لویز کارلوس بارتو، یکی از نیروهای محرک جنبش سینما نووو در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، روز چهارشنبه ۲۲ ژوئیه در سن ۹۸ سالگی در ریودوژانیرو درگذشت. لوئیس ایناسیو لولا دا سیلوا، رئیسجمهور برزیل، در واکنش به این رویداد سه روز عزای عمومی را به افتخار او اعلام کرد و دستور داد پرچم ملی را در این مدت نیمهافراشته کنند. این اقدام، گواهی روشن از احترام عمیقی است که بارتو در زادگاهش و فراتر از مرزهای آن از آن برخوردار بود.
وضعیت سلامتی بارتو از مارس ۲۰۲۴ و پس از یک سانحه سقوط شکننده شده بود و رسانهها سینهپهلو را علت رسمی مرگ او اعلام کردند.
بارتو با حرفهای که شش دهه را در بر میگرفت، به عنوان یکی از مهمترین چهرهها در تاریخ سینمای برزیل شناخته میشود. او در بیش از ۸۰ تولید سینمایی نقش داشت و با جنبش آوانگارد سینما نووو ارتباط تنگاتنگی داشت؛ جنبشی که در دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ جشنواره کن و فراتر از آن را تکان داد و در نگاه چهرههای برجسته موج نو فرانسه، آیندهای را برای سینما رقم زد.
آغاز مسیر هنری
بارتو در سال ۱۹۲۸ در ایالت شمالشرقی سئارا به دنیا آمد. او در سال ۱۹۴۷ در سن ۱۹ سالگی به ریودوژانیرو نقل مکان کرد و به عنوان عکاس برای مجله خبری مهم «او کروزِیرو» کار کرد. در یک مصاحبه در سال ۱۹۵۲، با لوسی ویللا آشنا شد که در آن زمان ملکه زیبایی ایالت گوییاس و پیانیست برجستهای بود. این دو سال بعد ازدواج کردند و تا پایان عمر شریک زندگی یکدیگر شدند، از جمله در تولید فیلم.
در ادامه فعالیتش به عنوان عکاس در سال ۱۹۶۱، بارتو در باهیا از فیلمبرداری «بارراونتو»، نخستین فیلم بلند گلاوبر روچا که بعدها به چهره پیشرو سینما نووو تبدیل شد، دیدن کرد. روچا بارتو را تشویق کرد تا با نخستین تجربه خود به عنوان فیلمنامهنویس و تهیهکننده مشترک در فیلم «حمله به قطار پرداختکننده» (۱۹۶۲) اثر روبتو فاریاس ظاهر شود. پس از آن، به عنوان مدیر فیلمبرداری در فیلم کلاسیک «زندگیهای خشک» (۱۹۶۳) اثر نلسون پیریرا دوس سانتوس کار کرد.
تأسیس پرچمدار سینمای برزیل
بارتو در سال ۱۹۶۳ شرکت «ال. سی. بارتو پرودوسوئس سینماتوگرافیکاس» را تأسیس کرد که قدیمیترین شرکت تولید فیلم در برزیل به شمار میرود. او همراه با لوسی بارتو بیش از ۸۰ فیلم بلند ساخت که شامل بسیاری از شاهکارهای سینما نووو میشود، از جمله:
- «گارینچا: شادی مردم» (۱۹۶۳) اثر ژواکیم پدرو دی آندرادی
- «ساعت و نوبت آگوستو ماتراگا» (۱۹۶۵) اثر روبتو سانتوس
- «کشیش و دختر» (۱۹۶۶) اثر ژواکیم پدرو دی آندرادی
- «زمین در مستی» (۱۹۶۷) و «آنتونیو داس مورتیس» (۱۹۶۹) اثر گلاوبر روچا
- «فرانسوی کوچولوی من چقدر خوشمزه بود» (۱۹۷۱) اثر نلسون پیریرا دوس سانتوس
با فروپاشی سینما نوووی برزیل زیر فشار دیکتاتوری نظامی، ال. سی. بارتو همچنان موفق به ساخت فیلمهایی بود، از جمله «خداحافظ برزیل» (۱۹۷۹) اثر کاکا دیگوئیس که از رقبای اصلی مسابقه جشنواره کن بود، و «خاطرات زندان» (۱۹۸۴) اثر نلسون پیریرا دوس سانتوس.
میراث سینمایی در خانواده
سه فرزند لویز کارلوس و لوسی بارتو، عشق به سینما را به ارث بردند. برونو بارتو کارگردان برجستهای است با فیلمهایی مانند کلاسیک «دونا فلور و دو شوهرش» (۱۹۷۶)، یکی از پرفروشترین فیلمهای برزیل، و «چهار روز در سپتامبر» (۱۹۹۷) که در آن زمان برای جایزه اسکار بهترین فیلم خارجیزبان نامزد شد. او همچنین در هالیوود نیز فعالیت داشت. فابیو بارتو که در سال ۲۰۱۹ درگذشت، کارگردان فیلم «کواتریلیو» (۱۹۹۵) که برای اسکار بهترین فیلم خارجیزبان نامزد شد، و «لولا، پسر برزیل» (۲۰۰۹) بود. پائولا بارتو، تهیهکننده، اکنون به عنوان مدیرعامل شرکت ال. سی. بارتو فعالیت میکند که همچنان یکی از شرکتهای پیشرو در تولید فیلم در برزیل است.
پائولا بارتو درباره میراث پدرش گفت: «بزرگترین میراثی که پدرم از خود به جای میگذارد، شخصیتی بود که داشت. او همیشه میگفت: حزب من حزب سینمای برزیل است. او همیشه برای حمایت از سینمای برزیل، راههای گفتگو را باز نگه میداشت.»
او افزود: «وقتی فیلم 'دونا فلور' توسط سانسورچیها در دوران دیکتاتوری برزیل تکهتکه میشد، او سوار هواپیما شد، یک هفته در برازیلیا ماند و همسر و دختر ارنستو گایزل، دیکتاتور وقت، را متقاعد کرد تا فیلم را ببینند و از آن دفاع کنند.»
لولا در پستی در شبکههای اجتماعی به اهمیت بارتو برای فرهنگ برزیل اشاره کرد و در ادامه نوشت: «سینمای برزیل بسیار مدیون لویز کارلوس بارتو است که روز چهارشنبه از ما رفت. عشق او به برزیل، استعدادش و از همه مهمتر روح بیقرارش، او را در ۵۰ سال گذشته به مهمترین تهیهکننده سینمای برزیل تبدیل کرد.»
بازماندگان لویز کارلوس بارتو عبارتاند از: همسرش لوسی بارتو، فرزندانش پائولا و برونو، و نه نوه.





