سوفی تاچر می‌داند شما چه فکری درباره‌اش می‌کنید. او تیترها و پست‌های شبکه‌های اجتماعی را دیده است. او تاریک است. شاید این انتخاب‌های بازیگری‌اش باشد، مثل ناتالی، نوجوانِ زجرکشیده‌اش در «یلوجکتس»، یا مبلغ مذهبی ربوده‌شده در «مرتد»، یا دوست‌دختر رباتیِ به بردگی گرفته‌شده در «همراه». شاید تربیت مورمونی‌اش باشد، که او معتقد است «احساس سرکوبی را ایجاد کرده که به تمام شخصیت‌هایم نشت کرده است.» تاچر در ۱۲ سالگی از کلیسای LDS خارج شد. یا شاید ذائقه‌اش به موسیقی پانک راک و مد گوتیک باشد؟ هر چه که باشد، در گفت‌وگو، این جوان ۲۵ ساله اهل شیکاگو گرم و بذله‌گو به نظر می‌رسد، بسیار متفاوت از چهره خونسرد و جذابش روی پرده.

سوفی تاچر در فیلم جهنم خصوصی او

«جهنم خصوصی او» و بازگشت نیکلاس ویندینگ رفن

بهانه گفت‌وگوی ما چیزی سرگرم‌کننده است: «جهنم خصوصی او»، یک فیلم ترسناکِ آینده‌نگرانه، هیپنوتیزم‌کننده و اغواگر از نیکلاس ویندینگ رفن (سازنده «درایو»)، اولین فیلمش در یک دهه گذشته. تاچر نقش ال را بازی می‌کند، یک ستاره سینمایی جذاب در یک آپارتمان بلندمرتبه در نئو-توکیو که با هم‌بازی‌های آزاردهنده‌اش (کریستین فراست) و پدر غایبش (داوگری اسکات) که با دوست‌دختر سابقش (هاوانا رز لیو) ازدواج کرده درگیر است. در همین حال، یک قاتل زنجیره‌ای ماوراءالطبیعه معروف به «مرد چرمی» — که ممکن است دختر جوانِ «سرباز ک» (چارلز ملتن) را ربوده باشد — به او نزدیک می‌شود. با ادای احترام به آرژنتو و د پالما، آخرین فیلم رفن یک تجربه روان‌گردان جسورانه و خونین است که به واسطه جذابیت و خویشتن‌داریِ تاچر کنار هم نگه داشته شده است.

مجله وارایتی با تاچر از طریق زوم گفت‌وگو کرد — او در ونکوور در حال فیلمبرداری فصل چهارم و پایانی «یلوجکتس» است — تا درباره «جهنم خصوصی او» و مسائل بسیار بیشتری صحبت کند.

سوفی تاچر در صحنه فیلمبرداری

خداحافظی با یلوجکتس و نیاز به رشد

وقتی از او می‌پرسیم الان کجاست، با شوری خاصی پاسخ می‌دهد: «در واقع در ونکوور هستم. سه روز دیگر برای «یلوجکتس» وقت دارم و بعد آزادم. آزادممممم!»

یکی از همکاران سابق درباره تاریخچه سریال «The O.C.» کتابی نوشته و اشاره کرده که تا فصل سوم همه می‌خواستند از سریال خارج شوند چون از نظر سنی از آن عبور کرده بودند و همچنین می‌خواستند به دنبال پروژه‌های دیگر بروند. وقتی از تاچر می‌پرسیم آیا این ذهنیت او هم در مورد «یلوجکتس» بوده است، می‌گوید:

«بله. و این هیچ ربطی به نویسندگان یا چیز دیگری ندارد، اما شخصاً احساس می‌کنم بازی در یک نقش ثابت کمی رشد مرا متوقف کرده است. من به چیزهای زیادی تکیه می‌کنم — مدام این را می‌گویم و لزوماً درست نیست، شاید فقط بازیگری است — کدهای تقلب. دیشب، فیلمبرداری تا ساعت ۶ صبح با جیغ و داد و گریه، اینکه می‌توانم خیلی سریع بدون هیچ... وارد آن حالت شوم. حس می‌کند چالش‌برانگیزتر نیست. فقط بازی کردن یک فرد جوان‌تر گیج‌کننده است، و ماندن در همان جایی که در زمان فیلمبرداری قسمت آزمایشی هفت سال پیش بودی، چیز خیلی گیج‌کننده‌ای است و چیزی است که بیشتر از همه با من کلنجار رفته. می‌خواهم به رشد کردنم ادامه دهم، اما بعد باید به همان جایی برگردم که در دوران کودکی بودم.»

