جشنواره فیلم ونز در دورۀ ۸۱ خود، یکبار دیگر صحنه حضور سینمای آفریقا و خاورمیانه را در بخش «فاینال کات» میزبانی کرد. این برنامه حمایتی که اکنون در دورۀ چهاردهم خود به سر میبرد، فیلمهای در مرحلة پستولید از تمام کشورهای آفریقایی بالإضافة به شش کشور عراق، اردن، لبنان، فلسطین، سوریه و یمن را پوشش میدهد. برندۀ امسال، اثری بود که با موضوعی کممس و پرخطر روبرو شده: انکار بارداری.
«مادی ماکمبو»؛ وقتی انکار بارداری به روایی جهانی تبدیل میشود
ماشیری اکوا بهانگو، کارگردان کنگویی، با «مادی ماکمبو» پنج جایزه از جمله محترمترین آنها، جایزه لابییناله دو ونزیا را به خانه برد. فیلم داستان مادّی و جینو، دو عاشقی است که ناگهان با واقعیت کودک مادّی روبرو میشوند — پس از آنکه او تجربۀ «انکار بارداری» داشته، پدیدهای که بهانگو آن را «کمشناس و نسبتاً نادر» مینامد، اما میکوشد منظرۀ روایی منحصر به فردی برای آن بیابد.
«فراتر از واقعیتهای جامعه خودم، میخواستم به چیزی واقعاً جهانی و شدید بپردازم»، بهانگو در گفتگو با وریتی توضیح میدهد. «هدف روایت یک داستان منحصر به فرد نبود؛ مهمترین چیز یافتن یک منظر متمایز بود که به من اجازه دهد موضوع را ملکی خود بدانم و به صورت اصیل به تصویر بکشم.»
شخصیتهای فیلم در جهانی زندگی میکنند که «هرگز نمیدانند یا نمیتوانند حرکت بعدی خود را پیشبینی کنند». این ناپیشبینیای است که روایی را از یک موضوع به موضوع دیگر میبرد، بدون اینکه تمرکز از دست برود. انکار بارداری تنها «چشمهای است که داستان را برانگیخته، به آن اجازه میدهد تا گسترش یابد و داستان خود را روایت کند».
«خطارهای شغلی»؛ طنز تاریکِ زندگی در آنسوی دیوار
برندۀ دیگر پنج جوایز، باسل غندور با «خطارهای شغلی» (Occupational Hazards) بود. فیلم یک خانواده فلسطینی در قدس را دنبال میکند که «در زندگی روزمره تحت اشغال و آپارتاید حرکت میکنند». غندور تمرکز خود را نه تنها بر «سختی و بیمعنای موقعیت» بلکه بر «روشهای خلاقانه، شیطانه و باهوشانهای که فلسطینیها برای گذراندن زندگی روزمره به کار میبرند» میگذارد.
«این فیلم الهام گرفته از ترکیبی از روایات واقعی و تحقیقات میدانی سالهاست. در نهایت این داستانی طنزآمیز و تاریک از تابآوری و سرکشی است، روایت شده از طریق سفر این خانواده در الوقت که سعی میکنند خانه خود را از ویرانه شدن، به طور واقعی و استعاری، حفظ کنند.»
تولیدکنندگان: Imaginarium Films با همکاری Tough Crowd، Cocoon Films و Metafora Productions.
«واوی»؛ سوسه قرمز نخل به عنوان نماد فساد سیستمی
یوسف شبّی با «واوی» (Plague) نیز پنج جایزه کسب کرد. کارگردان تونسی که سالها به شهر توزر بازنگشته نبود، در ۲۰۱۹ شهر «خسته و gầnاً رها شده»ای را مییابد و با دو برادر دوچرخهسوار در نخلستان خانوادگی آشنا میشود. خصم داستان: سوسه قرمز نخل، پارازیتی که پس از سقوط دیکتاتوری ظاهر شده.
«این سوسه از طریق نخلهای وارداتی که برای صاحبان قدرت سفارش داده شده بودند، وارد شد و از کاخ ریاستجمهوری تا قلب کشور گسترش یافت — نماد فساد سیستمی.»
فروشنده بینالمللی: The Party Film Sales. تولید: Supernova films، Blast Films و Portobisso.
«یک چهارم تا پنجشنبه»؛ افسانه سیاسی-طنزآمیز در شهری که رئیسجمهورها نمیمیرند
صوفیه جماء، کارگردان «مبارکان» (The Blessed)، این بار با «یک چهارم تا پنجشنبه» (A Quarter to Thursday) حاضر شده. در کشوری که «رئیسجمهورها هرگز نمیمیرند»، زنی ناگهان باردار میشود و عازم است سقط جنین کند. جماء شهر خیالیای آفریده که «جنوب، شمال، شرق یا غرب وجود ندارد، فقط این دریاِ خوب، این حوضه لاجوردی، با سواحل turbulاندارش».
«این طنزایی است که به استبداد، انزوای ناسیونالیستی، صعود هر نوع فاشیسمی اشاره دارد که حتی دموکراسیهای قدیمی اروپا را نیز نمیبخشد، ایدئولوژیهایی که در اسلامگرایی هم وجود دارند — جایی که، با وجود همه چیز، رویایی در هر لحظه وارد میشود تا سختی واقعیت را بشکند یا سبلیمه کند.»
فیلم توالیهای انیمیشنی مهدی بردی را با تصاویر زنده ترکیب میکند تا «این کیفیت رویایی را مادی کند، یک فرار شاعرانه و تصویری خاص افسانهها را ارائه دهد». تولید: Tessalit Productions، همسازی: FuryoFilms، Artemis Productions و Zoudj Doro Production. فروش: The Bureau Sales.
برندگان دیگر فاینال کات ۲۰۲۴
- «مهل سفاری» (Safe Journey) اثر ابراهیم گزاهاگه — دو جایزه. راننده آمبولانس بیتفاوت از نظر سیاسی در طول کشتار جمعی ۱۹۷۷ در اتیوپی، جسدها را جمعآوری میکند تا با جسد پسرش روبرو شود و gezwungen به انتخاب طرف شود. گزاهاگه میگوید: «کسانی که سعی میکنند در میانه بمانند، دو گلوله میخورند.»
- «الدورادو، طعم جنوب» (El Dorado, Taste of South) اثر علاء الدین آلم — یک جایزه.
فاینال کات با حمایت از این آثار، یک بار دیگر ثابت کرد که سینمای آفریقایی و خاورمیانهای نه تنها زنده است، بلکه داستانهایی میسازد که «واقعاً جهانی و شدید» میباشند — ریشه در واقعیتهای محلی، اما شاخهکشی به همۀ تجربههای انسانی.





