خدایان در حماسه هومر غالباً به حاشیه رانده میشوند و تنها در گفتوگوهای شخصیتها حضورشان حس میشود؛ اما حداقل در یکی از پروژههای سینمایی این روزها، «هادس» فرصت پیدا میکند تا به طور مستقیم وارد میدان شود و تقابل انسانها و جاودانگان را به تصویر بکشد. فیلم «هدستاون: موزیکال» (Hadestown: The Musical) که اقتباسی مستقیم از یکی از تحسینشدهترین و پرفروشترین نمایشهای برادوی در دهه گذشته است، این بار جهان اسطورهای خود را به پرده سینما آورده است.
پیشبینی میشود این اقتباس سینمایی در آخر هفته افتتاحیه خود در گیشه ایالات متحده به فروشی حدود 9 میلیون دلار دست یابد. این رقم، عنوان دومین的事件 از نظر فروش برای یک ثبت مستقیم صحنهای را پس از اکران سینمایی فیلم همیلتون برای این اثر رقم میزند. موفقیت «هدستاون» ثابت میکند که تراژدیهای موزیکال میتوانند به عنوان یک گزینه جذاب و متفاوت در تقویم سینمایی تابستانی عمل کنند.
اپرای فولکی که جوانان را مجذوب خود کرد
این اثرCertainly خروجی معمولی برادوی نیست. آندره رابین د شیلدز که برای ایفای نقش خدای هرمس در سال 2020 برنده جایزه تونی شد، «هدستاون» را یک «اپرای فولک» مینامد. داستان این نمایش بازآفرینی افسانه باستانی اورفئوس و اوریدیس است؛ روایتی که با استانداردهای موزیکالهای مدرن کمی اسرارآمیز به نظر میرسد، بهویژه وقتی موسیقی متن کاملاً آوازی و خاصِ آنائیس میچل موسیقیدان سبک آمریکا به آن افزوده میشود.
با وجود این تم غیرتجاری، «هدستاون» پایگاهی از طرفداران پرشور دارد که در شدت تعصب به اندازه هواداران «همیلتون» هستند. ورود این اقتباس به سینماها بیشمار تازهواردها را به دنیای زیرین خود کشانده و طرفداران قدیمی نیز برای تماشای مکرر آن به سالنها سرازیر شدهاند.

همکاری کارگردان صحنه و سینما برای خلق یک تجربه ماندگار
در آستانه اکران فیلم، مجله ورایتی با میچل، برت سولیوان (کارگردان فیلم) و چهار تن از بازیگران اصلی برادوی که برای این پروژه دوباره دور هم جمع شده بودند، گفتوگو کرد. آنها درباره جایگاه ماندگار این اثر در فرهنگ آمریکایی و راز موفقیت اقتباس سینماییاش صحبت کردند.
میچل درباره کارگردانی سولیوان توضیح میدهد: «در این فیلم، همکاری زیبایی بین ریچل چاوکین (کارگردان صحنه) و برت از کمپانی استییم موشن شکل گرفت. آنها کار دقیقی روی تدوین و نحوه روایت داستان انجام دادند. به لطف کلوزآپها، دسترسی احساسی عمیقی به شخصیتها پیدا میکنید؛ چیزهایی مثل قطره اشکی که روی گونه میچکد یا لرزش لبها را میبینید که از میان جمعیت تماشاچیان قابل رؤیت نیست. اما در عین حال، هرگز از یاد نمیبرید که با یک نمایش صحنهای روبهرو هستید، چون شاتهایی وجود دارند که صحنه و تئاتر زیبای لیریک در وستاند لندن را در کنار تماشاچیان به تصویر میکشند.»

سولیوان در کارگردانی خود اعتماد به نفس بالایی از خود نشان داده است؛ او از ترکیب نماهای دوردست تماشاچیان شورانگیز طفره نمیرود، اما مرکز ثقل خود را بر روی رخدادهای صحنه نگه میدارد تا تجربهای نزدیک به یک موزیکال اصیل سینمایی خلق کند، نه صرفاً یک ثبت مستقیم ساده.
بازیگران اصلی برادوی کمربندها را برای سینما بستند
پنج بازیگر اصلی برادوی شامل امبر گری در نقش پرسفونه، پنج هفته پیش از آغاز فیلمبرداری به تولید وستاند پیوستند. عملیات تصویربرداری در حضور سه جمعیت زنده در یک شب جمعه، عصر و شب شنبه انجام شد. علاوه بر این، از برخی قطعات موسیقایی بدون حضور تماشاچیان نیز کلوزآپهایی ثبت شد تا دوربینها بتوانند زاویههایی را ضبط کنند که با حضور افراد بلیتخر اخلال ایجاد میکرد.

ریو کارنی که نقش اورفئوس را بازی میکند، درباره سختی این پروژه میگوید: «تماشای فیلم نشان میدهد تیم خلاقیت چه عشق عمیقی به این اثر دارد. برنامهریزی پشت این پروژه واقعاً کاری هرکولیوار بود. برای هر شاتی که در فیلم میبینید، ما فقط یک تِیک فرصت داشتیم. در زمان اجراهای جمعه و شنبه، هر بار چهار تا شش دوربین بهطور همزمان در حال فیلمبرداری بودند و برای هر اجرا، جای دوربینها به بخشهای کاملاً متفاوتی از تئاتر منتقل میشد.»
چینش دقیق و از پیش برنامهریزیشده دوربینها باعث شد ترکیب نهایی زوایا، تصویری بسیار سینمایی به دست دهد؛ چنانکه انگار پروژه با 30 دوربین همزمان فیلمبرداری شده است. این تکنیک به مخاطب اجازه میدهد تا با جزئیاتی بینظیر و بیسابقه از تئاتر زنده لذت ببرد و به خردهبازیهای لحن و چهره بازیگرانی دقت کند که تا پیش از این فقط صاحبان صندلیهای جلوی سالن امکان درکشان را داشتند.

تجربه «هدستاون» روی پرده سینما پلی است میان میراث تئاتر کلاسیک و رسانههای مدرن视听. این اثر نشان میدهد وقتی به روایات جهانشمول و ساختار صحنهای پخته، چشمانداز دقیق سینمایی اعمال شود، حاصل چیزی فراتر از یک کنسرت ثبتشده خواهد بود؛ روایتی که برای نسلی از مخاطبان که هرگز پای تئاتر نرفتهاند، قابلیت درک و تماشای مکرر پیدا میکند.





