در کارخانه‌ی نساجیِ خشن میانمار، جایی که سان کیوی (ناندار میات آونگ) با کمر خم‌شده روی چرخ‌خیاطی، نانی ناچیز به دست می‌آورد، مهربانی نایاب است. اما وقتی تینت (ناندار میینت لوین)، کارگر تازه‌وارد، با یک دروغ مصلحتی او را از تنبیه نجات می‌دهد، چهره‌ی سان کیوی از قدردانی می‌درخشد. همین نگاهِ ساده و همبستگیِ میان دو غریبه، دوستی عمیقی را شکل می‌دهد. اما در درام لطیف و پربسامد «میوه‌چینی»، ساخته‌ی آونگ فیو، چیزی فراتر از دوستی، مرزهای اجتماعی و ناامنی‌های شخصیت‌ها را به چالش می‌کشد. از همان ابتدا جریانی پنهان از همجنس‌گرایی در فضا جاری است تا این که یک بوسه‌ی بی‌پروا، شخصیت‌ها را مجبور به رویارویی با آن می‌کند.

با توجه به این که فیلم‌های سینمایی از میانمار، جایی که روابط همجنس‌گرایانه هنوز غیرقانونی است، در سطح جهان نادر هستند، ویژگی‌های خاص و زنده‌ی این فیلم، «میوه‌چینی» را از سایر داستان‌های مشابه درباره‌ی سرکوب و خودشناسی جنسی متمایز می‌کند. این اثر از بسیاری جهات یادآور سینمای کلاسیک است؛ اگر در برخی بخش‌ها محتاط و مردد به نظر می‌رسد، دقیقاً همین نکته یادآور نبردهای هنوز پابرجا برای دیده‌شدن دگرباشان در جهان است. این فیلم که محصول مشترک میانمار، فرانسه و جمهوری چک است، نخستین اثر بلند فیو پس از فیلم‌های کوتاه موفقی چون «آبی کبالتی» (حاضر در بخش رقابتی لوکارنو ۲۰۱۹) به شمار می‌رود و در جشنواره‌ی کارلووی واری به نمایش درآمده است. انتظار می‌رود که این فیلم در جشنواره‌های بین‌المللی زیادی، به ویژه رویدادهای ویژه‌ی دگرباشان، حضور یابد.

تصویری از فیلم میوه‌چینی؛ دو زن در کنار هم

سان کیوی، زنی جوان و نرم‌زبان، یاد گرفته که خود را نامرئی کند. او در محل کار توسط سرپرستانش و در خانه توسط مادری قضاوت‌گر و سلطه‌جو (تیدا سو خانت) تحقیر می‌شود. مادرش تنها به ازدواجی سودآور و کار شهری می‌اندیشد، در حالی که سان کیوی در سکوت آرزوی بازگشت به روستای شمالی خود را دارد و بارها در رویاهای رنگی و سبک‌سازی‌شده (الهام‌گرفته از تکنی‌کالر اولیه)، انبه‌های فراوان درختان را می‌بیند. در تینتِ سرکش و آزاد، سان کیوی نه تنها تصویری از خودِ ممکن، بلکه از همراهِ ممکن می‌بیند. آن دو پیوندی سریع و محکم می‌سازند؛ در یک گردش کنار رودخانه، تینت از سایه‌هایشان بر آب موج‌دار عکس می‌گیرد و این تصویر به نماد هویت‌های ادغام‌شده‌شان تبدیل می‌شود. اما تینت شخصیتی معیوب و دمدمی است: زود از دوستش پول قرض می‌کند و دیر بازمی‌گرداند. ناپدیدشدن ناگهانی او و بازگشت با یک شوهر تازه، سان کیوی را سرگردان و غمگین می‌کند. در این نقطه است که ماهیت عاشقانه‌ی احساسات سان کیوی تأیید می‌شود، اما این که آیا عشق او متقابل است یا نه، همچنان در ابهامی تلخ باقی می‌ماند.

هنرمندی در نگاه و سکوت

«میوه‌چینی» در بهترین لحظات خود، رابطه را از طریق نگاه‌ها و حرکات خاموش و پرمعنا واکاوی می‌کند؛ با نور تابستانی رویایی فیلمبردار «تایدی» و بدون موسیقی متن. نمایی از یک زن که کنجکاوانه به آینه نگاه می‌کند در حالی که دیگری موهایش را شانه می‌زند، یا هم‌رنگی‌های پاستلی لباس‌های آراسته‌ی آکاری دی‌راکی، و دست‌گرفتن‌هایی که در ظاهر افلاطونی‌اند اما بار عاطفی عمیقی دارند. چنین صحنه‌هایی سرشار از حس و امکانات عاطفی هستند، اگرچه اروتیسم قوی‌تر عمدتاً خارج از تصویر باقی می‌ماند.

چالش ملودرام و خشونت ناگهانی

با این حال، هنگامی که تنش میان زنان به ملودرام و خشونت فیزیکی تبدیل می‌شود، فیلم روی زمینی ناپایدارتر گام می‌گذارد. فوران‌های داغ و عجولانه، اگرچه از ناامیدی فشرده‌ی شخصیت سان کیوی ریشه می‌گیرند (زنانی که برای اولین بار مجبور به بیان احساسات خود می‌شوند، مبادا هرگز شنیده نشوند)، اما پیچش‌های تند فیلمنامه همیشه موفق نیستند. با این حال، فیلم خود را برای پایانی تأثیرگذار تثبیت می‌کند و به حالت مطلوب خود یعنی «اشتیاق تلخ و ناگفته» بازمی‌گردد. این اشتیاق، که توسط واقعیت سخت اجتماعی-اقتصادی شکل گرفته، در نهایت چهره‌ای صمیمانه و انسانی پیدا می‌کند.

در ورایتی، استقبال از فیلم «میوه‌چینی» به عنوان یکی از درام‌های برجسته جشنواره‌ای با محوریت دگرباشان، جایگاه آن را در سینمای جهان تثبیت کرده است. اگرچه فیلم در برخی نقاط ضعف دارد، اما جسارت فیو در به تصویر کشیدن عشقی ممنوعه و انسانی، آن را به اثری خاص و فراموش‌نشدنی تبدیل کرده است.