جایزه «بهترین از شرق» جشنواره فیلم آسیایی نیویورک به دنیل وو رسید؛ جایزه‌ای که دوران بازگشت او به قلب دو بزرگترین فرانچایز سینمای هنگ کنگ را تاج‌گذاری کرد: «جنگ سرد ۱۹۹۴» و سری «غروب جنگجویان».

بازگشت به ریشه‌ها با «جنگ سرد ۱۹۹۴»

فیلم «جنگ سرد ۱۹۹۴» به عنوان سومین قسمت از این مجموعه، پیش‌درآمدی است که لانگمن لیانگ آن را نوشته و کارگردانی کرده و بیل کانگ و آیوی هو تهیه‌کنندگی آن را بر عهده داشته‌اند. داستان در روزهای منتهی به انتقال حاکمیت هنگ کنگ در سال 1997 روایت می‌شود. دو فیلم نخست این مجموعه که در سال‌های 2012 و 2016 اکران شدند، پرفروش‌ترین آثار سینمای هنگ کنگ در سال‌های خود بودند. در این نسخه جدید، وو در نقش پیتر چوی در برابر ام.بی. لی (با بازی ترنس لاو) قرار می‌گیرد؛ شخصیتی که پیش‌تر در «جنگ سرد 2» توسط چانگ کوا-چو در قالب یک شرور تمام‌عیار به تصویر کشیده شده بود.

دنیل وو معتقد است که هرگز آگاهانه از سینمای هنگ کنگ فاصله نگرفته است. همه‌گیری صرفاً برنامه‌ای را که به ریتم تناوب یک پروژه آمریکایی و یک پروژه آسیایی در سال تنظیم شده بود، کمی خلوت‌تر کرد. وقتی پیشنهاد «جنگ سرد» رسید، جذابیت خودِ تولید بود که او را به خودش کشاند.

او درباره دلیل بازگشتش می‌گوید: «کیفیت تولید، مقیاس کار و فیلمنامه جذاب بود.» وو همچنین به فرصت کار در کنار سه نسل از بازیگران هنگ کنگ اشاره می‌کند و ترنس لاو را به عنوان نماینده نسل جدید این صنعت برمی‌گزیند.

این فیلم روایتگر یک داستان پلیسی-قضایی است که در بستر وسیع‌تری از سیاست‌های منطقه‌ای شکل می‌گیرد و دولت استعماری بریتانیا، پلیس هنگ کنگ، یک خاندان قدرتمند تجاری و زیردنیای مجرمانه را در زمان انتقال حاکمیت این سرزمین دنبال می‌کند. وو که در زمان واقعی انتقال حاکمیت 22 ساله بود، معتقد است این فضا به تیم تولید اجازه داد تا به دوره‌ای از فساد و آشوب بپردازد که او آن را تجربه کرده بود اما تا به حال هرگز به طور کامل آن را درک نکرده بود.

صحنه‌ای از فیلم جنگ سرد 1994 با حضور دنیل وو

چالش ایفای نقش یک شرور در حال شکل‌گیری

ایفای نقش نسخه جوان‌تر شخصیتی که پیش‌تر به عنوان یک شرور تثبیت شده بود، چالشی متفاوت برای وو ایجاد کرد. او این نقش را اخلاقاً مبهم‌ترین کارِ بازیگری‌اش می‌داند، زیرا نیازمند ردیابی مسیر تبدیل شدن یک مرد عادی به یک «مغز متفکر شرور» از طریق یک سری انتخاب‌های نادرست و سازش‌کارانه بود، نه اینکه از همان ابتدا ذاتاً شرور باشد.

بازگشت به یک مجموعه فیلمبرداری در هنگ کنگ پس از چند سال دوری، برای وو کمتر شبیه به یک کار و بیشتر شبیه به یک گردهمایی خانوادگی بود. او به یاد می‌آورد که برای پرو لباسش می‌رسد و تقریباً همه را در اتاق می‌شناسد؛ این صمیمیت ناشی از صنعت کوچک هنگ کنگ است که در تولیدات آمریکایی آن را پیدا نمی‌کند، جایی که شانس دارد اگر یک یا دو نفر از اعضای یک گروه تولید را بشناسد. نشستن در صحنه فیلمبرداری با جعبه برنجش برای ناهار و خوردن «چار سیو فان» (برنج با گوشت خوک کبابی) در کنار افرادی که دهه‌ها با آن‌ها کار کرده بود، احساس گرمی را به او بازگرداند. وو اخلاق حرفه‌ای خاصی را به عوامل هنگ کنگ نسبت می‌دهد: «کارآمد، سریع و بدون حرف اضافه»؛ صراحتی که او آن را به نگرش گسترده‌تر هنگ کنگیِ «صرفاً انجام دادن کارها» مرتبط می‌داند.

غروب جنگجویان و شهر محصور کاولون

در طول تور مطبوعاتی «جنگ سرد ۱۹۹۴» در هنگ کنگ، وو کلاهی بر سر داشت که مشخص شد مدل موی جدیدش را برای نقشش در «غروب جنگجویان: فصل نهایی» پنهان می‌کرد. این فیلم دنباله‌ای است بر فیلم «غروب جنگجویان: محصور شده» به کارگردانی سوئی چینگ. فیلم سال 2024 که اقتباسی از رمان «شهر تاریکی» اثر یو یی و مانهوای هم‌نام اندی سِتو بود، به دومین موفقیت تجاری تاریخ هنگ کنگ تبدیل شد و جوایز فیلم هنگ کنگ را به خود اختصاص داد. در حالی که «محصور شده» در دهه 1980 جریان داشت، این قسمت جدید داستان را به سال 1993، سال تخریب شهر محصور کاولون می‌برد.

وو که معماری شهر محصور را در مدرسه خوانده بود، این فضا را فرصتی نادر برای ساخت یک فرانچایز اکشن جریان اصلی حول یک بخش منحصربه‌فرد از تاریخ شهری هنگ کنگ می‌داند. او هر دو پروژه را بخشی از تغییر گسترده‌تری در نحوه برخورد سینمای هنگ کنگ با گذشته خود می‌بیند. فیلمسازان اکنون از دهه 1990 — دهه‌ای که وو می‌گوید فیلمسازان در حین زندگی در آن «از روی آن عبور کردند» — به عنوان ماده اولیه برای تأمل استفاده می‌کنند، نه صرفاً یک پس‌زمینه تاریخی.

این تغییر در زمانی رخ می‌دهد که تولیدات هنگ کنگ می‌توانند از ابزارهای دیجیتال جدیدتر بهره ببرند و در عین حال به کارهای عملی و بدل‌کاریِ درون‌دوربینی تکیه کنند؛ همان چیزی که صنعت سینمای هنگ کنگ اعتبار خود را بر پایه آن بنا کرده است. وو به زمانی یاد می‌کند که بازیگران اجراکننده «خود را از بالای یک ساختمان به پایین پرتاب می‌کردند و آن را واقعاً جلوی دوربین می‌گرفتند.»