الین برستین، ستاره‌ای که نامش در کنار برندگان اسکار، تونی و ایمی درخشان می‌شود، در کنفرانس خبری فیلم «جایگاه برای بودن» (Place to Be) در فستیوال فیلم ونز، اعترافی شگفت‌انگیز کرد: «در سی‌سالگی مطمئن بودم کارم تا ۴۰ سالگی تمام می‌شود. این که الان ۹۳ ساله‌ام و همچنان در جلوی دوربین می‌ایستم، نوعی معجزه است که به زندگی‌ام جذب شده‌ام.»

«جایگاه برای بودن»: عاشقانه‌ای به کبوترها

فیلم جدید کورنل موندروچو، برستین را در نقش بروک، زنِ مسنی دو‌کاراکتر، و تایکا وایتیتی در نقش مردی منفصل‌شده و مغرور، در کنار هم قرار می‌دهد. داستان از نیویورک تا شیکاگو می‌چرخد، فقط برای بازگرداندن یک کبوتر دو به صاحبان. موندروچو توضیح می‌دهد: «کبوترها بازندگان تاریخ‌اند. در جنگ‌ها پیامبر عشق بودند، الان کبوترهای شهر شده‌اند. می‌خواستم نگاه مخاطب به آن‌ها تغییر کند.»

وایتیتی با خنده می‌افزاید: «کبوترها خیلی مدفوع می‌کنند، هر دقیقه! فیزیولوژیکاً با آن‌ها کاری هست.» تیم تولید حتی فکر پمپرس برای ۳۰ کبوتر را هم کرده بودند، اما به دلیل دشواری برداشتن آن‌ها در افکت‌های بصری و طبیعتاً انگیزه کمتر، از این کار صرف‌نظر کردند.

تایکا وایتیتی و الین برستین در کنفرانس خبری فیلم جایگاه برای بودن در فستیوال ونز
تایکا وایتیتی همراهی برستین را در کنفرانس خبری به عهده گرفت

پاملا اندرسون: بازگشتِ درخشان به سینمای جدی

نقش دختر برستین به پاملا اندرسون سپرده شده، بازیگری که با «بایواتچ» شهرت یافت و اکنون در اوج بازگشت شغلی است. از برادوی و «شیکاگو» تا «آخرین شوگیرل» جیا کوپولا و حالا این فیلم. برستین صادقانه می‌گوید: «اولش شوک زدم، اما وقتی ملاقاتش کردم گفتم: آره، قطعاً می‌تواند دختر من باشد. بلافاصله محبت برام جوشید.»

شیر طلایی تراز حیات: تشویق ایستاده و اشکِ خوشحالی

برستین در همین فستیوال دو فیلم داشت: «جایگاه برای بودن» و کوتاه «تأثیر گوشت» از مگی جیلنهال. اما لحظه اوج، دریافت شیر طلایی تراز حیات بود. در مراسم تقدیر، اسطوره سینما در اشک فرو ریخت: «برنده شدن اسکار، تونی یا ایمی چیز دیگری است، اما این... این خیلی زیاد است.» سالن با تشویق ایستاده پاسخ داد.

برستین که اخیراً با واکر به کنفرانس آمد (خاطرِ یک سقوط)، نشان داد عشق به هنر هیچ سنی نمی‌شناسد. موندروچو نقش را برایش نوشت، وایتیتی دستِ یاری او شد، و ونز ایستاد تا برای ۹۳ سالِ هنرِ بی‌وقفه تشویق کند. معجزه واقعی، همان لحظه‌هاست که برستین با خنده می‌گوید: «من کاملا شگفت‌زده‌ام، و در عین حال عمیقاً سپاسگزارم.»