هزاران‌سالگان (میلنیال‌ها) در «تمام آنچه که می‌خواهد» لحظه‌ی «سری بانو رابینسون» خود را تجربه می‌کنند؛ یک کمدی عاشقانه با شکاف سنی که نامش را از آن مشهوره‌ی ۱۹۹۲ گروه ایس آف بیس (Ace of Base) قرض گرفته است. اگر خاطره‌ی گوش دادن به این آهنگ روی کست تکی (Cassingle) در ذهن‌تان زنده است، احتمالاً زمانش رسیده که درباره پیش‌یائسگی با پزشک‌تان مشورت کنید. اما آما (آنی مورفی)، رقاصه‌ی حرفه‌ای، هنوز به آن سن نرسیده؛ او در اواسط سی‌سالگی است و وزن سال‌ها را در استخون‌هایش حس می‌کند: تب بچه‌داری که با بارداری خواهرش میسی (زوسیا مامت) تشدید شده، و کم‌تحمالی‌اش نسبت به رفیق مغرور و غیرمتعهدش اسپانسر (فین ویت راک).

یک شب، یک آشفتگی و یک کشف عجیب

پس از جدایی، آما در یک شبانه‌رو با لوک (کوپر راف) 마주 می‌شود. لُک دانشجوی لیسانس است، حدود یک دهه کوچک‌تر، اما با یک «روح قدیمی» که از انرژی «مانیک پیکسی دریم گیرل» (Manic Pixie Dream Girl) مضطرب و گمشده آما مسحور شده. با انگیزه تکیلا و شیمی غیرقابل انکار، در آغوش هم می‌روند. صبح روز بعد اما ماجرا پیچ می‌خورد: آما عکس‌های خانوادگی می‌بیند و متوجه می‌شود که سال‌ها پیش، لُک چهار ساله را که او «لیوک کوچک» (Lil Lukey) می‌نامید، نگاهبان کرده است.

سناریوی به‌قياس برای ستاره‌ی «شیتز کریک»

داوید وست رید، نویسنده‌ی برنده‌ی ایمی سریال شیتز کریک (Schitt’s Creek)، این فیلم‌نامه را به‌صورت اختصاصی برای مورفی نوشته است. فیلم بر بستر طنز فیزیکی و بیان‌گرانه است که شخصیت الکس رز را به قدری محبوب و قابل تبدیل به جیف (GIF) کرده بود، اما «تمام آنچه که می‌خواهد» به مورفی فرصت می‌دهد تا طیف دراماتیک بازی‌اش را نیز به نمایش بگذارد. کارکتر آما در پرش‌های زمانی از بهار تا زمستان رشد می‌کند و مورفی این بوم را با تسلط کامل پر می‌کند.

کارگردانی دو‌نفره: از «نتفلیکس‌گونه» به «کامفورت واچ»

فیلم به مدیریت مشترک اندرو رایمر و اسکارلت برمینگهام (در اولین تجربه کارگردانی بلند) است. این دو قبلاً روی «پلاس وان» (Plus One) همکاری داشتند. اگرچه لحن و ظاهری فیلم در نگاه اول کاملاً «نتفلیکس‌گونه» و آشنا به نظر می‌رسد، اما عمق شخصیت‌ها و بازی‌های متمرکز، اثر را به سطح یک فیلمِ راحت و دلپذیر (comfort-watch) برای بازدیدهای مکرر ارتقا می‌دهد.

کوپر راف: از «شیت‌هاوس» تا بلوغ عاشقانه

کوپر راف در فیلم‌های قبلی خود به عنوان کارگردان-بازیگر (مانند شیت‌هاوس و چا چا ریال اسموت)، الگوی «مرد جوان‌تر در رومانس شکاف سنی» را تثبیت کرده بود. اما در اینجا، تحت نگاه تیم کارگردانی دیگر و قلم رید، راف جذاب‌ترین و گرم‌ترین نقش عمر خود را اجرا می‌کند. لبه‌های تیز و گاهی آزاردهنده‌ی شخصیت‌های قبلی‌اش جایش را به یک لطف و بلوغ طبیعی داده که لُک را به جفتی ایده‌آل برای آما تبدیل می‌کند.

مانع واقعی: نه لُک، نه گذشته، بلکه پرфекسیونیزم سمی

هرچند «پیشینه نگاهبانی» به عنوان مانع اصلی معرفی می‌شود، آما از آن به سرعت می‌گذرد و این مانع کمی مصنوعی به نظر می‌رسد. ریشه‌ی واقعی درد آما در مغزش است: پرфекسیونیزم سمی ارثی از مادرش (کریستین بارانسکی) و انتظاراتی که گمان می‌کند جهان از او دارد. عنوان فیلم در اینجا کلید می‌شود: «تمام آنچه که او می‌خواهد» چیست، جدا از خواسته‌های دیگران؟ پاسخ، مثل قهرمانه‌ی آهنگ ایس آف بیس، ساده و در عین حال انقلابی است: آما یک بچه می‌خواهد. یک کودک واقعی، چه فمینیستی تلقی شود چه نه.

معامله‌ی اسپرم، عشق و یافتن خود

آما لُک را به عنوان مانح اسپرم ایده‌آل می‌بیند. لُک موافقت می‌کند؛ نه تنها برای کمک، بلکه برای بودن در کنار آما. در چارچوب این قرارداد تراکنشی، پرسش اصلی فیلم شکل می‌گیرد: آیا آما به خود اجازه می‌دهد لُک را بدوستد؟ یا از او دوست داشته شود؟ مورفی و راف در این لحظات سکوت، در نگاه‌ها و مکث‌ها، کیمیایی می‌سازند که فراتر از دیالوگ‌هاست. انرژی مانیک آما که ممکن است ابتدا «بیش از حد» بنماید، از منظر لُک کاملاً «دلمانگیر» است. لُک آما را تثبیت می‌کند، اما در پایان، آما خودش را با هدف و خانواده تثبیت می‌کند.

نتیجه‌گیری: یک کمدی عاشقانه هوشمند و دل‌گرم‌کننده

کارگردانی مطمئن رایمر و برمینگهام به بازیگران اجازه می‌دهد در برابر منظر تورنتو درخشند، اما غلبه با سناریوست. رید داستان را با یک ملاقات عزیز (meet-cute) و یک پیش‌فرض غیرمتعارف آغاز می‌کند، اما از احساسات اصیل و مسائل اجتماعی واقعی برای حرکت دادن شخصیت‌ها استفاده می‌کند. در lúc که سینما با فیلم‌هایی مانند «بیبی‌گیرل» (Babygirl) و «آی ونت یور سکس» (I Want Your Sex) دینامیک مرد جوان‌تر/زن مسن‌تر را کاوش می‌کند، «تمام آنچه که می‌خواهد» نسخه‌ای مدرن، شاد و رضایت‌بخش از این فرمول را ارائه می‌دهد؛ جایی که «سری بانو رابینسون» بالاخره پایان شادی خود را به سبک امروز می‌یابد.