ساختار دموکراسی در ایالات متحده در شرایط بحرانی قرار دارد. در پس‌نقاب پوپولیسم، سیاست‌های دولت ترامپ بسیاری از حمایت‌های قانون اساسی این کشور را که در طول دهه‌ها شکل گرفته‌اند، تضعیف کرده است. فشارهای پنهان و پیوسته نهادهایی مانند انجمن میراث (Heritage Foundation) نیز به این بحران دامن زده و مسیر را برای تغییرات ساختاری هموار کرده‌اند.

برای درک ابعاد این بحران، باید ریشه‌های زوال حاکمیت مردمی در آمریکا را کالبدشکافی کرد. several نشانه‌های خطرناکی در نهادهای قانون‌گذاری، اقتصاد و حتی حوزه علم نمایان شده‌اند که هشداردهنده هستند.

ظهور سایه‌های فاشیسم اقتصادی

هدر کوکس ریچاردسون (Heather Cox Richardson)، مورخ اجتماعی، در تحلیل‌های خود ریشه‌های فاشیسم را ردیابی می‌کند و وضعیت فعلی دولت فدرال آمریکا را به اروپای دوران جنگ جهانی اول تشبیه می‌کند. فاشیسم مدرن، فعالیت‌های تجاری را کاملاً تابع نیازهای دولت می‌کند. در ازای حمایت شرکت‌ها، مقامات دولتی قراردادها و یارانه‌های کلانی را به آن‌ها واگذار کرده و از برخورد با مقررات الزام‌آور مصون می‌دارند.

ریچارد دبلیو بِهَن (Richard W. Behan)، تحلیلگر مسائل دموکراسی و جنگ، دیوان عالی آمریکا را یکی از کانون‌های این بحران می‌داند. قضات دیوان عالی هرگز با رأی مستقیم مردم انتخاب نشده‌اند، اما آن‌ها می‌توانند قوانین مصوب کنگره و رئیس‌جمهور را باطل کنند. به باور او، هر بار که چنین اتفاقی می‌افتد، دیوان عالی به معنای واقعی کلمه حاکمیت مردمی را نقض می‌کند که این روند به نوعی استبداد قانونی تبدیل شده است.

سلطه میلیاردرها بر سیستم سیاسی

نفوذ میلیاردرها در سیاست و اقتصاد آمریکا

بخش عمدهی公民 از شهروندان آمریکایی معتقدند که پایه‌های دموکراسی در حال فروپاشی است، زیرا میلیاردرها اکنون کنترل بی‌سابقه‌ای بر نهادهای فدرال اعمال می‌کنند. پل کروگمن (Paul Krugman)، برنده جایزه نوبل در اقتصاد، به واکنش‌های عمومی گسترده‌ای اشاره می‌کند که علیه تمرکز شدید ثروت در دست معدود افرادی شکل گرفته است. در واکنش به این اعتراضات، دولت ترامپ به یک استراتژی ضد کمونیستی روی آورده و هرکس که از ثروت و قدرت سیاسی میلیاردرها انتقاد کند، به عنوان کمونیست معرفی می‌شود؛ رویکردی که در عمل بخش بزرگی از جامعه آمریکا را مخالف نظام تلقی می‌کند.

همزمان با قدرت‌گیری این الیگارشی‌ها، شرکت‌های فناوری نیز مسیر منافع خود را دنبال می‌کنند. به عنوان مثال، شرکت متا (Meta) به دلیل سرمایه‌گذاری‌های جدید در نیروگاه‌های گازی، از ابتکار RE100 برای انرژی‌های پاک خارج شده است. این رویکرد نشان می‌دهد که چگونه توسعه فناوری‌های نوین، بدون در نظر گرفتن پیامدهای زیست‌محیطی، منافع مالی این شرکت‌ها را تامین می‌کند.

جایگزینی علم انسانی با هوش مصنوعی

تاثیر هوش مصنوعی بر پژوهش‌های علمی

در یک تغییر عجیب، دولت فدرال آمریکا با انتشار گزارشی با عنوان «علم: یک عصر طلایی جدید»، اعلام کرد که ساختار علم و فناوری این کشور را برای اولین بار در ۸۰ سال گذشته بازنگری خواهد کرد تا وارد عصر جدیدی شود که «توسط هوش مصنوعی برای علم» مدیریت می‌گردد.

این در حالی است که بخش عمده‌ای از یافته‌های تولیدشده توسط هوش مصنوعی، هرگز در آزمایشگاه‌ها بررسی نمی‌شوند و فرآیند داوری همتایان (Peer Review) را طی نمی‌کنند. اتکای به مدل‌های زبانی بزرگ که برای ارائه دیدگاه‌های خاص و منافع شخصی برنامه‌ریزی شده‌اند، نگرانی‌های جدی درباره آینده علم و حقیقت ایجاد کرده است.

تسخیر بودجه‌های انرژی پاک

نفوذ سیاست‌زده در اقتصاد و محیط‌زیست نیز متوقف نشده است. اخیراً یک قاضی فدرال دستور داد که آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا (EPA) برنامه ۲.۸ میلیارد دلاری «عدالت محیط‌زیستی و اقلیمی» را که دولت ترامپ لغو کرده بود، مجدداً اجرا کند. بررسی اسناد فدرال نشان می‌دهد که توزیع کمک‌هزینه‌های انرژی پاک به شدت تحت تاثیر بازی‌های سیاسی قرار دارد.

داده‌ها نشان می‌دهند که صدها کمک‌هزینه که قرار بود لغو شوند، تنها به این دلیل کانال شده‌اند که ایالت‌های هدف در انتخابات ۲۰۲۴ به ترامپ رأی داده باشند یا دارای سناتورهای جمهوری‌خواه باشند. این رفتار حزبی باعث شد فرماندار ایالت ایلینوی خواستار بازگرداندن فوری بودجه‌های مصادره‌شده به ایالت خود شود.

با تداوم این رویکردها، مرز بین حاکمیت قانون و سلطه ثروت و فناوری‌های متمرکز، هر روز کمرنگ‌تر می‌شود. بقای یک سیستم دموکراتیک سالم، نیازمند آگاهی عمومی و بازنگری جدی در ساختارهایی است که اکنون در دستان گروه‌های کوچک اما قدرتمند قرار گرفته‌اند.