پیت تاونشند عمری را در معرض دید عموم سپری کرده. از آرشیو فیلم‌های قدیمی تا جلد‌های خاطرات و بی‌شمار کتاب‌های تحلیلی، کمی از زوایای ذهن و حاشیه‌های زندگی او باقی مانده تا پنهان بماند. با این حال، هر بار که گویی تصویر کامل شده، لایه‌ای نو آشکار می‌شود که پرسش کهن هواداران را دوباره زنده می‌کند: «خوب، تو دقیقاً کی هستی؟»

پاسخ تازه‌ترین تلاش برای رسیدن به این هویت، در قالب مستند «پیت تاونشند: پشت چشمان آبی» (Pete Townshend: Behind Blue Eyes) در دورهٔ ۵۱ جشنواره فیلم تلیوراید روی پرده رفت. اکران جهانی این اثر، کارِ تیمی است که نام‌های آن در دنیای مستند‌سازی موسیقی نیازمند معرفی نیست: فرانک مارشال، ناایگل سنکلر و کاسی هارتمن. سه نفری که پیش از این روی اسطوره‌هایی چون بی‌جیز، بیچ‌بویز و فلتوود مک کار کرده‌اند و حالا قصد داشتند از معمار اصلی «تامی» و «کادروفری» بگویند.

وقتی «لایف‌هاوس» نقطه‌چینِ فیلم می‌شود

ریشه‌ی این پروژه به یک تصادف خوشایند برمی‌گردد. سنکلر، که در ۲۰۰۷ مستند «سفر شگفت‌انگیز: داستان هو» (Amazing Journey) را ساخته بود، ابتدا برای فیلمی متمرکز بر «لایف‌هاوس» (Lifehouse) — آن اپرای ناتمام و رؤیای کهنه‌ی تاونشند — مورد خطاب قرار گرفت. مارشال، که تا پیش از این «فанаوی عمری» هو نبود، به تیم پیوست و به سرعت متوجه شد که رؤیای تاونشند در دهه ۱۹۷۰، پیش‌بینی دقیقی از دنیای امروز بوده: ارتباط دوطرفه با مخاطب، بازخورد لحظه‌ای و حذف مرزهای صحنه و سالن.

فرانک مارشال و ناایگل سنکلر در جشنواره تلیوراید
فرانک مارشال و ناایگل سنکلر، سازندگان مستند در تلیوراید

مارشال در گفتگو با ووریتی (Variety) می‌گوید: «پدرم جک مارشال، گیتاریست جاز و تولیدکننده معروفی بود. من در خانواده‌ای گیتارمحور بزرگ شدم. در دهه ۷۰، من از پیت خوشم نمی‌آمد چون گیتارها را تخریب می‌کرد! اما الان می‌فهمم چرا. و خوشحالم که در این سفر همراهیشان شدم.»

مصاحبه‌ای در احاطه‌ی تاریخ

قلب تپنده‌ی فیلم، مصاحبه‌ی ماراتونی تاونشند است. هارتمن، که نقش تولیدکننده، نویسنده و مصاحبه‌کننده را بر عهده داشته، توصیف می‌کند: «حدود پنج سؤال پرسیدم، در طول هفت ساعت، در دو روز. او می‌دانست چه می‌خواهد بگوید. باز بود. شگفت‌انگیز بود.» این جلسه در استودیوی شخصی تاونشند، در میان ابزارهای الکترونیکی دوره «Who's Next» برگزار شده — فضایی که خود موزه‌ی زنده‌ای از تاریخ راک است.

سنکلر با اعتضا می‌افزاید: «او برای نگاه کردن با جدیت و خلأ (detached look) حاضر شده بود. بیشتر از هر کسی که تا به حال مصاحبه کرده‌ام، باز بود.»

متعادل‌سازی بین انسان و اسطوره

چالش اصلی تیم، پیدا کردن تعادل بین دو روایت موازی بود: زندگی‌نامه‌ی جامع تاونشند (تا جایی که در ۱۰۰ دقیقه جا می‌شود) و ماجرای «لایف‌هاوس». هارتمن توضیح می‌دهد: «برای اینکه مخاطب از لایف‌هاوس بپرسد، باید اول پیت را درک کند و بفهمد چرا این پروژه برای او آن‌قدر حیاتی بود. کل فرآیند فیلمسازی، تلاش برای یافتن این تعادل بود.»

پیت تاونشند در استودیو هنگام فیلمبرداری
پیت تاونشند در استودیوی شخصی، محوطه‌ی ابزارهای دوره Who's Next

فیلم برای مخاطب عام، دروازه ورود ایده‌آل به جهان هو عمل می‌کند؛ اما برای «هاردکورها» (Hardcore Fans)، ارزش در مواد آرشیوی دیده‌نشده و لحظه‌هایی است که تاونشند ماسک نمایشی را پایین می‌آورد و سوال‌های قدیمی را با صدایی متفاوت پاسخ می‌دهد.

شیمیتی شبیه تاونشند و دالتری

همکاری مارشال، سنکلر و هارتمن، یادآور دوِت‌های کلاسیک تاونشند و راجر دالتری است: مکمل، ذاتی و حاصل سال‌ها اعتماد. این کیمیا در تلیوراید حس می‌شد، جایی که مارشال سال‌هاست مستندهای موزیکال خود را برای اولین بار به نمایش می‌گذارد. توزیع‌کنندگان هم در همان ساعت‌ها که مخاطبان کوهستانی فیلم را می‌دیدند، دعوت به تماشای خصوصی شدند — استراتژی‌ای که نشان‌دهنده اعتماد تیم به محصول نهایی است.

فضای جشنواره تلیوراید
فضای جشنواره فیلم تلیوراید، میزبان اکران جهانی

تا لحظه‌ی انتشار این متن، توزیع‌کننده‌ی بین‌المللی برای «پشت چشمان آبی» اعلام نشده، اما استقبال تلیوراید، پیش‌بینی‌کننده‌ی مسیری است که این مستند در فصل جوایز و سینماهای هنری طی خواهد کرد. برای نسل نوینی که شاید فقط «بابل ریلی» (Baba O'Riley) را از سریال CSI می‌شناسد، این فیلم دروازه‌ست؛ برای نسل‌هایی که با وینیل‌های «هُو» بزرگ شده‌اند، فرصتِ نادرِ بازبینیِ معمارِ آوازها، با چشمانی که همچنان آبی و پر از پرسش‌اند.