسیقایی نمادین وانگ فای-هانگ با اهمیت فرهنگی عظیمش، حذف شد. به جای آن، یک موسیقی متن ارکستر تازهساخته قرار گرفت که بیشرمانه به گونهای طراحی شده بود که بیشتر شبیه «ببر خفته، اژدهای پنهان» به نظر برسد. همین موضوع در مورد صداهای برخورد اغراقآمیز که امضای فیلمسازی هنگکنگ هستند نیز صادق بود و با صداهای «واقعیتر» جایگزین شدند.
ارزش واقعی در برابر دستکاریهای هالیوود
اشتیاق تارانتینو بیشک به معرفی «میمون آهنی» به میلیونها بینندهای که در غیر این صورت شاید هرگز آن را کشف نمیکردند، کمک کرد. بدون انتساب نام او، احتمالاً این فیلم اصلاً اکران وسیعی در آمریکا دریافت نمیکرد. با این حال، نسخهای که از حمایت او سود برد، نسخهای بود که کار فیلمسازانی را که از آنها تعریف کرده بود، تغییر داده و در برخی موارد نابود کرده بود.
این موضوع پارادوکسی پیچیدهای در سینمای جهانی ایجاد میکند. چگونه میتوان بین حفظ اصالت یک اثر هنری و دسترسی گسترشیافته به آن تعادل برقرار کرد؟ تارانتینو به عنوان یک سینمادوست واقعی، شاید خواسته باشد آثار آسیایی را به مخاطب غربی معرفی کند، اما روشهای میرامکس نشان داد که هالیوود همواره نمیتواند لحن و روح آثار خارجی را درک کند. آیا این موفقیت گیشهای ارزش از دست رفتن هویت فرهنگی یک فیلم را داشت؟ این پرسشی است که هنوز هم در میان سینمادوستان و منتقدان مطرح میشود.
میراث دوقلوی میمون آهنی
در نهایت، داستان «میمون آهنی» در آمریکا دو روایت متفاوت دارد: روایت موفقیت تجاری که بدون تارانتینو ممکن نبود، و روایت ویرایش هنری که با میرامکس همراه بود. تماشاگران امروزی خوششانسترند که میتوانند به راحتی نسخه اصلی و بازتدویننشده فیلم دسترسی پیدا کنند و با چشم باز فیلسوفانهی خود قضاوت کنند. این رویداد یادآوری است برای اینکه در دنیای سینما، مسیر رسیدن به موفقیت گاهی نیازمند قربانی کردن بخشهایی از روح یک اثر است، چیزی که شاید هرگز قابل جبران نباشد.





