سال ۲۰۰۹، تارسم سینگ، کارگردان هندىتبار هالیوود، تصمیمی جسورانه گرفت: خدایان یونان را روی پرده سینما بیاورد — اما نه به شیوهای که تا آن روز کسی دیده بود. او میخواست سبک نقاشیهای رنسانس را با یک حماسه اکشن در هم آمیزد و نتیجه کار، فیلمی شد که ۸۰ میلیون دلار بودجه، یکی از عجیبترین ستارگان دهه ۱۹۸۰ و «سوپرمن» یعنی هنری کویل را در خود جای داده بود. محصول نهایی، Immortals سال ۲۰۱۱ بود؛ یکی از خوشساختترین فیلمهای آن دهه که حالا، در سایه هیجان عمومی برای فیلم The Odyssey کریستوفر نولان، مستحق یک بازکاوی بیشتر است.
اقتباس وفادار زک اسنایدر از رمان گرافیکی ۳۰۰ فرانک میلر در سال ۲۰۰۶ به گنجی در گیشه تبدیل شده بود و فیلم سینگ با لایهبندی تاریخی، اکشن با سرعت متغیر و سکانسهای بهشدت استایلایز، با آن موفقیت همپوشانیهایی داشت. با اینحال، Immortals در نهایت چیزی کاملاً متفاوت ثابت کرد؛ تجربهای بصرى که در ژانر خودش بیسابقه بود.
خدایان یونان در قالب یک اکشن/ترسناک استایلایز
سینگ از الگوی کلاسیک فیلم ماجراجویی فاصله گرفت تا باریکبینی و خشکبودن معمولِ این نوع داستانها را کنار بزند. او رویکردی یگانه به روایت اسطورهای پیش گرفت که بازیهای پردازششده و واقعگرایانه را با تصاویری روانتگانه و طراحی روانگردان ترکیب میکرد. سبک فیلم آنقدر متمایز بود که راجر ایبرت، منتقد سرشناس سینما، حتی در نقد منفی خود آن را «زیباترین فیلم بدی که تا به حال میبینید» خطاب کرد.
نگاه سینگ به تایتانها نمونهای بارز از این رویکرد است. برخلاف تصویر کلاسیک و رمانتیک از تایتانها به شکل انسانهایی با ردا و مجسمهوار، تایتانهای Immortals گروهی ترسناک از نیمهانسانهایی با بدن سیاهرنگ، خاکسترآلود و چشمان وحشتزده هستند که در زندانی مکعبی از گرانیت تا ابد میایستند و به میلههای فولادی گاز میگیرند. وسواس سینگ به تقارن، رنگهای متضاد و طراحی متأثر از هنر مدرن که در فیلم ترسناک The Cell (۲۰۰۰) خودنمایی کرده بود، اینجا نیز حضور پررنگی دارد.
فیلم بهظاهر داستانی از یک دهقان به نام تسئوس را روایت میکند که علیه پادشاه ستمگر هایپریون قیام میکند؛ روایتی کاملاً ساختگی که سینگ صرفاً نامها و سادهترین بنیادهای خدایان و هیولاها را وام میگیرد و آنها را مانند رنگ روی بوم خونین سینمایی خود میپاشد. چندین نبرد نفسگیر با صحنههایی از به نیزه کشیده شدن، خرد شدن با چکش و تکهتکه شدن خدایان و انسانها همراه است. فیلم کاملاً روی سرگرمی خونین تمرکز دارد، درست مانند یک اکشن بیخیال و کارشناس. اگرچه منتقدان فیلم را بهشدت نقد کردند، مخاطبانی که انتظار همین لحن را دارند، آن را دوست خواهند داشت.
خدایان هیچوقت زیباتر از این نبودهاند
با وجود حضور میکی رورک و هنری کویل در نقشهای اصلی، ستارههای واقعی فیلم، چشم نقاشگونه سینگ برای تدوین و خشونت و همچنین طراحی لباسهای آیکو ایشیوکا هستند. رورک در نقش هایپریون شرور، خطری بیحوصله اما مهیب را تداعی میکند و ایشیوکا او را با کلاهخودهای extravagant، ماسکهای طلایی و تاجهایی میآراید که حضورش را بر پرده باشکوهتر و برخاستهتر میکند.
خدایان در Immortals انسانیتر از فیلمهای دیگر تصویر شدهاند؛ با زرههای طلایی و شکمهای ششتکهای شبیه به فیلم ۳۰۰ اسنایدر، اما در میدان نبرد هیبتاانگیزتر. سینج حرکات آنها را با سرعت کامل فیلمبرداری میکند، در حالی که دشمنانشان آهسته نشان داده میشوند تا خشونت نمایشی را بهطور کامل به رخ بکشد. خون و احشاء در هوا معلق میمانند در حالی که شلاقها میخوانند و چکشها و نیزهها پرواز میکنند. سینگ در تخریب بدنها با حرکت آهسته غرق میشود؛ تخریبی به همان اندازه پر زرقوبرق که صحنه و طراحی لباس فیلم.
مینوتور در نگاهی متفاوت
نیمهانسان نیمهگاوالان اسطوره یونان نیز در Immortals تصویری متفاوت دارد. سینگ و ایشیوکا به جای ارائه یک هیولای مستقیم و کلاسیک، تفسیری از مینوتور میسازند که در عین وحشتانگیزی، طراحی متأثر از هنر مدرن و نمادشناسی دارد؛ همان رویکردی که کل فیلم را به تجربهای بصرى منحصربهفرد تبدیل کرده است.
ارثگذاری بصری و انتقامگیری در سینمای اسطورهای
Immortals نقطه عطفی در سینمای استعاری بود؛ فیلمی که نشان داد چگونه میتوان با وفاداری به سبک شخصی کارگردان، متریال باستانی را به تجربهای مدرن و سرگرمکننده تبدیل کرد. زک اسنایدر با ۳۰۰ مسیر را نشان داد و سینگ با Immortals ثابت کرد که میتوان از همان مسیر، به مقصدی کاملاً متفاوت رسید.
حالا که نولان با The Odyssey سراغ یکی از بزرگترین حماسههای یونان میرود و انتظار میرود فیلمی به میلیارد دلار تبدیل شود، Immortals بهعنوان نقطهای متضاد و بهیادماندنی در جریان سرویسهای استریم، منتظر کشف دوباره است. شاید اکران اودیس نولان بهترین بهانه برای بازگشت به این جنگجویان طلایی و خدایان خونین باشد؛ تجربهای بصری که حتی راجر ایبرت هم — با همه انتقادهایش — زیبایی آن را انکار نکرد.
سوال این است که آیا نولان در The Odyssey هم به همان اندازه جسارت بصری خواهد داشت یا مسیر متفاوتی را در پیش میگیرد. پاسخ این سوال را تنها زمان میتواند بدهد، اما تا آن زمان، Immortals با آن همه خشونت زیبا و طراحی بینظیر، یک یادآوری قدرتمند از اینکه سینمای اسطورهای میتواند چقدر جسور و خلاقانه باشد.





