در ساعت ۳ بامداد جمعه گذشته، شبکه برق دانمارک به یک رکورد کمسابقه رسید: توربینهای بادی ۱۴۰ درصد تقاضای لحظهای کشور را پوشش دادند. این رقم نه تنها امکان صادرات برق به کشورهای همسایه را فراهم آورد، بلکه نگاهی به آینده انرژیهای تجدیدپذیر در مقیاس قارهای گشود.
رکوردی در سپیدهدمان، نه در اوج تقاضا
نکته کلیدی در درک واقعیت این آمار، زمان وقوع آن است. در ساعات اول صبح، کارخانهها بیکارند، منازل خاموش و تقاضای برق در حداقل سطح خود قرار دارد. در همین بازه، سرعت باد در دریای شمال و بالتیک به اوج رسیده بود. نتیجه؟ تولید فراتر از نیاز و انتقال مازاد به شبکههای اروپایی از طریق ارتباطات برقی متقاطع.
سازمان انرژی دانمارک (DEA) این پدیده را «ششدههای طبیعی» مینامد، اما برنامههای در پیش بسیار بزرگترند. دو «جزیره انرژی» مصنوعی در دریای شمال و دریای بالتیک در حال طراحیاند که قرار است به عنوان هابهای قدرت عمل کنند. جزیره دریای شمال با ظرفیت اولیه ۳ تا ۴ گیگاوات (قابل گسترش تا ۱۰ گیگاوات) و جزیره بالتیک با ۳ گیگاوات، همزمان برق به ساحل میفرستند و مواد اولیه برای تولید هیدروژن سبز فراهم میکنند.
آمریکا: معدنی از باد که بیکار مانده
در سوی دیگر اقیانوس، وضع متفاوت است. وزارت انرژی آمریکا پتانسیل بادی دریایی را بیش از ۳۵،۰۰۰ مگاوات برآورد کرده — رقمی که دانمارک را کوچک نشان میدهد. سواحل اطلس با آبهای کمعمق، ایدهآل برای توربینهای تکپایهاند؛ مین (Maine) با پلتفرمهای شناور در آبهای عمیق آزمایش میکند، و حتی خلیج مکزیک با بادهای ضعیفتر، قصد دارد حفاریهای نفتی منسوخ را به مزارع بادی تبدیل نماید.
اما سیاست در میان آمده است. از روز اول ریاستجمهوری، دونالد ترامپ صدور اجارههای جدید بادی دریایی را متوقف کرد. قاضی فدرال اگرچه این توقف را در اختیارات رئیسجمهور تایید کرد، اما استفاده مکرر از «قدرتهای اضطراری» برای لغو پروژههای در حال اجرا را باطل اعلام نمود. در واکنش، تیم ترامپ مانع تجدید و پیشبرد اجارههای موجود شد تا توسعه را به تأخیر بیندازد — حرکتی که کارشناسان حقوقی آن را «مشکوک» و «بیسابقه» مینامند.
چرا ترامپ با توربینهای بادی خصومت دارد؟
تحلیلگران سه انگیزه اصلی را بررسی میکنند:
- نمایش قدرت اجرایی: برخلاف انرژی بادی و خورشیدی زمینی که روی اراضی خصوصی توسعه مییابد، بادی دریایی تحت کنترل انحصاری دفتر مدیریت انرژی اقیانوس (BOEM) در وزارت کشور است. این موضوع به رئیسجمهور ابزار مستقیم فشار میدهد.
- محاسبه سیاسی: ایالتهای ساحلی اطلس و آرام اغلب اکثریت دموکرات دارند. هر مانعی در راه بادی دریایی، به نفع قاعده رأیدهنده جمهوریخواه و به ضرر رقبا تمام میشود.
- خصومت شخصی: در اوایل ۲۰۰۰ها، ترامپ با هزینههای سنگین حقوقی سعی کرد بادیگاهی در ساحل اسکاتلند که از زمین گلف خود در آبردین دیده میشد، متوقف سازد. ناکامی آن دعوای شخصی، تا امروز در تصمیمات او تاثیرگذار است.
هیدروژن سبز: قطعه گمشده پازل
جزیرههای انرژی دانمارک تنها برای صادرات برق طراحی نشدهاند. بخش قابلتوجهی از تولید به الکترولیزرها اختصاص مییابد که آب را با انرژی بادی به هیدروژن و اکسیژن تجزیه میکنند. این هیدروژن میتواند در صنایع سنگین، حملونقل سنگین و ذخیرهسازی فصلی انرژی به کار رود — حوزههایی که برق مستقیم راه حلی برای آنها نیست.
برنامه بلندمدت DEA این است که جزیرهها به «نیروگاههای سبز در دریا» تبدیل شوند که هم دانمارک و هم اروپا را در مسیر خروج از سوختهای فسیلی یاری برسانند. اگر مراحل طبق برنامه پیش بروند، ۵ میلیون خانوار اروپایی از این هابها تغذیه خواهند شد.
آیندهای که در دست است
تفاوت دو سواحل اقیانوس اطلس را خلاصه میکند: یک طرف، کشوری که مازاد باد را به فرصت اقتصادی و راهبرد استراتژیک تبدیل کرده؛ طرف دیگر، کشوری که با بزرگترین منبع بادی دریایی جهان، در معطوف تصمیمات سیاسی مانده است. دانمارک ثابت کرد که فناوری و مدیریت شبکه میتواند ۱۴۰ درصد را واقعیت سازد. سوال این است که آیا واشنگتن از پتانسیل ۳۵ گیگاوات خود عبور خواهد کرد، یا باد همچنان در عرض اقیانوسها به هدر میرود.





