«موجودات مقدس» در بخش مسابقه ادینبورگ

اولین فیلم بلند فریدا لوک، «موجودات مقدس»، در بخش مسابقه جشنواره بین‌المللی فیلم ادینبورگ رونمایی شد. از نخستین پلان‌ها ترکیبی نامطمئن از ایمان، روان و نمایش به چشم می‌آید؛ لوک این‌گونه توصیف می‌کند که وقتی یک نفر به چیزی ایمان دارد و سپس جمعی آن باور را بزرگ و ویروسی می‌کنند، وضعیت متفاوتی پدید می‌آید.

خلاصه داستان

تولید مشترک کانادا و ایتالیا سه خواهر و برادر جداافتاده را دنبال می‌کند که پس از بازگشت میریم (با بازی اولیویا لوچاردي) از یک دورهٔ درمان روان‌پزشکی، در روستایی ایتالیایی گرد هم می‌آیند. میریم تجربه‌اش را فروپاشی تلقی نمی‌کند، بلکه آن را بیداری روحانی می‌بیند؛ وضعیتی که خانواده و اطرافیان را میان «دیوانگی» و «روشنگری» در تردید قرار می‌دهد. روایت به‌جای تصویب یک تفسیر، فضای پرسش و تنش را حفظ می‌کند.

اولیویا لوچاردي در صحنه‌ای از فیلم موجودات مقدس

ژانرها و لحن؛ از درام تا رئالیسم جادویی

فیلم با مرزبندی‌های ژانری بازی می‌کند و بین درام روان‌شناختی، کمدی و رئالیسم جادویی نوسان دارد. همین ابهام در لحن به یکی از ویژگی‌های برجسته تبدیل شده است؛ لحظاتی طنزآمیز و در عین حال تیزبینانه به موضوع ایمان نزدیک می‌شود. کارگردان می‌گوید در نگارش اجازه داده شخصیت‌ها مسیر خود را مشخص کنند و از واکنش‌های غیرمنتظره‌شان غافلگیر شده است. تأثیر سینمای ایتالیا در دههٔ 1970 نیز در شکل‌گیری آزادی ژانری فیلم مشهود است. رئالیسم جادویی در اینجا ابزاری است برای بازخوانی ایمان جمعی به شکل نمادین و نمایشی.

تأثیر مارکو فرّری و طنزِ جدی

لوک از جمله تأثیرات خود را مارکو فرّری و فیلم‌هایی مانند «La Grande Bouffe» می‌داند که ترکیب تهییج و پوچی را نشان می‌دهد. این رویکرد به «موجودات مقدس» اجازه می‌دهد هم با خنده و هم با نگاه نقادانه به موضوع نزدیک شود و تناقض‌های باور جمعی را برجسته کند.

شخصیت‌پردازی میریم: استقلال، درمان و «جهانِ گربه‌ای»

اولیویا لوچاردي از تقلیل میریم به یک تشخیص خودداری کرد و نقش را جست‌وجوی بازیابیِ باورِ خویشتن دانست. کارگردان از بازیگر خواست میریم را مثل یک گربه تصور کند؛ موجودی با استقلال، فاصله‌گذاری و پذیرش قاعده‌مندِ شرایط. تغییرات ظریف در بدن و تنفسِ بازیگر هنگامی که میریم به آرامش بیشتری می‌رسد، قابل‌لمس است. این رشد در صحنه‌ای که میریم با لباسی حجیمِ زرد-سبز وارد مهمانی می‌شود به اوج می‌رسد؛ لباسی که مانند ورود بصری یک شخصیت کلاسیک، حضور او را متمایز می‌سازد و مرزبندی هویتی او را تقویت می‌کند. لینک به اثر کلاسیک All About Eve یادآور همین تأثیربخشی بصری است.

لباس زرد-سبز میریم در صحنه مهمانی

خانواده، رقابت و نسخه‌های متضاد تاریخ

لوک که خود تک‌فرزند بوده، به رقابت‌های خانوادگی و روایت‌های متضاد از گذشته علاقه دارد؛ در «موجودات مقدس» اعضای خانواده همیشه درگیر رقابت روایت‌ها و ادعاها هستند. فیلم فراتر از چالش‌های شخصی، پدیده‌های جمعی را نیز بررسی می‌کند: آیین‌های مذهبی، طرفداری ورزشی یا شبکه‌های اجتماعی؛ پرسشی که مطرح می‌کند این است که چه چیزی گروه را از جنبش واقعی متمایز می‌کند.

تئاتر آیین و تأثیر تجربهٔ کودکی

لوک در خانواده‌ای غیرمذهبی بزرگ شد اما شاهد نمایش‌گونه بودن مراسم مذهبی دوستان بود؛ بخور، لباس و حرکات جمعی او را تحت تأثیر قرار داد. این نگاه بیرونی به درون آیین‌ها یکی از موتورهای فیلم است؛ تماشای مرز میان تسلیم و اختیار و بررسی قدرت نمایش در شکل‌گیری ایمان جمعی.

انتظارها و مسیر اکران

واکنش مخاطبان و منتقدان در ادینبورگ می‌تواند مسیر بین‌المللی «موجودات مقدس» را تعیین کند. فیلم پاسخ‌های ساده ارائه نمی‌دهد و به‌جای آن پرسش‌هایی تازه درباره ایمان جمعی، نقش رسانه و مرزهای «روشنگری» مقابل «دیوانگی» مطرح می‌کند. آیندهٔ اکران به نحوهٔ مواجهه با این پرسش‌ها و پذیرش یا رد نگاه کارگردان بستگی دارد، اما واضح است که فیلم قصد دارد فراتر از مرزهای جشنواره سخن بگوید.