اندرو اسکات، ستارهی ایرلندی که با «فلیبگ» و «ما غربتگان» به شهرت جهانی رسید، در حاشیه اکران فیلم تازهاش «السینور» در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو (تیف)، سخنان صریحی را درباره جایگاه بازیگران گِی در سینما بیان کرد. این جلسه که در تئاتر رویال الکساندرا برگزار شد، نه تنها بر کارنامهی هنری او، بلکه بر چالشهای ساختاری هوليوود نیز متمرکز بود.
«السینور»: نامهی عاشقانهای به هنر بازیگری
فیلم «السینور» با کارگردانی سایمن استون، اسکات را در نقش ایان چارلزان، بازیگر اسکاتلندی مشهوری مینماید که در سال ۱۹۸۹، پس از ترک صحنه Даниل دی-لوئیس در اجرای «هملت» در تئاتر ملی لندن، فرصت طلایی زندگی خود را میبیند. نکتهی ظریف اینجاست: چارلزان در حال مبارزه با ایدز است و پزشکش (اولیویا کلمن) او را از استرس اجرای این نقش پرخطر محروم میدارد. اسکات، که خود در سال ۲۰۱۷ نقشی برجسته به عنوان هملت در لندن ایفا کرده، این پروژه را — نخستین تجربهی تولید فیلمش — «شگفتانگیزانه شخصی» خواند.
کلیتون دیویس، منتقد سینمای واراتی، این انتخاب بازیگر را «کاملترین کستینگ ممکن» توصیف کرده و پیشبینی میکند که اسکات میتواند نخستین مرد بازیگرِ آشکاراً گِی باشد که اسکار بهترین بازیگر مرد را به دست آورد. پیش از این، او برای نقشهای ریچارد رادرز در «بلو مون» و آدم در «ما غربتگان» نیز از طرف آکادمی نادیده گرفته شده بود.
از «پادری داغ» تا شکستن تابوها
وقعهی «پادری داغ» در فصل دوم «فلیبگ»، لحظهی تحولی در خودنمایی اسکات بود. او توضیح داد: «اگر در سناریو مینوشتند «پادری داغ»، میگفتم این مشکوک است. فقط «پادری» نامیده میشد و بعد اینترنت تسخیر کرد.» اما این پدیدهی اینترنتی، اثری عمیقتر داشت: تسکین بخشی از اضطرابهای درونی اسکات درباره پذیرش بازیگر گِی در نقش عاشق زن.
«حدس میزنم ترسی وجود داشت که نتوانم در آن نقشها بازی کنم. همه این را میگفتند» او اعتراف کرد. «اما من میدانستم، چون وقتی تئاتر میکردم، مردمِ منتظر در پشت صحنه، جنسیتشان را میدانستند و اصلاً مهم نبود.»
پاسخ به منتقدان: «این تنها پیشداوری است»
در پاسخ به کسانی که معتقدند بازیگران گِی نمیتوانند نقشهای مستقیم (مغایر) را با صداقت ایفا کنند، اسکات بیرحمانه صادقانه بود: «این فقط پیشداوری است. و ما به آن مردم کمک نخواهیم کرد، یا من قطعاً نخواهم کرد.» او با طعنهای تلخ افزود: «ما میرویم «بتمن» را ببینیم، و انگار ایده این است که مخاطب احمق است. ای خدای من! او خفاش نیست؟»
ریشههای یک بازیگر: از لالایی تا تئاتر ملی
مسیر اسکات به ستارگی، از یک اختلال گفتاری در کودکی آغاز شد. «وقتی بچه بودم، لالایی بسیار قوی داشتم و باید در هفت یا هشت سالگی به کلاسهای الفاظ و بیان میرفتم. یک بخش دراماتیک داشت که در آن میتوانستید در حضور بچههای دیگر ارتجال کنید.» اجرای شعر در مواجهه با مخاطب، «چیزی را که خاموش بود، تقویت نمود» در او.
تجربۀ نخستین سینماییاش در ۱۷ سالگی با فیلم «کره» در تیف ۱۹۹۵، درسهای جاودانهای به او آموخت. همبازیاش، دونال دونلی، با «اراده و مقام ولی با کرامت و احترام» با تیم رفتار میکرد — الگویی که اسکات تا امروز در پیش میگیرد.
هملت: المپیک خستهکنندهی بازیگری
در پایان جلسه، اسکات به چالش جسمی و روانی اجرای هملت پرداخت: «من میدانم چه کار المپیک، مطلقاً خستهکنندهای است [بازی هملت]. من ۱۵۰ بار انجامش دادم... ایده اینکه چارلزان این کار را در حالی که بدنورش در حال فروپاشی است، انجام دهد، شاهکاری از شجاعت است.»
نکته کلیدی:
«السینور» در فصل جوایز یکی از قویترین کاندیداها است و اگر اسکات اسکار را ببرد، نه تنها تاریخ میسازد، بلکه پیامی قدرتمند به صنعت میفرستد: استعداد، جنسیت و هویت جنسیتی را نمیشناسد.





