ویکتور گلاور، خلبان مأموریت آرتمیس ۲، با طرح نظری متفاوت درباره مقصد فرود نخستین فضانوردان ناسا، طرحریزی این آژانس برای نشستن در قطب جنوب ماه را زیر سؤال برده است. او معتقد است برای حفظ ایمنی و کاهش ریسک، استوای ماه گزینه منطقیتری برای نخستین گامها محسوب میشود.
قطب جنوب ماه مدتهاست که نقطه هدف نهایی ناسا در برنامه بازگشت انسان به کره ماه است، اما گلاور در همایش علمی اکتشاف ناسا که در مرکز تحقیقات ایمز کالیفرنیا برگزار شد، رویکردی تدریجیتر را پیشنهاد کرد. او با اشاره به پیچیدگیهای عملیاتی قطب جنوب تاکید کرد: «من فکر میکنم باید واقعبین باشیم و مسیر خود را به سوی قطب جنوب طی کنیم، و شاید نباید سعی کنیم اول به آنجا برویم.»
چرا استوای ماه؟
گلاور پیشنهاد داد هدفگیری مناطق نزدیک به استوای ماه در دستور کار قرار گیرد. در این مناطق، مأموریتها میتوانند در نقاطی فرود بیایند که همیشه در معرض نور خورشید قرار دارند و خطر سقوط در تاریکی مطلق وجود ندارد. علاوه بر این، مدارهای قابل دسترسی در این نواحی امکان انتقال سریع فضانوردان به زمین را در شرایط اضطراری فراهم میکنند. این استدلال با تغییرات اخیر ناسا برای گسترش تدریجی اهداف مأموریتهای متوالی همسو است، اما پذیرش یا رد این پیشنهاد مستقیماً به اولویت اصلی برنامه فرود بستگی دارد.
جاذبه قطب جنوب و منابع یخآب
ناسا تاکنون قطب جنوب را به دلیل وجود ذخایر عظیم یخ آب در دهانههای شهابسنگ و مناطق سایهدار دائمی هدف قرار داده است. دانشمندان معتقدند این یخها میتوانند به عنوان منبعی برای تولید آب آشامیدنی، سپر تشعشع و سوخت موشک مورد استفاده قرار گیرند. این منابع برای تحقق هدف نهایی آرتمیس یعنی ساخت یک پایگاه پایدار و بلندمدت روی ماه و استفاده از آن به عنوان پلکانی برای سکونت در مریخ، حیاتی هستند.
سایه سنگین رقابت با چین بر فراز ماه
علاوه بر نیازهای علمی، یک انگیزه سیاسی و راهبردی پشت عجله ناسا برای موفقیت سریع مأموریتهای آرتمیس وجود دارد. چین نیز با پیشرفتهای سریع در برنامه فضایی خود، دغدغههایی جدی در میان مقامات آمریکای شمالی ایجاد کرده است. ترس از اینکه فضانوردان چینی پیش از آمریکاییها در قطب جنوب مستقر شوند، موجب فشارهایی بر قانونگذاران شده است.
در جلسه استماع کمیته تجارت سنا، مایک گلد از شرکت ردویر به صراحت اعلام کرد: «پیشی گرفتن چین از آمریکا در بازگشت به ماه به معنای یک بازچینش جهانی است که بر اقتصاد، پایه مالیاتی، توانایی نوآوری و امنیت ملی ما تأثیر خواهد گذاشت.» چین تاکنون موفق به فرود رباتیک و بازگرداندن نمونه از سمت نزدیک و دور ماه شده و توسعه سختافزار برای فرود انسانی تا سال 2030 را آغاز کرده است. اگر اولویت ناسا تنها اولین بودن در قطب جنوب باشد، رویکرد محافظهکارانه گلاور ممکن است در این مسابقه زمانبر به شمار رود.
برنامههای زمانی و موانع پیشرو
مأموریت بعدی ناسا، یعنی آرتمیس ۳، برای سال آینده برنامهریزی شده است. این مأموریت چهار فضانورد را با کپسول فضایی اوریون برای آزمایشهای رندبو و اتصال با لندرهای تجاری استارشیپ اسپیسایکس و بلو مون بلو اوریجین به فضا میفرستد. در صورت پیشرف موفقیتآمیز، ناسا اواخر سال 2028 را برای نخستین فرود انسان در مأموریت آرتمیس ۴ هدفگیری کرده است. با این حال، تأخیرهای قابلتوجه در توسعه هر دو لندر، سؤالات جدی درباره آمادگی آنها در جدول زمانی مشخصشده ایجاد کرده است.
برای تسهیل فرود در قطب جنوب، ناسا پیشتر استفاده از مدار هالهای شبهمستقیمالشکل (NRHO) را برنامهریزی کرده بود؛ مداری بیضیشکل و قطبی در ارتفاع بالا که اوریون به ایستگاه فضایی گیتوی متصل میشد و خدمه سپس به لندرها منتقل میشدند. گزارشها نشان میدهد گیتوی از این معادله خارج شده و تمرکز به سمت ایجاد مستقیم پایگاه سطحی معطوف شده است. خود مدار NRHO نیز پیچیدگیهایی دارد که توسعهدهندگان لندرهای ماه با آنها دستوپنجه نرم میکنند.





