کارنامه درخشان نولان و ثبات در میان تنوع

کریستوفر نولان یکی از چشمگیرترین کارنامه‌های کارگردانی در هالیوود مدرن را ساخته است. او با امتناع از تکرار سبک‌های گذشته و حفظ هویت منحصربه‌فرد خود در فیلمسازی، مجموعه‌ای گسترده از آثار را خلق کرده است که از معماهای نوآر و ابرقهرمانی‌های پرفروش بگیر تا علمی-تخیلی و درام تاریخی را شامل می‌شود. حالا با اکران «اودیس»، او قدم به عرصه حماسه اسطوره‌ای می‌گذارد. با این حال، در میان 13 فیلم به ظاهر متفاوت نولان، رشته‌هایی از ایده‌های ثابت به چشم می‌خورد.

علاقه‌مندی نولان به مفاهیمی چون زمان، هویت، وسواس، گناه و فداکاری در تقریباً تمام آثارش نمایان است. «میان‌ستاره‌ای» بر سفر طولانی به خانه و هزینه عاطفی غیبت تمرکز دارد، «پرستیژ» حول محور وسواس می‌چرخد و سه‌گانه «شوالیه تاریکی» به معنای قهرمان بودن می‌پردازد.

اقتباسی غیرمنتظره یا ادامه مسیر منطقی

اقتباس از «اودیس» در نگاه اول ممکن است انتخاب عجیبی برای کارگردانی به نظر برسد که همواره روی واقع‌گرایی در فیلم‌هایش پافشاری کرده است. حتی آثار پر از خیال‌پردازی او مانند «تلقین» و «نظم» نیز از نظر مفهومی ریشه در واقعیت دارند. با این حال، نولان در «اودیس» از عناصر فانتزی استقبال می‌کند. این تصمیم، به جای رد کردن آثار قبلی، بر پایه تجربیات همه فیلم‌هایی که تا کنون ساخته بنا شده است.

مضامینی که نولان به این حماسه تزریق می‌کند، همان عناصری هستند که به موفقیت عظیم فیلم، چه از نظر مالی و چه انتقادی، منجر شده‌اند. این موفقیت علی‌رغم کمپین‌هایی که علیه فیلم شکل گرفت و آن را «بیدارگر» (Woke) می‌خواند، محقق شد. نولان در میان این سر و صداها مصمم بود فیلمی را که در ذهن داشت بسازد و آن را با آموخته‌هایش در طول مسیر بیامیزد.

صحنه‌ای از فیلم اودیس به کارگردانی کریستوفر نولان

انسان‌هایی در شرایط استثنایی؛ ویژگی مشترک قهرمانان نولان

داستان‌های کریستوفر نولان عمدتاً درباره افرادی است که در شرایطی قرار می‌گیرند که پتانسیل ویران کردن زندگی‌شان را دارند و همان نقاط قوت تعیین‌کننده‌شان تهدید می‌کند که به بزرگترین ضعف‌شان تبدیل شوند. غرور و تعقیب دانش در شخصیت اوپنهایمر به نفرین او تبدیل می‌شود؛ خلقی که در دستان نابجا می‌تواند به پایان بشریت منجر کند. تمایل بروس وین به محافظت از دیگران، در حالی که به عنوان بتمن با جنایت مبارزه می‌کند، زندگی آشنایش را به خطر می‌اندازد. دام کاب در «تلقین» با گذشته و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) خود درگیر است و همین امر او را به زوال می‌کشاند.

اودیسئوس که توسط مت دیمون به تصویر کشیده شده، فردی عادی نیست. او یک ژنرال یونانی است که خود را دور از خانه می‌یابد و در چرخه‌ای بی‌پایان از چالش‌های جسمی و ذهنی برای بازگشت به پیش همسرش پنلوپه (آن هاتاوی) و پسرش تله‌ماخوس (تام هالند) گرفتار شده است. اودیسئوس تلفیقی از شخصیت‌هایی مانند اوپنهایمر، بروس وین و کاب به نظر می‌رسد.

نسخه نولان از چند جهت با شخصیت اصلی هومر متفاوت است. اجرای مت دیمون بیشتر شبیه یک شخصیت بومی‌سازی‌شده توسط نولان است تا یک قهرمان اسطوره‌ای یونانی. نولان به‌خوبی می‌داند چگونه بهترین بازی را از بازیگرانش بگیرد و چه عناصری را حفظ کند تا شخصیت‌ها واقعی به نظر برسند.

مت دیمون در نقش اودیسئوس

تضاد بین گناه و قهرمانی در دنیای اسطوره‌ها

اودیسئوس و مردانش قدیس نیستند. آنها یک شهر کامل را سوزاندند، جمعیتش را قتل‌عام کردند و با این کار خدایان را خشمگین ساختند و به خاطر پلیدی‌شان تنبیه شدند. ما به عنوان مخاطب شاید گناهانی به این بزرگی مرتکب نشده باشیم، اما احساس گناه و سرزنش خود برای اشتباهات را به‌خوبی می‌شناسیم. در دنیایی پر از خدایان، هیولاها، جادوگران و دنیای مردگان طراحی‌شده برای عذاب دادن زندگان، شخصیت‌های نولان همچنان موفق می‌شوند ریشه در واقعیت داشته باشند تا مخاطب بتواند با آن‌ها همذات‌پنداری کند.

تماشای بصری و بازآفرینی سقوط تروآ

«اودیس» در بررسی مفاهیمی چون تمایلات، تروما، ناامیدی و اشتیاق عملکردی بی‌نظیر دارد، اما نولان از آنچه به آن شهرت دارد—یعنی تماشای بصری پرصلابت—طفره نمی‌رود. سقوط تروآ تقریباً مانند یک صحنه وحشتناک روایت می‌شود؛ ارتش یونان با شادی بی‌رحمانه جمعیت تروآ را چه نظامی و چه غیرنظامی، قتل‌عام می‌کند. این رویکرد نشان می‌دهد چگونه نولان توانایی ترکیب عمق روان‌شناختی با عظمت بصری یک بلاک‌باستر را دارد.

صحنه سقوط تروآ در فیلم اودیس

نولان با «اودیس» ثابت می‌کند که گسترش مرزهای ژانرها نیازی به رها کردن ایده‌های بنیادین یک کارگردان ندارد. او با تکیه بر مهارت‌های روایی و بصری خود، اسطوره‌ای باستانی را به شکلی مدرن و به‌شدت شخصی بازآفرینی می‌کند تا داستانی خلق شود که هم آشنایی خاطر می‌آفریند و هم مرزهای سینمای مدرن را جابه‌جا می‌کند. انتظار می‌رود این فیلم نقطه عطفی در کارنامه او و سینمای حماسی باشد و مسیر جدیدی را برای آینده بلاک‌باسترهای هالیوود ترسیم کند.