کریسی هایند، زنِ پشتِ یکی از قدرتمندترین آلبومهای آغازین تاریخ راک، سرانجام رضایت داد تا داستان گروه خود را در مستند رسمیای به نام «پريتندرز» از زبان کارگردان جاس کراولی روایت کند. این اثر که در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو (TIFF) رونمایی شد، پایان ده سال تعقیب کراولی و در عین حال تسویهحسابی درونی هایند با ماضیش است.
چرا بعد از ده سال هایند «بله» گفت؟
جاس کراولی بیش از یک دهه بود که در پی روایت داستان پريتندرز میگشت، اما درهای مدیریت هایند برای او باز نمیشد. «فقط مسئله زمان و مکان مناسب بود» میگوید کراولی. ملاقاتی که در سال ۲۰۲۳ برگزار شد، ناگهان همه چیز را تغییر داد. هایند در کمتر از یک هفته برای اولین مصاحبه حاضر شد، اما با شرائطی سختگیرانه: تمرکز بصری روی آرشیو، تمرکز روایی روی گروه، نه زندگی شخصی او، و قطعاً بدون زاویهی «زنان در راک».
انگیزه اصلی هایند، ترس از بیرون از کنترل بودن داستان بود. او فاش میکند که قبلاً تیمی دیگر بدون مجوز، مستندی در مورد گروه ساخته و به دوستان قدیمی او مراجعه کرده بود تا به عنوان مستند «رسمی» معرفی شود. «اگر یک بار اتفاق افتاده، دوباره هم میافتد» میگوید هایند. «یا تو میخواهی داستانات خارج شود، یا نمیخواهی. من نمیخواستم، اما اگر قرار است خارج شود، ترجیح میدهم بدانم که صادقانه است.»
هدیهای برای جیمی، قهرمان گیتار گمشده
لحظهی عاطفیترین مستند، پیش از پایان است که هایند میگوید: «این را برای جیمز هانیمن-اسکات کردم». گیتاریستِ پیشگام که در ۱۹۸۱ در اوج شکوفایی، در سن ۲۵ سالگی درگذشت. هایند با عصبانیت контроли شده توضیح میدهد: «برای من، یک گروه راک 전부 درباره گیتار برقی است. جیمی یکی از قهرمانان بزرگ گیتار بود. در لیستهای ۱۰۰ گیتارنواز برتر، هرگز نامش را نمیبینم. او فقط عاشق موسیقی و نواختن گیتار بود. حق او را نگرفتهاند، و چون اینجا نیست، من باید برای او این کار را بکنم.»
پارادوکس ستارهای که نمیخواهد دیده شود
هایند در مصاحبه با واریتی اعتراف میکند که خود مستند را نخواهد دید: «من آن را ندیدم، و احتمالا هم نخواهم دید. بسیاری از افراد دوست ندارند خودشان را ببینند یا صدای صحبت خودشان را بشنوند... من از قبل از آن گذشتهام.»
این جمله خلاصه فلسفهی زندگی است: «من دوست دارم در یک گروه باشم، فقط دوست ندارم دیده شوم. این یک مسئله واقعی است.» هایند نماد نسلی است که برای موسیقی بازی میکرد، نه برای شهرت. حتی در میگذرِ هفتادگی، او همچنان همان دختر بایکر آکرون، اوهایو است که در اواخر دهه ۱۹۷۰ به انگلستان رفت و در کلبهای لندنی، گرهی واقعی خود را یافت.
از بهترین آلبومهای تاریخ تا تداوم حال
آلبوم نخستین پريتندرز که در ژانویه ۱۹۸۰ منتشر شد، همچنان به عنوان یکی از بینظیرترین آغازینهای تاریخ راک شناخته میشود. مستند کراولی نه تنها پیشزمینهی آن را پوشش میدهد — هایند در آکرون، مهاجرتی به بریتانیا، شکلگیری ترکیب کلاسیک با:
- جیمی هانیمن-اسکات (گیتار)
- پیتر فارادون (بَس)
- مارتین چیمبرز (درف)
— بلکه سالهای پرتلاطم پس از آن را نیز تدوین میکند: شاهکارهای بعدی، اخراج اعضا، و مرگهای ناگهانی.
فیلم با این تماسک به روزگار حال میرسد، جایی که هایند همچنان با گیتار در دست، روی صحنه ایستاده و همان «موسیقیدان معمولی» باقی مانده که هرگز نخواست «خدای راک» باشد.
مستند «پريتندرز» تنها یک آرشیو موسیقیایی نیست؛ نمادین تصویری از وفاداری یک هنرمند به ریشههای خود، و دینی که به یاد یارِ گمشدهاش پرداخته است. در دنیایی که هر کسی میخواهد دیده شود، هایند انتخاب کرد تا برای یک بار، دیده شود تا دیگران — به ویژه جیمی — دیده شوند.





