اولین بار نیست که موجودی ساخته‌دستی از صفحه‌ی کتاب یا تخیل نویسنده فرار کند تا روی پرده‌ی نقرهی زنده شود. اما کمیاب است که ببینیم یک «وحش» از ویکر بافته شده، در روستای میانه‌روی کوهستانی، نه برای ترساندن، بلکه برای عشق‌ورزی خلق شده باشد. این دقیقاً تماشای «ویکر» است — کمدی‌فانتزیِ تازه‌ی آلیکس هاستون فیشر و الینور ویلسن که روز ۲۳ اکتبر در سینماها اکران می‌شود و با بازی اولیویا کلمن، آلیکسندر اسکارسگارد و پیتر دینکلایج، قمار می‌کند تا ثابت کند ژانر فیلم‌های وحش، نه تنها مرده نیست، بلکه در حال تکامل بی‌سابقه‌ای است.

وقتی بافنده‌ی ماهر، شوهر رویایی می‌بافد

داستان در روستای کوچولی پر از پیش‌داوری می‌گذرد. ماهی‌گیر زنی (اولیویا کلمن) که از نظر هم‌سایگان به حاشیه راندہ شده، خسته از طعنه‌های بی‌همسری و تنهایی، به درِ استاد بافنده (پیتر دینکلایج) می‌کوبد. سفارشش؟ یک مرد. نه از گوشت و خون، از ویکرِ چوبِ چینه‌ی چوبان. وقتی این خلق عجیب حیات می‌یابد، چیزی شبیه به رمانس کلاسیک اتفاق می‌افتد، اما با قهقهه‌ها و لحظه‌هایی که دل را می‌فشارد. زن خیاط (الیزابت دبکی) با مشکوکیتِ دیوانه‌وار، به دنبال راز این زوج ناهم‌گون می‌گردد و آرام‌آرام حاشیه‌ی امنیتِ خوشبختی‌شان تنگ‌تر می‌شود.

اولیویا کلمن و آلیکسندر اسکارسگارد در صحنه‌ای از فیلم ویکر

فرانکنشتاین قرن بیست و یکم، اما با لبخند

مراجع کلاسیک ژانر وحش — از فرانکنشتاین مری شلی تا نوسفراتو مورناو — همیشه مرزی میان ترس و همدلی می‌کشیدند. گیلرمو دل تورو در «شکل آب» (۲۰۱۷) و دوباره در «فرانکنشتاین» سال ۲۰۲۵، و رابرت ايگرز در بازسازی «نوسفراتو» (۲۰۲۴)، این مرز را محو کردند. «ویکر» گام بعدی را برمی‌دارد: وحش دیگر تهدیدی وجودی نیست، بلکه شریک حیاتِ مخالف‌عادتِ یک زن مستقل است. اسکارسگارد با پوست ویکر‌پوسته و حرکات سخت چوبی، لحظه‌ای از ناامنی و عشق را هم‌زمان القا می‌کند که در ژانر وحش نادر است.

چرا باز هم وحش‌ها؟ چون ما آن‌ها را در خودمان می‌بینیم

بازگشت وحش‌ها به سینمای مدرن مصادف نیست. در دنیایی پر از عدم قطعیت، موجوداتی که «دیگر»اند اما ظرفیت محبت دارند، نماد ترس انسان معاصر از انزوا هستند. از کینگ‌کنگ و گادزیلا که شهرها را می‌شکنند تا زامبیِ «لیزا فرانکنشتاین» که دل نوجوان را می‌دزدد، همگی می‌گویند: «من هم متفاوت‌ام، اما هم عاشق‌م». «ویکر» این روایت را با طعنه‌ای تلخ و شیرین به جامعه‌ی باز روستایی، که هرکسی را که از قاعده خارج است طرد می‌کند، تقویت می‌کند.

پوستر رسمی فیلم ویکر

خنثی‌سازی ترس، بازی بازیگران

قدرت «ویکر» در سه‌گانه‌ی بازیگرانش نهفته است:

  • اولیویا کلمن با چشمانی که هم خنده و هم رنج را می‌فهماند، زنی روستایی را بازی می‌کند که جرئت درخواست «مرد سفارشی» را دارد.
  • پیتر دینکلایج به عنوان بافنده، حکم دیو مهربان داستان‌های کودک را دارد اما با هوشیاری بزرگسالان.
  • آلیکسندر اسکارسگارد — که پیش از این در «تراگدیاک» و «ذا نرت» وحشت را بازی کرده — این بار وحشت را در آغوش عشق می‌گذارد.

جلوه‌های بصری ویکر، ترکیبی از مک‌آپ پروستتیک عملية و CGI ظریف، مرز میان مسخره و دل‌آزوی را به چالش می‌کشد.

یک سیگنال برای استودیوهای بزرگ

در سالی پر از سِکوئل‌ها، ریمک‌ها و франشایزهای خسته‌کننده، «ویکر» مانند نسیمی تازه است. موفقیت احتمالی‌اش می‌تواند به استودیوهای هالیوود هشدار دهد: مخاطب امروز برای «ایده‌ی اصلی» گرسنه است، حتی اگر ریشه در اسطوره‌های کهن داشته باشد. اکران اکتبر نشان خواهد داد که آیا این سینماهای وحش‌محورِ تازه، موج‌های جدیدی در بکس‌آفیس می‌سازند یا فقط در جشنواره‌ها مانده می‌شوند. اما الان، 것만 اطمینان است که وحش‌ها بازگشتند — و این بار، برای ماندن.

پیتر دینکلایج در نقش استاد بافنده در ویکر