«باکینگ فاستارد» تجربه‌ای است که ورنر هرتزوگ با همراهیِ دو بازیگرِ بانفوذ، کِیت و رونی مارا، شکل داده است. فیلم با تکیه بر اجرای هم‌زمانِ این دو بازیگر و زبانی تصویری که میان فولکلور و سورئال نوسان می‌کند، پرسش‌هایی دربارهٔ هویت، خویشاوندی و پذیرشِ متفاوت‌ها مطرح می‌کند.

آغازِ نامتعارف: تکرارِ هم‌زمانِ یک وجود

هرتزوگ در «باکینگ فاستارد» دو خواهر را به تصویر می‌کشد که گویی بازتابِ یک روح‌اند. حضورِ هم‌زمانِ کِیت و رونی مارا فیلم را از همان ابتدا به تجربه‌ای نامتعارف تبدیل می‌کند؛ انتخابی که صرفاً ترفندِ بصری نیست بلکه ابزارِ روایی برای بازنماییِ تنهایی، خویشاوندی و برون‌افتادگی از جامعه است.

هرتزوگ همان هرتزوگ است: خیال، طبیعت و آشوب

فیلم از ملاقاتِ هرتزوگ با زوج دوقلوِ انگلیسی الهام گرفته و این موضوع را به تصویری تحریف‌شده از ایرلند منتقل می‌کند. مانند دیگر آثارِ او، روایت گهگاه به تدوین‌های خیال‌پردازانه و تأملاتِ شبه‌اسطوره‌ای می‌انجامد: قفسِ پرندگانِ مضطرب، گفت‌وگوهای کنارِ آتشِ شکارچیان و کنکاشی نمادین در ژنومِ سمندرِ غاری. ترکیبِ این عناصر گاهی به لحنِ فولکلور نزدیک می‌شود و گاهی به کاریکاتورهایی با طعمِ طنزِ تلخ.

موسیقی و تصویر: همراهیِ غیرمنتظره

ارنست رِیزِسِگر با طیفِ متنوعِ سازها — از ویولنِ فولکلور تا ویولنسلِ کلاسیک و قطعاتِ پیانوی سرگردان — فضایی ایجاد می‌کند که هم حس افسانه‌ایِ فیلم را تقویت می‌کند و هم آن را به مرزهای سورئال می‌کشاند. فیلم‌برداریِ پیتر زایتلینگر چشم‌اندازهایی می‌آفریند که بین سادگیِ روستایی و عظمتِ طبیعت نوسان می‌کند.

کیت و رونی مارا در صحنه‌ای از باکینگ فاستارد؛ دو خواهر با لباس‌های ست

قصه و نقش‌ها

خواهران هالبروک، جینی (کِیت مارا) و جوانی (رونی مارا)، از ابتدا در موقعیتی قراردارند که مرزهای هویتِ فردی را به چالش می‌کشد: دادگاه صحنه‌ای است که آن‌ها به‌عنوانِ یک وجودِ مرکب حاضر می‌شوند. همسایه‌ای به نام مولرونی (اورلاندو بلوم) آن‌ها را متهم به مزاحمت می‌کند و رابطه‌ای پیچیده از شهوت، حسادت و خشونتِ کودکانه شکل می‌گیرد. واکنش‌های جامعه پیرامونِ خواهران — از حمایتِ محافظه‌کارانه تا استهزاء و سوءتفاهم — ساختارِ رواییِ فیلم را می‌سازند.

بازیِ ماراها: هم‌آوایی در نگاه و لحن

کِیت و رونی مارا نشان می‌دهند که هم‌گام‌سازیِ بیان و حرکت می‌تواند شخصیت را به گونه‌ای مرکب و زنده کند که تماشاگر را وادارد از مرزِ شخصیت‌های مستقل عبور کند. این دستاورد نتیجهٔ ترکیبی از بازیِ دقیق، طراحی لباسِ حساب‌شده و کارگردانیِ سنجیده است.

اهمیتِ فیلم

  • نوآوری در اجرای دوگانه: استفاده از دو بازیگر شناخته‌شده به‌صورتِ هم‌زمان تجربه‌ای کم‌سابقه در سینما پدید آورده است.
  • زبانِ تصویریِ هرتزوگ: فیلم نمونه‌ای دیگر از سبکِ توأم با پژوهشِ میدانی، اسطوره‌پردازی و کنشِ سینمایی اوست.
  • تضادِ طنز و تراژدی: ترکیبِ لحظاتِ خنده‌دارِ تلخ و قطعاتِ کاملاً غم‌ناک تماشای فیلم را چالش‌برانگیز و کم‌تکرار می‌کند.

پایانِ فیلم و بازتابِ آینده

«باکینگ فاستارد» تماشاگر را به خوانشی واحد از قصه نمی‌رساند؛ در عوض مجموعه‌ای از تصاویر، احساسات و نمادها کنار هم قرار می‌گیرند تا پرسش‌هایی دربارهٔ جایگاهِ متفاوت‌ها در جامعه و معنایِ هم‌زیستیِ روحی مطرح شود. تجربهٔ فیلم پس از پایانِ نمایش همچنان در ذهن می‌ماند و مخاطب را به تأمل و بحث وا می‌دارد.

منابع و معرفی‌های مرتبط

برای مرورِ کارنامهٔ ورنر هرتزوگ می‌توانید به صفحهٔ او در ویکی‌پدیا مراجعه کنید. معرفیِ پیتر زایتلینگر و ارنست رِیزِسِگر نیز برای آشناییِ بیشتر با عواملِ تصویری و موسیقایی مفید است: پیتر زایتلینگر و ارنست رِیزِسِگر.

باکینگ فاستارد مخاطبی را می‌طلبد که از روایتِ مستقیم فراتر برود و با تصاویرِ قدرتمند و اجراهای دوگانه درگیر شود؛ اثری که مرزهای روایت و هویت را بازمی‌پرسد و به تجربهٔ سینماییِ متفاوت ارزش می‌بخشد.