فرد پیرس در کتاب جدید خود نشان میدهد آشفتگیهای اقلیمی و زیستمحیطیِ دوران آنتروپوسن فرایندهای فرگشتی را تسریع کرده و گیاهان در پاسخ، مسیرهای نوینی برای بقا و گسترش یافتهاند.
چرا آمارهای تنوع زیستی تصویر واقعی را نشان نمیدهند
در بسیاری از گزارشها، گونههای «بیگانه» یا مهاجم از محاسبات تنوع زیستی حذف میشوند؛ همانگونههایی که بهسرعت در زیستگاههای تازه جا باز میکنند. کریس توماس، اکولوژیست دانشگاه یورک، میگوید سوابق رسمی در بریتانیا کاهش تنوع را ثبت کردهاند، اما اگر «خسارتها و دستاوردها» را با هم در نظر بگیریم، شمار کل گونهها در حال افزایش است. مشکل این است که افزودههای جدید—علفهای هرز، آفات و گونههای مهاجم—معمولاً در آمارها جای ندارند و همین رویکرد، تصویر همواره نزولی را القا میکند.
مهاجرت گونهها و نقش آن در بازسازی اکوسیستم
گونههای مهاجم اغلب نخستین «تغییرگرها» هستند؛ آنها قلمرو جدیدی را اشغال میکنند و تأثیر اولیهشان معمولاً کوتاهمدت است. به مرور زمان تنوع میتواند بازگردد، هرچند ترکیب گونهای متفاوت خواهد بود. حذف سریع و کامل این تازهواردها همیشه منطقی نیست؛ برخی از آنها به شبکههای غذایی، گردهافشانی و بازیافت مواد آلی کمک میکنند و ممکن است محرکی برای افزایش تنوع باشند.
پذیرش اکوسیستمهای نوین به جای ستایشِ طبیعتِ بکر
ریچارد میبی در کتابش دربارهٔ علفهای هرز نشان داده که این گونهها چگونه در شکلدادن چشماندازها و تمدن نقش داشتهاند: تبدیل شدن به محصولات کشاورزی، دارو و منابع فرهنگی. ارل الیس نیز توضیح میدهد بخش بزرگی از زمین طی هزاران سال تحت تأثیرِ فعالیتِ انسانی بوده و تصویرِ «طبیعت بکر» که معمولاً در ذهن داریم، اغلب حالتِ گذرا دارد. پرتنوعترین مناطق گاهی جاهاییاند که انسانها طولانیترین حضور را داشتهاند؛ مدیریت تاریخیِ زمین منجر به موزاییکهایی از زیستگاه شده که در آنها گونههای بیشتری رشد کردهاند.
تعادل بین مدیریت آفات و فرصتهای فرگشتی
قضاوت دربارهٔ حذف گونههای مهاجم نیازمند تفکیک است: وقتی یک آفت خسارت اقتصادی یا فروپاشیِ بومساختاریِ کوتاهمدت ایجاد میکند، اقدام فوری لازم است؛ اما حذف دستهجمعی همهٔ تازهواردها میتواند توان بازآفرینی طبیعت را نادیده بگیرد. هزینههای سالانهٔ گزاف برای ریشهکنکردن همهٔ مهاجران ممکن است مانع سرمایهگذاری در سازوکارهایی شود که به طبیعت اجازهٔ بازتنظیم و بازیابی میدهد.
رویکردهای مناسب برای حفظ و تقویت تنوع زیستی
- بازتعریف معیارهای تنوع زیستی: شمارش گونهها باید تمامی گونهها را شامل شود تا تصویر واقعیتری از تغییرات زیستی ارائه دهد.
- پذیرش اکوسیستمهای نوین: به جای تلاش بیحاصل برای بازگرداندن هر زیستگاه به صورتی فرضی از گذشته، باید زمینهٔ لازم برای فرایندهای تطبیقی و فرگشتی فراهم شود.
- مدیریت هوشمند مهاجرت گونهها: جدا کردن موارد تهدیدکننده از موارد بالقوهٔ مفید، امکان سنجش هزینه–فایدهٔ دقیقتر را فراهم میآورد.
- گسترش ذخیرهگاهها و راهگاههای سبز: اتصال زیستگاهها مهاجرت طبیعی و تبادل ژنتیکی را امکانپذیر میکند و شانس بازیابی را افزایش میدهد.
منابع و پیوندها
برای مطالعهٔ بیشتر میتوانید به صفحات ویکیپدیا دربارهٔ آنتروپوسن، بازوحشیسازی و بیوگرافی فرد پیرس مراجعه کنید. نوشتههای ریچارد میبی و پژوهشهای ارل الیس نیز دیدگاههای تکمیلی ارائه میدهند.
آشفتگیِ آنتروپوسن نه تنها چشماندازهای نوینی برای فرگشت پدید آورده، بلکه آن را بهعنوان معیاری عملی برای طراحی سیاستهایی مطرح میکند که هم حفاظت زیستگاهها و هم تقویت ظرفیت بازآفرینی طبیعی را هدف میگیرند.





