شاید تام هالند برای حکومت بر ایتاکا در نقش اودیسوس آماده باشد، اما معده‌اش برخلاف اراده‌اش عمل کرد! ستارگانه «اودیسه» در تازه‌ترین قسمت برنامه پرمخاطب یوتیوبی «هات وانز» (Hot Ones) حضور یافت و چنان از خوردن بال‌های مرغ به‌شدت ادویه‌دار رنج برد که در نهایت تسلیم شد.

هالند در این برنامه به همراه هم‌بازی‌اش جان برنتال دیده شد. در طول مصاحبه، واکنش‌های این بازیگر بریتانیایی به تندی سس‌ها کاملاً مشخص بود. با این حال، پس از پایان چالش و بلند شدن برای ضبط بخش‌های تبلیغاتی در کنار شان اوانز (میزبان برنامه)، هالند دچار سرفه‌های شدید شد و ناگهان خم شد تا تسکین پیدا کند، اما این کار چندان سودساز نبود.

تام هالند و جان برنتال در برنامه هات وانز

این اتفاق پیش از آنکه به یک موقعیت استرس‌زا تبدیل شود، با خنده‌های بلند هالند همراه شد. برنتال نیز با گرفتن شانه‌های او به طرز بامزه‌ای او را تشویق می‌کرد و با هیجان فریاد می‌زد: «بریم! حتما از این لحظه عکس بگیر.»

هالند در حالی که دستمال کاغذی را از هم‌بازی‌اش می‌گرفت، با طنز به سراغ دوربین رفت و به عوامل تولید گفت: «حتما می‌توانید از این صحنه استفاده کنید! ببینید، من لباس لوئیس ویتون تنم دارم و حتی یک قطره از آن هم روی لباسم نریخته است.»

اولین قربانی بال‌های مرغ طی ۸ سال

در طول ۸ سال فعالیت «هات وانز» و با وجود پذیرایی از سلبریتی‌های مختلف با سس‌های فوق‌العاده تند، هیچ مهمانی تا به حال چنین واکنشی نشان نداده بود. وقتی برنتال از اوانز پرسید که آیا تاکنون کسی در برنامه استفراغ کرده است، میزبان تأیید کرد: «فکر کنم این اولین بار در تاریخ برنامه ماست.» هالند نیز با خنده پاسخ داد: «عاشق این هستم که اولین نفر باشم.»

پشت صحنه فیلم اودیسه کریستوفر نولان

هدف اصلی این دونفر از حضور در برنامه، تبلیغ پروژه‌های جدیدشان بود. «مرد عنکبوتی: برند نیو دی» (Spider-Man: Brand New Day) برای اکران در ۳۱ ژوئیه آماده می‌شود و برنامه‌های آینده سینمایی هالند بسیار پرالتهاب است.

هالند در بخش دیگری از این گفت‌وگو به تجربه حضور در پروژه جسورانه کریستوفر نولان اشاره کرد و خاطره روز اول حضورش در لوکیشن فیلمبرداری مراکش را بازگو کرد:

«روز اول که به مراکش رفتم، جان در حال بازی جلوی دوربین بود. من به ساحل رفتم تا فقط تماشا کنم و از راه دور با سبک کار کریس آشنا شوم. وقتی به ساحل رسیدم، هیچ اثری از عوامل تولید نمی‌دیدی؛ فقط کیلومترها کشتی، بازیگران نقش مکمل، جنگجویان و اسب‌ها می‌دیدی و با خودت فکر می‌کردی تیم فنی کجاست؟»

او ادامه داد: «از من خواستند که در طول ساحل قدم بزنم و هر ۱۰ دقیقه صدای «فیلمبرداری!» را می‌شنیدم. مجبور بودم خودم را پشت تپه‌های شنی مخفی کنم و مدام فکر می‌کردم کجا در حال تصویربرداری هستند که هیچ‌کس را نمی‌بینم. وقتی به مت دیمون و گروهش رسیدم، واقعاً حس می‌کردیم بخشی از یک اتفاق بی‌نظیر تاریخی هستیم؛ اتفاقی شبیه به فیلم حماسی «لارنس عربستان». چیزی که کریس خلق می‌کرد نه‌تنها در کیفیت، بلکه در مقیاس و جاه‌طلبی‌اش افسانه‌ای بود.»