فضایی کلوستروفوبیک، تصویربرداریِ سیاهوسفید و حسِ تماشاگری و کشفِ رازهای پلید؛ اینها عناصر فیلم جدید مارک اچ. راپاپورت با نام «گادهد» (Godhead) است که به رقصی پیچیده از تنش، ایمان، دروغ و بیقراری میپردازد.
داستان با یک فرضیهی ظاهراً ساده آغاز میشود: یک کشیش کاتولیک در منطقهای روستایی (با بازی آل وارن) میزبانِ دو دوقلوی عجیبوغریب (سارا کافنی و کیمبال فارلی) است. ظاهر این دوقلوها آمیزهای از استایلِ گروه Die Antwoord، خواننده Grimes و رِیورهای فرسودهشده به نظر میرسد. آنها گمان میکنند بخشی از یک پیشگوییاند و برای تحقق آن به کمک کشیش نیاز دارند. اما مشکل اینجاست که آنها یک اسلحه به همراه دارند و کشیش نیز پسر جوانی (لوک اسپیکمن) را در اسارت خود در خانه نگه داشته است.
این اثر که نخستینبار در جشنواره فیلم فانتازیا مونترال به روی پرده رفت، با پیچوخمهای داستانیاش مخاطب را میخکوب کرد. راپاپورت که پیشتر با فیلم «هیپو» (Hippo) در سال 2023 توجهها را به خود جلب کرده بود، درباره انگیزههایش برای ساخت این اثر و نگاهش به چهرههای مرجع صحبت میکند.
تقابل با چهرههای دارای قدرت و ریاکاری
راپاپورت معتقد است تجربهی شخصی او از مواجهه با افراد مرجع و قدرتمند، الهامبخش اصلی این فیلم بوده است. او توضیح میدهد که همواره فردی معتمد و سادهدل بوده و این ویژگی، او را در برابر افراد سودجو آسیبپذیر میکرده است.
«از کودکی تا بزرگسالی، همواره با چهرههای مذهبی، خانواده و رئیسها روبهرو بودهایم و من همیشه فردی اعتمادکننده بودهام. فهمیدم که در این سادهلوحی، وحشتِ واقعی نهفته است. این فیلم، اگرچه در قالب یک دلهرهآور هیتکاکی (Hitchcockian) قالببندی شده، در واقع بومی نقاشی برای کاوش در این ناامیدیهاست.»
تلطیفِ تاریکی با عفو
یکی از چالشبرانگیزترین بخشهای فیلم، پایانبندی آن است. راپاپورت توضیح میدهد که نسخهی اولیهی فیلم با یک انتقامجوییِ واضح و سنگین علیه شخصیتهای شرور به پایان میرسید. اما صحبت با آل وارن، بازیگر نقش کشیش، مسیر داستان را تغییر داد.
«او گفت: بیا فکر کنیم که اگر به عنوان یک کارگردان عفو را تمرین کنی، این داستان به کجا میرود. متوجه شدم که این رویکرد، به پایانبندیِ بسیار ترسناکتری منجر میشود تا اگر چکش را روی شخصیت او فرود میآوردم. عفو هم نوعی وهمآلودگی دارد، چرا که نهایتِ سلطه و سوءاستفاده، بخشیدنِ فردِ سوءاستفادهگر است.»
راپاپورت ترجیح میدهد مخاطب با سوال رها شود، نه با پاسخ. او معتقد است این رویکرد، بحث را در ذهن بیننده زنده نگه میدارد و فیلم را از یک پاسخ ساده به یک پرسش دائم تبدیل میکند.
انتخاب سیاهوسفید برای ساختن یک دنیای متفاوت
تصمیم برای فیلمبرداری به صورت سیاهوسفید، از غریزهی اولیهی راپاپورت نشأت گرفت. تجربهی موفق فیلم قبلی او در این فرمت، او را ترغیب کرد تا دوباره از این زبان بصری استفاده کند.
«فیلم اولم سیاهوسفید بود و فیلمی کوچک، زیبا و سرگرمکننده از آب درآمد. مردم سیاهوسفید را دوست داشتند. انگار دنیای متفاوتی بود و من هم گفتم: خب، اگه خراب نیست، دستش نزن.»
«گادهد» فراتر از یک تریلر ساده، کالبدشکافیِ روانشناختیِ قدرت و ریاکاری است که با زبانی مینیمال اما بهشدت اثرگذار، مخاطب را در هالهای از ابهام و واهمه فرو میبرد. این اثر نشان میدهد که گاهی واهمهآورترین لحظات، نه با خشونت، بلکه با یک عفوِ آمرزنده رخ میدهد.





