تئاتر ملی بریتانیا اجرای مرکبی با عنوان «الکترا/پرسونا» را به صحنه برده که سوفوکلس و اینگمار برگمان را روبه‌روی هم قرار می‌دهد. ویژگی کلیدی این تولید، ریشه در رابطهٔ نزدیک کارگردان و بازیگران و فضایی تجربی در اتاق تمرین دارد.

اطلاعات کلیدی

  • کارگردان: بندیکت اندروز
  • سالن: لیتلتون، تئاتر ملی لندن
  • مدت اجرا: 19 اوت تا 10 اکتبر
  • بازیگران اصلی: کیت بلانشت، نینا هوس؛ در جمع بازیگران الا لیلی هایلند حضور دارد

ترکیب دو اثر کلاسیک و شکل اجرایی

اندروز نمایش را در دو نیمه طراحی کرده: نیمهٔ اول اقتباسی از «الکترا»ی سوفوکلس و نیمهٔ دوم انطباقی آزاد از فیلم نمادین برگمان، «پرسونا». اجرا خشونتِ جسمانی و پرتنش تراژدی یونانی را با خلأ و اتمسفر روان‌شناختی برگمان در هم می‌آمیزد تا تضادی تند و در عین حال جذاب خلق کند.

بازیگران و جابه‌جاییِ نقش‌ها

کیت بلانشت و نینا هوس هر شب بین چهار نقش جابه‌جا می‌شوند: الکترا و کلیتمنسترا در نیمهٔ اول و آلما و الیزابت در نیمهٔ دوم. این جابه‌جایی، نه صرفاً یک انتخاب تکنیکی، بلکه بستر دراماتیکِ دوگانه و آینه‌وار ایجاد می‌کند؛ بازیگران به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که جنبه‌هایی از یکدیگر را بازتاب دهند و شخصیت‌ها همچون آیینه‌هایی متقابل عمل کنند.

کیت بلانشت و نینا هوس در تمرینات الکترا/پرسونا

دوستی به‌عنوان موتور خلاق

ایدهٔ این پروژه بیش از هر چیز از دوستی و همیاری در اتاق تمرین برآمده است. اندروز از لذتِ کشفِ متقابل بازیگران و اشتراک در آزمایش متن نام برد؛ سابقهٔ همکاری او با بلانشت در پروژه‌های پیشین، و تجربهٔ اخیر هوس با اندروز در تولید «باغ آلبالو» در دانمارک، زمینهٔ اعتماد لازم را فراهم کرده است.

چرا برگمان و سوفوکلس؟

برای اندروز، برگمان نقطهٔ اتصال میان تئاتر و سینماست؛ او هم مدیر تئاتر بود و هم فیلم‌ساز. فضای خلأ‌مانندِ «پرسونا» که اجرای صحنه‌ای آن دشوار است، در برابر خشونتِ تراژدی یونانی قرار می‌گیرد و همین تضاد، انرژیِ اجرایی و کشمکشِ دراماتیک می‌سازد که تیم را به سمت این ترکیب سوق داد.

ماسک، هویت و «اندوه‌نمایی»

بحث دربارهٔ ماسک و برداشتنِ آن یکی از محوری‌ترین مباحث تمرین‌ها بود. بلانشت به ریشهٔ واژهٔ پرسونا اشاره کرد و تأکید نمود که پرسونا همزمان عملِ آشکارسازی و پنهان‌سازی را پیش می‌کشد. او نقش‌ها را همچون وجوه یک روح واحد دید و رقابتِ دو زن را نوعی «اندوه‌نمایی» توصیف کرد؛ هر شخصیت بار اندوهی اختصاصی دارد و تقابل آن‌ها معنا و لایه‌های تازه‌ای به اجرا می‌بخشد.

نامهٔ مرکزی و دینامیک قدرت

صحنهٔ نامهٔ بازشده در «پرسونا» از جمله نقاط بحث بود: الیزابت با گذاشتن نامه و آلما با خواندن آن، توازنِ قدرت میانِ دو زن دگرگون می‌شود. بلانشت و هوس برداشت‌های متفاوتی ارائه دادند؛ یکی بر هم‌زمان دانستن و ندانستن و گرایش به پنهان‌شدن و آشکارشدن تأکید داشت و دیگری آن کنش را بیشتر کنجکاوانه و تغییر‌دهندهٔ توازنِ قدرت توصیف کرد.

پروسهٔ اجرا و مراقبت از سلامت روانی

در مواجهه با محتواهای سنگین، پرسش از چگونگی حفظِ سلامت روانی مطرح شد. هر دو بازیگر بر حمایت متقابل و اعتماد حرفه‌ای تأکید کردند و اندروز هم خاطرنشان کرد که اتاق تمرین باید محلی برای جست‌وجو و آزمایش باشد، نه اِعمالِ ایده‌ای صرفاً تحمیلی از بالا.

تولید، مجوزها و نشست‌ها

این تولید با مجوز Music Theatre International و به نمایندگی از بنیاد اینگمار برگمان روی صحنه رفته است. پیش از اجرا نشست گفت‌وگو در BFI Southbank برگزار شد که همراه با نمایش نسخهٔ بازسازی‌شدهٔ 35 میلی‌متری «پرسونا» برگزار گردید.

چشم‌انداز

«الکترا/پرسونا» تلاقیِ دو منبع قدرتمند را به مخاطب عرضه می‌کند؛ ترکیبِ تراژدیِ یونانی با فضای روان‌شناسانهٔ برگمان و جابه‌جایی شبانهٔ نقش‌ها پرسش‌های تازه‌ای دربارهٔ هویت، نمایش و حقیقت مطرح می‌سازد—دلایلی که تماشاگران را به سالن لیتلتون می‌کشاند.