بیش از هفت دهه از آخرین باری میگذرد که هالیوود جرات کرد سراغ اقتباسی مستقیم از «ادیسه» هومر برود؛ فاصلهای حیرتانگیز با توجه به جایگاه این اثر بهعنوان الگوی تمام سفرهای قهرمانی. شاید سنگینی این متن کهن و ترس از هتک حرمتش، تهیهکنندگان را تا امروز عقب نگه داشته. حالا کریستوفر نولان، بلندپروازترین و سنتگراترین کارگردان عصر ما، پا به میدان گذاشته تا ثابت کند این هیولا را میشود رام کرد. فیلم «ادیسه» یک غول تمامعرضه است؛ سه ساعتی که هر چند دقیقه یک بار با یک سکانس باشکوه تماشاگر را میخکوب میکند.
نولان دست به دامان همان بازیهای زمانی پیچیدهای شده که از او چهرهای منحصربهفرد ساخته. خط داستانی «ادیسه» آنقدر در هم میپیچد که گاهی تماشاگرِ عادی حس میکند سوار بر کشتی اودیسئوس در دریای آشوبزده تاریخ سرگردان شده. این ساختار غیرخطی هرچند ذهن را مشغول میکند، اما گاه از عمق احساسی داستان میکاهد.
در این میان مت دیمون در نقش اودیسئوس، یک قهرمان خسته و شکستخورده را به تصویر میکشد که با چهرهای غمگین و هیکلی ورزیده، همدردی تماشاگر را برمیانگیزد. انتخاب او که نماد «مرد معمولی» سینمای مدرن است، به شخصیت افسانهای وزنی تازه و انسانی میبخشد. در مقابل، آن هاتاوی در نقش پنهلوپه با ظرافت و شکیبایی، منتظر بازگشت شوهرش مانده است. اما شاید بهترین بازی را جان لگوئیزامو در نقش خدمتکار وفادار و نابینای اودیسئوس ارائه دهد؛ شخصیتی که حسرتش برای اربابش از هر دیالوگ عاشقانهای بلندتر است.

اگر نولان در به تصویر کشیدن هیجانهای بصری و سکانسهای نبرد حماسی موفق ظاهر شده، در ایجاد پیوند عاطفی عمیق با تماشاگر چندان کامروا نیست. چشمها و گوشها سیراب از شکوهی سینمایی میشوند، اما خیلی وقتها قلب در جای خود میماند. شاید این سردی، محصول رویکرد ساختارشکنانه نولان به زمان باشد که مدام تماشاگر را از غرق شدن کامل در لحظه بازمیدارد.
«ادیسه» بیش از آنکه روایتی از بازگشت باشد، نمایشی است از موانع بیرحمانهای که بر سر راه یک مرد قرار میگیرد. اوج هنر نولان در همان لحظاتی است که اودیسئوس در برابر خشم پوزئیدون، فریب سیرنها و وسوسههای کالیپسو تاب میآورد. اما وقتی نوبت به بازگشت به خانه و وصال با خانواده میرسد، دوربین نولان انگار نمیداند چگونه لطافت را ثبت کند.
با تمام این حرفها، «ادیسه» اثری است که تا سالها دربارهاش صحبت خواهد شد. نه بهخاطر قصهای که میگوید، بلکه بهخاطر شیوهای که بازگو میکند. نولان یک بار دیگر ثابت کرده سینما برای او اقیانوسی از احتمالات است؛ هرچند هنوز در شنا در اعماق احساسی آن کمی سرد است.





