در سال ۲۰۱۹ و همزمان با درگذشت پدربزرگش در یک آتشسوزی، آندرس مادریگال، کارگردان مستند، برای ماندگاری خاطرات و عبور از سوگ، دوربین دست گرفت. این whistleblowingِ درونی بعدها به نخستین فیلم بلند او با نام «مردان گمشده» (Lost Men) تبدیل شد؛ اثری که نخستین بار در جشنواره فیلم کاستاریکا به روی پرده رفت.
روایت یک زندگی دوگانه در کاستاریکای محافظهکار
پدربزرگ مادریگال ۵۷ سال از عمر خود را در جامعهای بهشدت سنتی و محافظهکار به همسری یک زن گذرانده بود. اما پس از مرگ او، پدر کارگردان رازی را فاش کرد که سالها در سکوت bury شده بود: پدرسالار خانواده مادریگال در واقع مردی همجنسگرا بوده که هویت خود را پنهان میکرده است. این افشاگری، پایهای برای گفتگوهای عمیق میان پدر و پسر شد و فیلمساز را بر آن داشت تا ضمن بازخوانی زندگی پنهان نیای خود، به کشف و بررسی هویت دگرباشیِ خویش بپردازد.
مادریگال در مصاحبهای پیش از اکران، توضیح میدهد که بسیاری از نوشتهها و خاطرات پدربزرگش برای همیشه از بین رفته بودند و غریزه بایگانی کردن، تنها راه نجات بخشهایی از این تاریخ خانوادگی به نظر میرسید. اما به تدریج متوجه شد این روایت، از مرز یک مسئله صرفاً خانوادگی فراتر رفته و ظرفیت تبدیل شدن به یک داستان جهانی را دارد.
مدیریت احساسات پشت پرده دوربین
قرار دادن زخمهای کهنه خانوادگی بر پرده سینما، فرآیندی ظریف و پرچالش است. مادریگال و پدرش پیش از شروع پروژه، مدت زمان زیادی را صرف تعیین مرزبندیهای روانشناختی و فنی ساخت این مستند کردند.
«این داستان به زخمهای بسیاری در خانواده دست میگذارد که پس از درگذشت پدربزرگ و مادربزرگم دوباره باز شدند. بنابراین تصمیم گرفتم با ریتم تولیدی کار کنیم که به پدرم و من اجازه دهد نه تنها فیلم را بسازیم، بلکه فرصت پردازش احساساتمان را هم داشته باشیم.»
مادریگال به جای مصاحبههای رسمی، ترجیح داد از لحن گفتگو استفاده کند. آنها توافق کردند تا از موضوعات ساده شروع کنند و به تدریج سراغ مباحث دشوارتر بروند. اعتماد متقابل پیشتر در رابطه پدر و پسر وجود داشت، اما این سفر سینمایی پیوند آنها را به سطحی عمیقتر رساند.
پیوند سیاست و زندگی شخصی در سینما
اگرچه «مردان گمشده» کانون خود را بر تاریخچه خانواده مادریگال گذاشته، اما دوربین فیلمساز از زیستبوم دگرباشان در کاستاریکا نیز چشمپوشی نمیکند. گنجاندن تصاویری از زندگی شبانه دگرباشان در شهر سن خوزه و معرفی دوستان و شریک عاطفی پیشین کارگردان، تصمیمی آگاهانه برای نشان دادن ابعاد گستردهتر این فرهنگ بود.
مادریگال به اصل «شخصی، سیاسی است» ایمان دارد. به باور او، واکاوی محدودیتها و پیچیدگیهای زندگی پدربزرگش، تصویری روشن از واقعیتهای جامعه کاستاریکا در دهههای گذشته ارائه میدهد و نشان میدهد چگونه ساختارهای اجتماعی، افراد را به پنهانکاری وادار میکرد.
چالشهای تدوین یک آسیبپذیری عمیق
یکی از دشوارترین بخشهای کار برای کارگردان، ایجاد تعادل میان حضور در جلوی دوربین به عنوان یک سوژه و مدیریت پروژه از پشت دوربین بود. او درباره این چالش میگوید:
«اینکه همزمان باید فیلم را کارگردانی میکردم و خودم را به عنوان یکی از شخصیتهای داستان وارد کنم، در ابتدا کاری هراسانگیز بود. با کمک لوئیس دیگو پرز، تدوینگر فیلم، توانستیم تعادلی بین روایت یک داستانِ بهشدت آسیبپذیر و رواییِ مناسب برای مخاطب گسترده پیدا کنیم.»
فرآیند تولید این اثر با وجود تمام تلخیهایش، شیرینیهای خاص خود را نیز داشت. کشف دوباره آثار ادبی پدربزرگ و ایجاد یک پیوند عمیقتر با تیم تولید، از جمله این موارد بود. این تجربه نشان میدهد که چگونه سینمای مستند میتواند ابزاری برای درمان زخمهای تاریخی، بازآفرینی خاطرات از دست رفته و ایجاد گفتوگوی صادقانه میان نسلها باشد.





