ساخت فیلم «کارمندان ۲» (Clerks II) در نگاه اول یک اشتباه محض به نظر میرسید. دنبالهای برای یک فیلم کالت دهه نودی که با بودجهای تقریباً صفر ساخته شد و خود داستان تولیدش به اندازه خود فیلم افسانهای شده بود. فیلمی که به نسلی از فیلمسازان جوان ثابت کرد هر کسی میتواند دوربین بردارد و فیلمش را روی پرده سینما ببیند. وقتی صحبت از ساختن دنبالهای برای چنین اثری شد، خیلیها آن را یک توهین به حساب میآوردند و حتی یکی از بازیگران اصلی هم حاضر نبود وجود چنین دنبالهای را توجیه کند. اما «کارمندان ۲» اثری شد که نهتنها انتظارات را ناامید نکرد، بلکه امروز و پس از گذشت نزدیک به دو دهه، بهعنوان یکی از بهترین دنبالههای تاریخ سینما و آخرین فیلم واقعاً عالی کوین اسمیت شناخته میشود.
کوین اسمیت با «کارمندان ۲» یکی از اولین نمونههای «دنبالههای میراثی» (Legacy Sequel) را ساخت؛ مفهومی که بعدها با آثاری مثل «راکی بالبوآ» یا «بلید رانر ۲۰۴۹» به اوج رسید. درست است که «روانی ۲» و «رنگ پول» پیش از این فیلم ساخته شده بودند، اما «کارمندان ۲» با چند ماه اختلاف از «راکی بالبوآ» جلو زد تا طلایهدار موجی شود که تا امروز هم ادامه دارد. موفقیت این فیلم در نحوه برخورد هوشمندانهاش با شخصیتها و نشان دادن پیری و بلوغ آنهاست؛ کیفیتی که در اکثر دنبالههای جدید، بهویژه دیگر آثار خود اسمیت مثل «کارمندان ۳»، به چشم نمیخورد.
داستان ده سال بعد در دنیای موبیها

داستان «کارمندان ۲» ده سال پس از فیلم اول روایت میشود. فروشگاه کوئیکاستاپ در آتش سوخته و دانته (برایان اوهالوران) و رندال (جف اندرسون) حالا در یک رستوران فستفود زنجیرهای به اسم «موبی» کار میکنند. بکی (روزاریو داوسون) مدیر باهوش و خوشبرخورد آنهاست و الیاس (ترور فهرمن) هم نوجوان مذهبی و سادهلوحی است که به آنها ملحق شده. جی و سایلنت باب هم طبق معمول در محوطه پارکینگ پرسه میزنند و نقشههای احمقانه میکشند. فیلم آخرین روز کاری دانته را روایت میکند؛ روزی که قصد دارد با نامزدش اما به فلوریدا نقل مکان کند و زندگی تازهای شروع کند. اما رندال که نمیخواهد تنها بماند، در تلاش است تا این جدایی را به هر شکلی به تأخیر بیندازد.
چرا «کارمندان ۲» از تله نوستالژی فرار کرد
ارتباط عاطفی با «کارمندان ۲» به طرز شگفتآوری «ارگانیک» است و نه «تحمیلی». برخلاف «جی و سایلنت باب: راهاندازی مجدد» و «کارمندان ۳» که سرشار از ارجاعهای بیمزه به گذشته و خدمات طرفداری بودند، «کارمندان ۲» خویشتنداری مثالزدنی از خود نشان میدهد. این فیلم تقریباً تا لحظات پایانی از یادآوری مستقیم فیلم اول خودداری میکند و مثل یک اثر مستقل پیش میرود.
اوج هوشمندی فیلم در سکانس پایانی رخ میدهد، زمانی که همه شخصیتها دوباره به فروشگاه سوخته کوئیکاستاپ برمیگردند و ناگهان همه چیز سیاه و سفید میشود. لحظهای که والت فلانگان به عنوان مشتری برای خرید یک پاکت سیگار ظاهر میشود و جمله کلاسیک «میدونی چیه؟ تو اصلاً قرار نبود امروز اینجا باشی» را میشنویم. مادر کوین اسمیت هم دوباره در نقش شیرفروش گالنها شیر خالی میکند. این نوستالژیها چون تا قبل از آن خبری ازشان نبود، بهشدت تأثیرگذار و «به دست آمده» به نظر میرسند؛ درست برعکس چیزی که در اکثر دنبالههای میراثی شاهد هستیم.
بلوغ شخصیتها، نه تکرار مکررات

یکی از بزرگترین نقدهایی که به آثار بعدی کوین اسمیت وارد است، ایستایی شخصیتهاست. جی و سایلنت باب در «راهاندازی مجدد» دقیقاً همان آدمهای سی سال قبل هستند و این برای مخاطب آزاردهنده است. اما در «کارمندان ۲» میبینیم که دانته و رندال هرچند در ظاهر همان موقعیت قبلی را دارند، اما به میانسالی نزدیک میشوند و همین روی رفتار و تصمیماتشان تأثیر عمیقی میگذارد. اینکه آنها بعد از ده سال هنوز در یک رستوران فستفود کار میکنند نه برای خنده، بلکه مایه تأسف و همذاتپنداری است.
اوج این بلوغ در سکانس بحث در سلول زندان رخ میدهد؛ جایی که رندال برای اولین بار ضعف و ترسش را بروز میدهد. این صحنه که یکی از بهترین لحظات کارنامه کوین اسمیت محسوب میشود، نشان میدهد چطور میتوان از دل موقعیتهای کمدی و مسخره، درامی تأثیرگذار بیرون کشید.
کوین اسمیت در بحران میدرخشد
اگر به تاریخ فیلمسازی کوین اسمیت نگاه کنید، متوجه میشوید که او همیشه در شرایط سخت بهترین آثارش را ساخته. «کارمندان» اول یک شرطبندی دیوانهوار روی خودش بود. «تعقیب اِمی» را ساخت تا ثابت کند موفقیت اولیه تصادفی نبوده. «داگما» او را با جنجالهای مذهبی و تهدید به مرگ مواجه کرد. اما وقتی راحت طلبید، آثاری مثل «مالراتس» و «خیابان رقص» را تحویل داد که عملاً فراموش شدهاند. «کارمندان ۲» در شرایطی ساخته شد که اسمیت برای اثبات دوباره خودش تحت فشار بود و نتیجه آن بهترین فیلم او در دو دهه اخیر است.

اگر به تاریخ فیلمسازی کوین اسمیت نگاه کنید، متوجه میشوید که او همیشه در شرایط سخت بهترین آثارش را ساخته. «کارمندان» اول یک شرطبندی دیوانهوار روی خودش بود. «تعقیب اِمی» را ساخت تا ثابت کند موفقیت اولیه تصادفی نبوده. «داگما» او را با جنجالهای مذهبی و تهدید به مرگ مواجه کرد. اما وقتی راحت طلبید، آثاری مثل «مالراتس» و «خیابان رقص» را تحویل داد که عملاً فراموش شدهاند. «کارمندان ۲» در شرایطی ساخته شد که اسمیت برای اثبات دوباره خودش تحت فشار بود و نتیجه آن بهترین فیلم او در دو دهه اخیر است.
«کارمندان ۲» یک کمدی شیرین است که درباره پیری، دوستی و ترس از تغییر حرف میزند؛ بدون اینکه بخواهد شبیه فیلمی که از آن آمده باشد. شاید این دقیقاً همان دلیلی باشد که بیست سال بعد هنوز دربارهاش حرف میزنیم





