الساندرا سانگوئنتی در فیلم بلند اول خود، «توهمِ یک تابستانِ ابدی»، تصویری شاعرانه و زمینی از دشتهای پامپاس آرژانتین ارائه میدهد. روایتِ فیلم بیش از بیست و پنج سال از زندگی دو دخترعمو را دنبال میکند؛ از بازیهای کودکانه تا مادر شدن، جدایی و بازتعریفِ هویت.
نمایش جهانی و تیم تولید
فیلم در بخش Filmmakers of the Present در جشنوارهٔ لوکارنو (دورۀ 79) نمایش داده شد. نکات تولیدی کلیدی:
- تهیهکننده: جولیا سولومونف
- پشتیبانان مالی و توزیع: Mubi و Impact Partners
- رویکرد تولید: ترکیب مستند، عکاسی و ویدئو در همراهی بلندمدت با شخصیتها
فیلمسازی شخصی: همراهی با Guille و Belinda
سانگوئنتی ساختارِ نزدیک به فیلمخانگی را برای ایجاد حسِ آشنایی و صمیمیت به کار میگیرد. او سالها با دو دخترعمو ـــ Guillermina و Belinda ـــ در تماس بوده و میگوید رابطهٔ این افراد کاملاً طبیعی و ارگانیک شکل گرفته است. هدف او ثبتِ زندگیِ همراه با آنها بوده، نه بازنماییِ یک تحلیلِ بیطرف از فرایندِ بزرگشدن.
لحظههایی که مسیر میسازند
بسیاری از لحظات روزمره که در لحظه بیاهمیت به نظر میرسند، بعدها شکلدهندهٔ هویت و مسیری مشخص در زندگی میشوند. سانگوئنتی با ثبتِ خام و گاه دانهدارِ تصویر، آن الگوهای تکرارشونده و تحولات شخصی را بهصورتِ سندی بصری آشکار میکند.
فرم تصویری: عکاسی، ویدئو و دانهدار شدنِ تصویر
در این اثر، دوربینِ ویدئویی نقشِ ناظرِ طبیعی را ایفا میکند؛ ابزاری برای ثبت اجراها و بازیهای کودکانه، در حالی که عکاسیِ حرفهای بخشهایی از تصویر را هدفمندتر و انتخابیتر ضبط میکند. سانگوئنتی تفاوتِ دو رسانه را چنین توضیح میدهد: در عکاسی کنترلِ بیشتری وجود دارد، اما با ویدئو میتوان اجازه داد زندگی جریان یابد و سپس انتخاب کرد چه چیزهایی حفظ شوند.
پیوند با آثار معاصر
قاببندیهای ایستا و حواشیِ پیکسلیِ فیلم، شباهتهای فرمی با آثاری از جمله کارهای الکساندر کوبریدزه نشان میدهد. با این حال سانگوئنتی از دانهدار شدن تصویر برای ثبتِ تراکمِ زمان و حافظه بهره میبرد، نه صرفاً بهعنوانِ یک انتخابِ صرفاً زیباییشناختی.
حیوانات؛ نبضِ زندگی در پامپاس
اگر زنان قلبِ فیلماند، حیوانات نبضِ آن هستند. مرغها، گاوها، سگها و گربهها بهمثابهٔ اعضای یک جامعهٔ روستایی جلوه میکنند؛ نه صرفاً ابزارِ مزرعه. مادربزرگ بارها از لذتِ مراقبت از مرغها و رفتار جمعیِ گاوها سخن میگوید و سانگوئنتی نشان میدهد که مردمِ آن منطقه تا حدی بهواسطهٔ همین پیوند با حیوانات در آنجا میمانند.
از عکاس تا سینماگر: تغییرِ موقعیتِ روایت
پیشینهٔ عکاسیِ سانگوئنتی در شکلگیریِ دیدِ او تعیینکننده است. او در ابتدا تمایل نداشت خود را در قاب وارد کند، اما با گذشت زمان پذیرشِ حضورش در روایت به فیلمِ او جسمانیت و گرمای انسانی بیشتری بخشید و چشماندازی متفاوت از تجربهٔ زندگیِ طولانیمدت ارائه داد.
چه چیزی پیش رو است؟
«توهمِ یک تابستانِ ابدی» بیشتر از یک بازنماییِ گذر زمان، پروندهای از پیوستگیِ روابط انسانی و تأثیرِ خاطره بر هویتِ فردی است. انتقالِ کارِ چنددههایِ عکاسی به سینما نمونهای از راههای تازه برای خوانشِ روزمرگی و کاوشِ لایههای حافظه و زمان پیشِ روی سینماگران مستقل قرار میدهد.
منابع و اطلاعات بیشتر: دربارهٔ جشنوارهٔ لوکارنو در ویکیپدیا بخوانید و برای آشنایی با پشتیبانان تولید به سایتهای Mubi و Impact Partners مراجعه کنید.