سوفی تاچر در نقش ناتالی

واکنش‌های قطبی به فیلم جدید و عشق به ترس دهه ۷۰

وقتی درباره واکنش‌های قطبی‌شده به «جهنم خصوصی او» از او می‌پرسیم، تاچر با اشتیاط پاسخ می‌دهد:

«عاشقش شدم. نمی‌خواهم انحصاری باشد، اما واقعاً حس می‌کنم که جوری است که اگر این فیلم‌های دهه ۷۰ را بشناسید، و رفرنس‌هایی که از آن‌ها می‌گیرد را بدانید، بسیار رضایت‌بخش و لذت‌بخش است. هر چیز ترسناکِ دهه ۷۰، مثل برایان د پالما و کنت آنگر، دقیقاً در دایره علاقه و تخصص من است. این فیلم عجیب‌تر، آوان‌گاردتر و انتزاعی‌تر از چیزی است که مردم انتظار دارند، چون داستانش اصلاً خطی نیست. گاهی باید خودت را رها کنی و در دنیای آن غرق شوی و شاید نفهمی چه خبر است! این یک تجربه روان‌گردان است.»

تاچر از اینکه فیلم قطبی‌کننده است خوشحال است، چون به زعم او این یعنی فیلم روی مردم تأثیر می‌گذارد. او نمی‌خواهد ایمن یا خسته‌کننده باشد و کاملاً درک می‌کند که چرا برخی از مردم این فیلم را دوست ندارند. به باور او، ماجرای داشتن ذهن باز است — و بیشتر از همه، همراه بودن و پایه بودن.

پوستر فیلم جهنم خصوصی او

تفکر گروهی و استقلال در قضاوت

اینروزها تفکر گروهی و پیروی گله‌وار از دیگران به شدت رایج شده است. تاچر در این باره می‌گوید:

«من هم به این پی می‌برم که این در مورد فیلم‌ها زیاد پیش می‌آید — به فیلم‌های کالت هم فکر می‌کنید، و من نمی‌گویم این یک فیلم کالت خواهد شد — اما واکنش اولیه‌ای دارند و گاهی طول می‌کشد تا هضمش کنند و واقعاً نظری مستقل بسازند. الان آن طرز فکر وجود دارد که مردم خیلی سریع نتیجه‌گیری می‌کنند چون شخص دیگری آن احساس را دارد و از او پیروی می‌کنند.»

این نگاه انتقادیِ تاچر نشان‌دهنده بلوغ هنری و فکری اوست. او ترجیح می‌دهد آثاری خلق کند که تماشاگر را به چالش بکشد و او را از منطقه امنش بیرون بیاورد، به‌جای اینکه به سادگی مورد پسند عمومی قرار گیرد. فیلم‌های قطبی‌کننده، در نگاه اول ممکن است طرد شوند، اما در گذر زمان به همان آثاری بدل می‌شوند که سینما را به جلو هل می‌دهند و مرزش را گسترش می‌دهند.

سوفی تاچر و نیکلاس ویندینگ رفن

فراتر از تاریکی

سوفی تاچر در حال حاضر در یک نقطه عطف مهمِ مسیر حرفه‌ای خود قرار دارد. با پایان یافتن «یلوجکتس»، او از نقشی که هفت سال از عمرش را به خود اختصاص داده رها می‌شود تا به سراغ پروژه‌های جسورانه‌تری برود. «جهنم خصوصی او» تنها آغاز این فصل جدید است؛ فصلی که در آن تاچر دیگر محدود به تاریکیِ نقش‌های گذشته‌اش نخواهد بود، بلکه با انتخاب‌های آوان‌گارد و غیرمنتظره، مرزهای هنری خود را گسترش می‌دهد. حالا باید دید که این بازیگر جوان در مسیر جدیدش چه وسایلی برای به چالش کشیدن تماشاگر در چنته دارد و آیا می‌تواند همان تأثیر قطبی و قدرتمند را در آثار آینده‌اش نیز حفظ کند یا خیر.