آلینا ماراتزی فیلم «دختری با لِیکا» را بهعنوان افتتاحیه بخش هورایزنز جشنواره فیلم ونیز انتخاب کرده است. فیلم زندگی کوتاه اما پرشور گردا تارو، نخستین خبرنگار-عکاس زن کشتهشده در میدان نبرد، را از منظر خودِ او بازسازی میکند. تارو که در 26 سالگی در میدان نبرد جانباخت، سالها سهمش در تاریخ عکاسی نادیده گرفته شد و ماراتزی در این فیلم درصدد بازپسگرفتن آن سهم است.
گردا تارو؛ زندگیای میان هنر و سیاست
ماراتزی فیلمنامه را همراه والیا سانتلا نوشت و نقش تارو را امیلیا شوله بازی میکند. برخلاف رمان هلنا یانچزِک که خاطرات سه دوست تارو را بازگو میکرد، فیلم تمام قصه را از زاویهٔ دید تارو روایت کرده و تمرکز اصلی را بر یک روز کلیدی قرار داده: 14 ژوئیهٔ 1937، روز باستیل در پاریس، زمانی که او در آستانهٔ بازگشت به اسپانیا برای پوشش جنگ داخلی است.
از لایپزیگ تا پاریس؛ شکلگیری هویت عکاسانهٔ گردا تارو
فیلم با فلشبکهایی مسیر زندگی گرتا پوهوریلّه—نام اصلی تارو—را نشان میدهد: آشنایی با دوستان چپگرا در لایپزیگ، فرار از آلمان پس از بهقدرترسیدن نازیها و پیوستن به جامعهٔ مهاجران هنری پاریس دههٔ 1930. در آن فضا تارو به عکاسی گرایش پیدا میکند و با اندره فریدمن همکاری میکند؛ زوجی که هویت ساختگی «رابرت کاپا» را برای نفوذ در بازار آمریکا ساختند. بسیاری از عکسهایی که بعدها به نام کاپا ثبت شد، سهم تارو نیز بود؛ پروندهای که با کشف دوبارهٔ نگاتیوها در 2007 روشنتر شد.
برای آشنایی بیشتر با زندگی و کارگردانی او میتوانید صفحهٔ Gerda Taro را بخوانید و برای درک تأثیر آژانسها و همکارانش به Magnum Photos مراجعه کنید.
تصویرسازی بصری و تأکید بر شخصیت
ماراتزی از سینمای تجربی و آوانگارد دههٔ 1930 الهام گرفته و فضای فیلم را نه ماتمزده که سرشار از رنگ، حرکت و زندگی ساخته است؛ صحنههایی مانند آتشبازیهای روز باستیل یا شاخههای گل قرمز که فریدمن به تارو هدیه میدهد، برای برجستهکردن شور و صرافت شخصیت او طراحی شدهاند. ترکیب تعهد سیاسی و سرزندگی شخصی تارو برای روایت فیلم محوریت دارد: زنی که هم عاشق زندگی است و هم برای اعتقادش، از جمله مبارزه برای جامعهای بهتر، دست به اقدام میزند.
چرا بازخوانی گردا تارو اهمیت دارد؟
بازیابی نگاتیوهای مفقودشده تا 2007 امکان بازنگری در سهم واقعی تارو را فراهم کرد و نشان داد که چگونه تاریخ هنر گاهی با حذف نقش زنان تحریف میشود. ماراتزی علاوه بر رمان یانچزِک، از نخستین زندگینامهٔ تارو نوشتهٔ ایرمه شابر نیز بهره برده تا جنبههای سیاسی و فعالیتهای او در آلمان دههٔ 1930 را برجسته کند.
پیام معاصر فیلم
ماراتزی شباهتهایی میان دههٔ 1930 و امروز میبیند: ظهور ملیگرایی و تهدید ارزشهای دموکراتیک. او پیوندی میان تجربهٔ تارو و وضعیت خبرنگاران معاصر در مناطق درگیری برقرار میکند و نشان میدهد که اگر تارو امروز زنده بود احتمالاً در عرصههایی مانند اوکراین یا غزه گزارش میداد. این پیوند تاریخی فیلم را از یک زندگینامهٔ صرف فراتر میبرد و پرسشهایی دربارهٔ نقش رسانهها و هزینهٔ حقیقتگویی مطرح میکند.
نکات کلیدی دربارهٔ ساخت و اجرا
- کارگردان: آلینا ماراتزی (مشخصات در ویکیپدیا)
- بازیگر نقش گردا تارو: امیلیا شوله
- منابع اصلی: رمان هلنا یانچزِک (2018) و زندگینامهٔ ایرمه شابر
- مکان نمایش: بخش هورایزنز جشنوارهٔ ونیز
جمعبندی و چشمانداز
«دختری با لِیکا» میکوشد گردا تارو را از لابهلای تاریخ محوشده بیرون بکشد و او را نه صرفاً بهعنوان قربانی میدان جنگ، بلکه بهعنوان شخصیت پرجنبوجوش، سیاسی و عاشق زندگی بازتعریف کند. فیلم پرسشهایی بنیادین دربارهٔ بازنویسی تاریخ هنر و بازیابی حقایق پنهانشده مطرح میکند؛ پرسشهایی که در شرایط کنونیِ تنشهای سیاسی و مبارزه برای روایت، اهمیت ویژهای یافتهاند.
برای مطالعهٔ بیشتر دربارهٔ همعصران و تأثیرگذاری آنها بر تاریخ عکاسی خبری، صفحهٔ رابرت کاپا را ببینید.





