ریدلی اسکات در طول فعالیت سینمایی خود دست به خلق آثاری در ژانرهای متنوع زده است، اما فیلم «خانه گوچی» (House of Gucci) محصول سال 2021 نشان‌دهنده بازگشت او به حماسه‌های جنایی قرن بیستم است؛ جهانی که به‌ندرت نام او با آن گره خورده است. تمرکز سینمایی اسکات معمولاً روی جهان‌سازی و خلق شخصیت‌هایی با ویژگی‌های اسطوره‌ای و البته کمی عجیب و غریب قرار دارد و دیدن او در فضای فیلم‌های جنایی کمیاب است، هرچند آثاری مانند «گانگستر آمریکایی» توانایی او را در این ژانر به اثبات رسانده‌اند. «خانه گوچی» با طراحی لباس و صحنه‌های اغراق‌آمیز دهه 70 و 80، روایت داستان واقعیِ صعود از فقر به ثروت و موسیقی متن خیره‌کننده‌اش، نگاه اسطوره‌ای اسکات را به چند توطئه‌گر، طراح و وارث امپراتوری مد اعمال می‌کند. این اثر درست مانند فیلم کلاسیک «کازینو» (1995) اثر مارتین اسکورسیزی، نقشه اولیه یک دنیا را به مخاطب نشان می‌دهد و سپس به تصویر می‌کشد که چگونه عناصر منفجره آن، سازه را از درون ویران می‌کنند.

صحنه‌هایی از فیلم خانه گوچی

تلاش‌های پنهان برای ساخت خانه گوچی

توسعه «خانه گوچی» از سال 2006 آغاز شد؛ تقریبا یک دهه پس از مارپیچ رفتارهای مجرمانه و ترورهایی که نام این برند مد متلاشی کرد. عمق رسوایی‌های پنهان در این داستان واقعی باعث شد خانواده گوچی با ساخت فیلم مقابله کنند و معتقد بودند تصویر ارائه‌شده توهین‌آمیز خواهد بود. توقف برنامه‌های اولیه کارگردان را به سمت پروژه‌های دیگر سوق داد و او در نهایت با فیلم آدم‌ربادی «تمام پول‌های جهان» به کاوش در موضوعات مشابه پرداخت. با شروع ساخت «خانه گوچی»، ریدلی اسکات اعتماد خانواده را جلب کرد و توانست داستانی رسمی درباره سقوط این برند بسازد و به آرشیو آن‌ها دسترسی کاملی پیدا کند. خوشبختانه برای مخاطبان، وجود موافقت خانواده با ساخت فیلم مانع از اعمال هیچ‌گونه سانسور و ملاحظه‌کاری در روایت نشد.

لیدی گاگا و نقش‌آفرینی درخشان در قلب داستان

«خانه گوچی» سفر به بالاترین سطوح تجمل است که در هر گوشه‌اش گنو می‌چرخد و تمام اتفاقات از دریچه چشمان زنی روایت می‌شود که عامل سقوط برند بود: پاتریتسیا رجیانی با بازی لیدی گاگا در یکی از درخشان‌ترین نقش‌آفرینی‌هایش. گاگا که تا آن زمان بیشتر در بازسازی فیلم «یک ستاره متولد شد» (2018) اثر برادلی کوپر درخشیده بود، در این نقش بسیار به شخصیت صحنه‌ای خود نزدیک شد: پرانرژی، جذاب و به‌شدت دراماتیک. اگر «خانه گوچی» عناصر «کازینو» را در خود دارد، گاگا مانند شخصیت شارون استون در آن فیلم عمل می‌کند؛ زنی با اصالتی نامطلوب که فردی برجسته در صنعت را فریفته و با او ازدواج می‌کند: مائوریتزیو گوچی با بازی آدام درایور، وارث آرام و محافظه‌کار خاندان مد. مائوریتزیو در حال تحصیل در رشته حقوق است و حاضر است به خاطر عشق، دنیایی که در آن بزرگ شده را رها کند، پس از آنکه پدر در حال مرگش، رودولفو با بازی جرمی آیرونز، شک می‌کند که پاتریتسیا زنی طماع است.

لیدی گاگا و آدام درایور در فیلم خانه گوچی

تنوع وسیع جزئیات داستانی در «خانه گوچی» می‌توانست گیج‌کننده باشد، اگر تصمیم محکم فیلمنامه‌نویسان برای مرکز قرار دادن دیدگاه پاتریتسیا در روایت وجود نداشت. با شروع فیلم در زمانی که پاتریتسیا در یک شرکت حمل‌ونقل کامیون کار می‌کند، ظهور و صعود او به‌نوبت بی‌گناهانه و حسابگرانه به تصویر کشیده می‌شود. گاگا این شخصیت را هم به عنوان زنی تشنه برای آسایش‌هایی که از آن محروم بوده و هم واقعاً عاشق به تصویر می‌کشد. طرد شدن او توسط رودولفو باعث حذف مائوریتزیو از وصیت‌نامه پدرش می‌شود و این موضوع پاتریتسیا را وادار می‌کند پیش از مرگ پدر همسرش برای آشتی تلاش کند و پس از آن امضای او را جعل کند. کارگردانی ریدلی اسکات در روشن ساختن شرایطی که شخصیت‌ها در آن قرار دارند و باتلاق‌های اخلاقی که در نهایت به پایان خونین فیلم منجر می‌شود، می‌درخشد؛ به‌خصوص پس از آنکه پلیس ایتالیا متوجه جعل اسناد می‌شود.

تحولی مافیایی در تاریخچه خانواده گوچی

آل پاچینو در نقش آلدو گوچی

از آنجا به بعد، شخصیت‌های «خانه گوچی» اتحادها می‌بندند و به خیانت‌ها دست می‌زنند و پیوندهای خانوادگی چندصدساله را با پیشی گرفتن در پیگیری ثروت مادی قطع می‌کنند. اعضای خانواده گوچی مانند آلدو با بازی آل پاچینو و پائولو با بازی شگفت‌انگیز جرد لتو که با یک لباس چاق‌کننده و لهجه ایتالیاییِ مضحک ظاهر می‌شود، هم در بازی زناشویی بین مائوریتزیو و پاتریتسیا درگیر می‌شوند. فیلم با وجود محیط بسیار خاص خود، با یک داستان کلاسیک قرن بیستم سروکار دارد که در آن طمع، وفاداری‌ها را می‌بلعد. پایان‌بندی خونین و به شدت دراماتیک این اثر، یادآور است که ریدلی اسکات چگونه توانسته تاریخچه یک برند لاکچری را به یک فیلم مافیایی تبدیل کند.

پس از گذشت 5 سال از اکران، «خانه گوچی» فراتر از یک بیوگرافی ساده عمل می‌کند و خود را به عنوان یک تریلر جنایی فاخر تحمیل می‌کند. این اثر نشان می‌دهد که چگونه جاه‌طلبی‌های انسانی می‌تواند میراث چندین نسل را در آتش کینه‌های شخصی بسوزاند و امپراتوری‌های بزرگ را به تسلیم وادارد.